Afghanistan News Search Engine - جستجو گر اخبار افغانستان

 

لیست آثار این دانشمند

 
 

 

 


نویسنده:- محمد عوض نبی زاده

هویت تاریخی و اتنیکی جامعه هزاره در دراز نای تاریخ

افغانستان نام کشوریست که بریک بخشی از سرزمین آریانای کهن وخراسان بعد از اسلام در حدود سه قرن اخیر نهاده شده است. به قول میرغلام محمد غبار مؤرخ معروف کشور: بالآخره اسم افغان وافغانستان به مرور قرون ازقبیله به قبایل وطوایف انتقال وبه تدریج ازجبال سلیمان به تمام صفحات جنوب هندو کش تا دریای سند منتقل ودرنهایت به تمام ملت ومملکت خراسا ن قرون وسطی اطلاق گردید است ایجاد کشوری متشکل ازاقلیت های اتنیکی با تفاوتهای قومی، زبانی- مذهبی ونژادی بوده.که سیاست ضد ملی برخی ازشاهان وزمام داران از شکل گیری ملت واحدی بنام ملت افغان که همه اقوام خودرا دراین هویت ببینند جلوگیری کرد ه است . و تاریخ آن سر شار از محرومیتها ست که چندین دهه بحران های پی درپی آسیب های بزرگی را در حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی بر این کشور تحمیل نموده اند . شکل گیری تعهدات بین المللی در خصوص اعمارو باز سازی نهاد ها و زیر ساخت های سیاسی اجتماعی، اقتصادی اغاز تلاشها به منظور تحقق شرایط توسعه در جامعه پس ازرژیم طالبان تلقی میگردد. دولت کنونی باید ، تکیه بر برابری سیاسی و برخورداری یکسان شهروندان از حقوق شهروندی صرفنظر از ویژه گیهای قومی، زبانی و مذهبی و تأمین آزادیهای سیاسی و مدنی که لزوم یک زندگی توأم با عدالت وبرابری را ملاک عمل خویش قرار دهد. و بدور از هر گونه تعلقات و گرایشات و با در نظر گرفتن منافع و مصالح ملی برای ترقی جامعه نقش مؤثر ایفا نماید- توسعه و ترقی بدون همکاری و مشارکت مردم ممکن ومیسر نیست که حکومت به تنهائی از عهدۀ آن برآید . درافغانستان اقوام و قبایل گوناگون زنده گی مینما یند و هرکدام آ نان دارای هویت تا ریخی وفر هنگ غنی مختص به خود میباشند از آن میان درباره مردم هزاره از طرف رژیم ها ی استبدادی تلاش صورت گرفته است تا هویت تاریخی وفر هنگی آنان را در ابهام قرار داده و با این مردم برخورد همراه با تبعیض برای مدت چند ین قرن بعمل آمده اند. که بر گوشه از زوایای نامکشوف هویت تاریخی واتنیکی مردم هزاره ء کشور مان روشنی انداخته میشود . پیشینه تا ریخی سر زمین هزاره جات و مردم آن :- هزاره جات سر زمین پوشیده از کوه ها و طبیعت کوهستانی است کهدر كوهستاني‌ترين ساحه كره زمين و از چشم‌انداز زماني در تحتاني‌ترين پله تاريخ روي خط تصادم حادثه‌خيز اجتماعي و سياسي قرار گرفته‌اند سر زمین

