مفیدیت اشتراک در انتخابات ریاست جمهوری و ضرورت صدور یک اعلامیه مشترک توسط تارنما های ترقیخواه بمنظور دفاع از یک کاندید مشترک ، در صورتیکه دولت اعلان کند که به قانون اساسی احترام دارد و انتخابات مطابق احکام قانون اساسی به تاریخ معیینه تدویر خواهد یافت
دو هفته قبل من یک نامه به شکل متحدالمال به آدرس گردانندگان محترم تارنما های ترقیخواه به مضمون ذیل فرستادم :
((رفقا و دوستان گرانقدر ، گردانندگان تارنما های ترقی خواه ، شما بهتر از این هیچمدان می فهمید که انتر نت به یک نیروی عظیم تبلیغاتی تبدیل شده و تارنماهای شما هم دارای وزنه قابل توجه در بین محافل افغانی میباشند
رفقا و دوستان عزیز انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به سرعت نزدیک شده میرود اما روند اتحاد نیروهای ترقی خواه بسیار به کندی به پیش میرود.هنوز نیروهای ترقی خواه یک کاندید واحد برای انتخابات ریاست جمهوری تعیین نکرده اند
بیایید ماو شماکه مجهز با بیشتر از ده سایت ترقی خواه میباشیم با اقدامات وسیع ، همه جانبه و تاحد امکان همنوا خود ، نیروهای ترقی خواه را تحت فشار قرار دهیم تا هر چه زود تر یک کاندید واحد را برای انتخابات ریاست جمهوری به مردم افغانستان معرفی کنند.
من منتظر طرح ها و نظریات هریک شما عزیزان هستم لطفآ مرا تنها نگذارید.ما و شما اگر دست های یکدیگر را بگیریم و متحدانه عمل کنیم ، کار های بسیار بزرگ را انجام داده میتوانیم
برادر عاجز تان
سلیم مجاز))
با و جود مصروفیت هاییکه گردانندگی تارنما ایجاد می کند ومن آنرا خوب درک می کنم در حدود پنجاه درصد دوستان به نامه این عاجز پاسخ گفتند و اکثریت آنها آمادگی خود رانشان دادند.
من طرح یک اعلامیه مشترک را نوشتم تا اگر مورد قبول همه تارنما های ترقیخواه قرار گیرد مطابق آن عمل کنیم و در گام نخست آن را به یکی ازین دوستان جهت مشوره فرستادم که مورد تایید این دوست قرار گرفت. متن این طرح چنین بود:
طرح اعلامیه مشترک تارنماهای دموکرات و ترقیخواه
انتخابات آینده ریاست جمهوری افغانستان یک رویدادبسیار مهم است. این انتخابات باز هم مطابق احکام قانون اساسی بصورت مستقیم و سری صورت خواهد گرفت . لازمست نیروهای ترقیخواه هرچه زود تر یک کاندید مشترک رابه مردم افغانستان معرفی نموده سپس با تمام نیرو تلاش کنند این کاندید مقام بسیار خوب را درین انتخابات کسب کند.از تریبیون انتخابات باید به نفع مردم زحمتکش افغانستان استفاده اعظمی نمود.ما تارنماها و سایر وسایل ارتباط جمعی ترقیخواه از کاندید واحد نیرو های ترقیخواه همه جانبه حمایت و طرفداری نموده برای این شخصیت منظم تبلیغ خواهیم کرد
اگر تا تاریخ ......نیروهای ترقیخواه موفق به تعیین یک کاندید مشترک نگردند ما تارنماها و سایر وسایل ارتباط جمعی ترقیخواه یک کاندید واحد را به مردم افغانستان معرفی خواهیم کرد . ما نخواهیم گذاشت میدان انتخابات بگونه انحصاری در اختیار نیروهای دست راستی رها گردد.))
شماری ازین دوستان بسیارگرانقدر منجمله محترم عبدالله نایبی ، محترم فرید سیاوش و محترم نجیب روشن به حق یک سلسله سوالهای مهم رادر مورد مفید بودن و لازم بودن اشتراک در انتخابات را طرح کردند.من چهار سال قبل
درین عرصه یک مقاله کوتا
تحت عنوان «نیرنگ بایکات» نوشته بودم که دیدگاه مرا در مورد ضرورت و مفیدیت اشتراک در انتخابات بازگو می کند.
ناگفته هویداست که چون این نوشته چهار سال قبل نوشته شده مخاطب آن هیچیک از گردانندگان محترم سایت های ترقیخواه نیست. مخاطب من شخصیت هایی بودند که چهار سال قبل مردم را به تحریم و بایکات انتخابات تشویق می کردند. من بخشی ازین مقاله را چهار سال قبل به نشر رسیده بود درینجا نقل می کنم:
رويداد های روز نهم اکتوبر در افغانستان بيانگر آنند که نيروهای اپوزيسيون بار ديگر در دام يکی از نيرنگ های ماهرانه گردانندگان سياست افتادند. در پيامد اين نيرنگ چهارده کانديد رياست جمهوری بشمول يونس قانونی ، صحنه انتخابات را رها کردند و ميدان سياست و انتخابات را دربست در اختيار قدرت حاکمه قرار دادند. اين اشتباه سياسی کانديدان رياست جمهوری که مردم افغانستان از آنها توقعات ديگری دارند دوام صيادت نيروهای حاکمه کنونی را تضمين می کند.
همان صحنه مضحک را که الخضر ابراهيمی چند سال قبل سازمان داده بود بازهم تکرار ميشود. در جريان لويه جرگه ايکه محترم حامد کرزی بحيث رئيس اداره موقت انتخاب شد. رويارويی غير متوازن بود. محترم حامد کرزی با يک ضعيفه بنام مسعوده جلال روبرو شده بود. چند هفته قبل آقای ابراهيمی به پاسخ يک ژورناليست در مورد انتخابات افغانستان اطمينان داد که وضع مطابق ميل پيش خواهد رفت. اين مرد کهنه کار و اين روبای پير الجزايری بازهم مطابق رهنمود های اربابان خود پلان خويش را از فاصله های دور بمردم افغانستان تحميل کرد. برمبنای اين پلان چشم انداز دور دوم انتخابات عبارت خواهد بود از رويارويی محترمه مسعوده جلال يک کاندید ضعیف درمقابل رئيس ادارهً انتقالی. اگر در افغانستان کنونی شعور سياسی در سطح شعور سياسی کشورهای چون هندوستان ، سريلنکا و فليپين قرار می داشت شايدیک کانديد بگونه مسعوده جلال به پيروزی ميرسيد ولی با توجه به تسلط گرايش های زن ستيزی در افغانستان ، پيروزی در دور دوم انتخابات محترم حامد کرزی دست بالا خواهد داشت.
مردم ما که دموکراسی همسايه بزرگ شمالی ما را به باد ريشخند می گرفتند اينک يک نمونه پياده نمودن دموکراسی امريکايی را در افغانستان ببینند. اين بار نخست نيست که افغانها به دام نيرنگ بايکات می افتند. مردم غيور و زرنگ افغانستان طی بيست و پتج سال اخير اندوخته های غنی و تجارب پربار در عرصه های مبارزات مسلحانه آموخته اند. برپايهً اين اندوخته ها آنها با چال ها و نيرنگ های جنگ های کلاسيک ، پارتيزانی و جبهه ای آشنايی کامل حاصل نمودند اما برعکس در عرصه مبارزات مسالمت آميز ، دموکراسی و انتخابات هنوز تمام چال ها و نيرنگ های دموکراسی های غرب زده را نياموخته اند. يکی از نيرنگ های معمول که نيرو های حاکمه در دموکراسی غرب زدهً افريقا ، امريکای لاتين و دراين اواخر در کشورهای بلاک شرقی سابق بمنظور حفظ و دوام حاکميت خود با مهارت بکار می برند عبارت است از تشويق مستقيم و يا غير مستقيم نيروهای اپوزيسيون به تحریم انتخابات و ترک روند های دموکراتيک توسط بايکات و تشويق آنها ، به عدم اشتراک در جريان انتخابات . عدم اشتراک مخالفين در انتخابت بمثاله ريختاندن آب به آسياب حريف سياسی است که زمينه ها را برای پيروزی اجتناب ناپذير و کامل نظامهای حاکمه و دوام صيادت آنها مهيا می سازد.