هزاره جات در دوره دوم عمر ز مین همه زیر آب بوده و با عروج کوه های هندو کش و بابا از آب در عصر سوم - دیوار های بزرگ طبیعی با صفحا ت بلند افقی و عمود ی تشکیل گردیده است. هزارجات تقریبا 30 % خاک افغانستان را احتوا میکند ، سرزميني درقلب افغانستان؛آباديها و شهرهايي در دامنه يا بر فراز كوههاي هندوكش، از جنوب افغانستان تا مرزهاي هرات در غرب و از بلخ تا مرزهاي شمالي قندهارموقعیت دارد. بنا بر گفته مورخین داخلی و خارجی پيش از دوره كوشاني ها تا بعداز دوره غزنويان و غوريان و حتي تيموريان درقسمت موجودیت دو كشور بمعني تقسيمات بين دو مملكت افغانستان و هزاره جات دیروزی وجود دارد؛ که مردم آن يك زماني همه به يك سرزمين واحد حيات بسر ميبردند . مورخین عرب و خراسان هزاره جات را بنام های غر جستان غرج الشار گر ستان یا د کر ده اند به قول ابن الحقول تاریخ دان عرب غر جستان کشوری بزرگی بوده که موسوم به مملکت غر جه است .در اغلب کتب تاریخ عرب وخراسان هزاره جات بنام غر جستان و هزارستان یاد شده که وسعت آن خیلی از وسعت کنونی آن فرا تر بود ولایات فعلی غور بامیان دایکندی سرپل - غز نی- پروان - و ردک - ارزگان و زابل- و بخشی از بغلان و سمنگان الی تخار را شامل میشدند . در باره هویت تاریخی و اتنیکی مردم هزاره جات کتاب های تاریخی جداگانه ویا در بخشی از کتاب های تاریخ عمومی افغانستان در مجلات روزنامه ها و هم چنان در یک ونیم دهه اخیر در رسانهای انترنتی داخلی و بیرون مرزی کشور نوشته ها و نظریات مورخان و نویسندگان مشهور داخلی و خا رجی چاپ و نشر ودرباره قدامت تاریخی سرزمین هزاره جات و هویت اتنیکی و منشا نژادی جامعه هزاره نظریه های تحقیقی سودمندی برای تثبیت هویت ایشان ارایه گردیده است . که درین مقاله برخی از نظریه های تحقیقی مورخان و نویسندگان برجسته داخلی و خارجی همراه با نتیجه گیری بطور فشرده خدمت خوانندگان تقدیم میشود.

دیدگاه های برخی مورخان و نویسندگان کشور در مورد هزاره جات و مردم آن:-

به قول مرحوم غبار نویسنده افغانستان در مسیر تاریخ : تقریبآ پنجهزار سال پیش از هزاره جات بنام ( ستا گید یا ) نام بر ده شده است شا ها ن هزاره جات قبل از اسلام بنا م ها ی کو شانیها و یفتلیها و شیران با میان که از اولا ده آنان بودند وبعدآ شاهان مدکور بنام های هزار بنده شار و ریو شاران یا د میشدند که عمدتآ در دو نقطه تا ریخی این سر زمین بنام های ( پشین) یا افشین یکاو لنگ کنونی و ( سو ر مین ) سر پل فعلی که پایتخت تابستانی و زمستانی ایشان بودند حکومت میرا ندند . استاد جاويد میگوید : مردم هزاره را از اقوام اصيل و بومي اين سرزمين میداند كه قبل از ( چنگيز ) خان بنام غوزه يعني غرجستاني معروف بوده اند و سلسله شاهان غور و شارهاي باميان از ميان همين اقوام بوده اند. نژاد هزاره ممكن است اختلاتي از اقوام اورال آلتائي اله تائي باشد استاد حبيبي كه مردم هزاره را هزاله ويا هساله میگوید .داکتر عنایت الله شهرانی مینوسد كه پيش از ميلاد مسيح فرزندان يكي از خوانين و رئيس قبيله ترك هاي توكيو در كاشغرستان و ساحه ختن و ياركند ياركنت و اورومچي بنام آچيل خان بعد از شكست در مقابل ژوان - ژوان ها جانب تخارستان ميآيد؛ ولي ناگهان در راه فوت میشود و دو پسر و يك دختر او بنامهاي قابول خان، جابول خان و غزنه جان ( دخترش ) در سرزمين هاي كابل و زابل و غزني آمده صاحبان آن ولايت ها ميگردند و از آنست كه كابل و زابل و غزني بنام هايشان نامگذاري شده است درحاليكه غزني از كلمه غز گرفته شده و كلمه ايست كه به لفظ تركي نسبت داده ميشود ، و غزنه دختر آچيل خان افسانوي است كه يگانه دو ولايتي كه به پسوند نسبتي چي استعمال ميگردد همانا ولايت غزني و باميان است كه باشندگان شانرا بنام غزنيچي و باميانچي ميگويند.نسبت دادن مردمان هزاره به تركي بودن شان صدها دليل موجود است كه ترك بودن آنها را روشن ميسازد. مثلآ در خصوص قبايل و فرقه هزاره ها اين نامها را داريم : تاتار ، خلج ، خلخ ، قرلوق - قللغ ، توركمن ، چوگل چگل ، نايمان وغيره كه همه را در ميان اقوام هزاره ميتوان يافت و به عين تلفظ و شكل در ميان تركان رايج ميباشد . کاندید اکادیمسن شاه علي اكبر شهرستاني چهل سال پيش تحقيقات نموده از جمله پانزده صد لغات ترك و مغول يكهزار و دوصد و پنجاه آن خالص تركي و مابقي مغولي ميباشد و از جانب ديگر اين كلماتيكه به زبان مغولي ارتباط ميگيرد، همه لغاتها در زبان تركي مورد استعمال دارد..داکترجلال الدين صديقي كلمه بربر را ذكر مينمايد و میگوید كه نژاد ترك شامل هزاره ، ايماق ، اوزبيك و قرغيز ميباشد بي ترديد ميتوان گفت كه مردم هزاره بيش از هزار سال قبل از ميلاد در افغانستان زيست داشتند و ساده ترين دليل حكومت داري نیاکان شان كوشاني ها در افغانستان ميباشد كه در قبل ازميلاد آنها در كابلستان و زابلستان و مركز غزني و بعدها تا مناطق نيم قاره هند حكومت داشتند.