اگر ما جريان انتخابات را بيک مسابقه فوتبال تشبيه کنيم .هرگاه قبل و يا در جريان مسابقه يک تيم يک موضوع کوچک و يا بزرگ را بهانه قرار دهد و اعلان کند که آنها برسم احتجاج و اعتراض شش نفر لايق ترين بازيکنان خود را از ميدان مسابقه برسم بايکات خارج می سازند ، تيم مخالف با داشتن 11 بازی کن قوی پتج بازی کن ضعيف را به سهولت شکست خواهد داد. بدترين حالت آنست که تيم ناراض تمام بازی کنان خود را به استثنای گول کيپر برسم اعتراض از ميدان خارج کند و گول کيپر هم زن باشد.
يکی از جنبه های زيان بار ديگر بايکات در مجالس بزرگ ملی مانند لويه جرگه اينست که بايکات جريان رای گيری سری را به رای گيری علنی تبديل ميکند. اگر بدون بايکات اعضای يک مجلس در بارهً موضوعات مطروحه بسوی صندوقهای رای سری بروند بعد از اعلان نتايج فهميده نمی شود که کی به کی رای داد و يا کی ها رای موافق و کدام ها رای مخالف دادند. در حالت بايکات و ترک مجلس ، مخالفين بکلی خود را بيرقی و علنی می سازند که در پيامد بايکات نيروهای حاکمه بسهولت مخالفين خود را شناسايی نموده تعداد دقيق آنها را شمارش می کند و توازن نيروها را بروشنی می بينند و اگر در اقليت قرار داشته باشند در پی تطميع و يا تخويف آنها می افتند و اگر اين دو نيرنگ کارگر نيفتاد توسط تشويق آنها به دوام و پايداری در عمليه بايکات آنها را ماهرانه از صحنه بحث و رای گيری خارج نگهميدارد و ميدان سياسی را بگونه انحصاری بصورت عام و تام در اختيار خود حفظ ميکند.
درجريان لويه جرگه که محترم حامد کرزی بحيث رئيس دولت انتخاب شد گردانندگان پشت پردهً سياست افغانستان چندين بار مخالفين را تشويق و تحريک به ترک سالون مباحثات نمودند در حاليکه حضور آنها در هنگام سخنرانی ها و رای گيری ها اثرات مثبت وارد ميکرد. بهر پيمانه ايکه نيرو های اپوزيسيون در جريان بحث ها و جدل ها سهم فعال تر بگيرند بهمان پيمانه در تصاميم نهايی اثر خواهند گذاشت. نمايندگان پاکدل و پاک نهاد افغانستان در جريان لويه جرگه قانون اساسی به دام نيرنگ بايکات اپوزيسيون افتادند. با وجود آنکه در لويه جرگه قانون اساسی اخير تعداد نمايندگان اپوزيسيون اکثريت را تشکيل می داد آنها بار ها برسم اعتراض صحنه بحث ، استدلال و رای گيری را ترک گفتند. اگر آنها در بدل ترک ميدان ، مبارزه مسالمت آميز فعالانه در جريان گفتگو ها شرکت ميکردند می توانستند تعداد بيشتر وکلا را متقاعد به برحق بودن موضع خود بسازند. بهر پيمانهً که آنها در جريان رای گيری سری شرکت می کردند پيروزی های بيشتر کسب می نمودند که اين پيروزی ها ، آنها را در پيگيری نهاد های دموکراتيک تر در قانون اساسی مدد ميکرد. شايد ما امروز يک قانون اساسی با محتويات بهترمی داشتيم. شايد در افغانستان نظام پارلمانی تسجيل می شد. شايد صدراعظم می داشتيم و شايد هم والی های ما در محلات انتخابی می بودند و بالاخره شايد در افغانستان يک محکمه عالی قانون اساسی يا شورای قانون اساسی وجود می داشت که مانند ساير کشورها قانونيت تدوين انتخاب رياست جمهوری را نظارت ميکرد که هيچ نيازی امروز به افتادن در دام بايکات ديده نمی شد.
درفرجام بايست بمردم پاک سيرت افغانستان عرض نمود که بايکات در جلسات لويه جرگه و در جريان انتخابات و تشويق مردم به عدم اشتراک در انتخابات به وضاحت کامل به نفع طبقات حاکمه تمام ميشود. ))
علاو ه بر استدلال فوق سوالهای ذیل را طرح می کنم.
ا- آیا هدف ما از اشتراک در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان واقعآ بدست آوردن مقام ریاست جمهوری است یا استفاده از تریبیون انتخابات برای برقراری تماس با مردم و دفاع از منافع آنها؟
2- آیا اشتراک نیروهای ترقی خواه روسیه در انتخابات دومای دولتی، اشتراک نیروهای ترقیخواه کشور های هندوستان ، فرانسه ، ایطالیه و برخی از کشور های آسیا ، افریقا و امریکای لاتین در مقابل رژیم های ارتجاعی و حتی دست نشانده غرب چرا صورت می گیرد؟ آیا تمام این نیروها اشتباه می کنند که در انتخابات شرکت می کنند؟
3-آیا عمل مشترک بخاطر اهداف مشترک نیروهای پارچه پارچه ترقیخواه را جبرآ با هم نزدیک نخواهد ساخت؟
4 - ما از عدم حضور نیروهای ترقیخواه در داخل افغانستان شکایت داریم.آیا اشتراک فعال ما در میتنگ ها، مارشها ،خانه به خانه رفتن ها ،اشتراک مادر برنامه های رادیو و تلویزیون بخاطر انتخابات موجب آن نمی شود تا ما حضوربیشتر در داخل افغانستان حاصل کنیم.
5- اگر ما در انتخابات شورای ملی نیز شرکت کنیم
و مانند محترم ببرک کارمل و محترمه اناهیتا راتب زاد وکلای خوب در پارلمان داشته باشیم مفید است یا اینکه بگذاریم صد در صدوکلا و سناتوران مجاهدین باشند؟
6 - آیا اشتراک در انتخابات گرچه موفق هم نشویم و با وجود آنکه دولت پوشالی باشد از نظر تمرین دموکراسی برای آینده مفید تمام نمی شود؟ اینکه چگونه برای انتخابات پول اعانه جمع آوری کرد، چگونه درولایات سفر ها را سازمان داد، چگونه امنیت کاندید ها را تامین کرد، چگونه میتنگ ها را سازمان داد، چگونه برای بحث ها و اشتراک در برنامه های رادیو و تلویزیون آمادگی گرفت ودها تجربه دیگر.
در اخیر لازم است عرض کنم که ما که راه قهر آمیز را مردود میدانیم یگانه راه خدمت موثرانه به مردم از طریق سهم گیری در انتخابات است .اگر انتخابات ریاست جمهوری بصورت مستقیم صورت گیرد یا توسط لویه جرگه ،نیروهای ترقیخواه افغانستان باید در انتخابات حضور فعال داشته باشند
من خودم هیچ کاندید ندارم و هیچ فردی را نیز در نظر ندارم.من منتظرم که نیرو های ترقیخواه یک شخصیت را به حیث کاندید مشترک کاندید کنند تا ما شما همه به نفع او فعالیت کنیم
به نظر این حقیر ما مثلآ تا یک یا دو ماه دیگر میتوانیم باز هم انتظار بکشیم تا سازمانهای ترقیخواه یک شخصیت را به حیث کاندید واحد تعیین کنندوما همه جانبه برای این کاندید واحد از طریق سایت های خود کار کنیم اما اگر تا آن تاریخ آنها نتوانستند یک کاندید واحد را معرفی کنند، ماو شما نمی توانیم دست روی دست بگذاریم و میدان را در انحصار نیروهای دست راستی تنها بگذاریم. دران صورت ما و شما گردانندگان سایت های ترقیخواه در مورد یک طرز العمل بین خود به توافق خواهیم رسید تا حد اقل ده سایت ترقیخواه یک کاندید واحد را تعیین کنیم و برای او وسیعآ کار و تبلیغ کنیم. در اخیر بار دیگر تکرار می کنم که من خودم هیچ کاندید ندارم من از کاندید مشترک شما حمایت و طرفداری خواهم کرد