هزاره جات 2300 سال قبل ، به نام های بربرستان و بعدآ غرجستان و هزارستان یاد میشده است .دوره بربرستان از 300 قبل از میلا د تا 724 میلادی سر زمینی را در بر می گیرد که قبل از اسلام و احتمالآ در دوره ماقبل تاریخ به بربرستان موسوم بود. در حدود سال های 200 ق. م. بامیان شهر ثروتمند و پر رونق بود. مرحوم غبار درین باره می نویسد: استفاده از طلا برای پوشش مجسمه های بودا در بامیان توسط زایران چینی در سال 632- م. گزارش شده است.دوره خراسان این دوره که حدود12 قرن طول کشید، در دو مرحله می تواند مورد مطالعه قرار گیرد. دوره ماقبل مغول از سال های 724- تا 1200 میلادی که طی آن ساکنان بربرستان به اسلام گرویدند. طی این زمان اسلامی و فارسی شدن غرجستان فرایند ی طولانی بود که حدود پنج قرن به درازا کشید.دوره بعد از مغولها که ششصد سال طول کشید و یکی از بی ثبات ترین دوره ها برای هزاره جات بشمار میآید. درین دوره بامیان مرکز هزاره جات در اثر حملات بی امان مغول ها و بعد از آن تیموری ها کاملآ نا بود شد و هر گز نتوانست شکوه گذشته خود را باز یابد.و همچنان دانشمندان و مورخین دیگر ی افغانستان نیز تحقیقات و نوشته های سودمندی را درباره معرفی هویت تاریخی و اتنیکی جامعه هزاره انجام داده است که میتوان از فیض محمد کاتب هزاره - محمد صدیق فرهنگ حسن فولادی - -سیدعسکر موسوی- حاجی کاظم یزدانی - حسین نا ئیل - جبلی غرجستانی عیسی غرجستانی داكتر سيد مخدوم رهين- نصیر احمد دولت آبادی- علیداد لعلی جواد خاوری - سخی ارزگانی - حمزه واعظی شاه علی اکبر شهرستانی داکتراکبر همت فاریابی- رضا ضیائی هادی میران ظاهر دقیق بومانعلی قاسمی و نویسنده ء این مقاله یاد نمود.

اغلب مورخان عقیده دارند که اکثریت شاخه های اقوام هزاره زیرعنوان دای قرارمی گیرند که دای بیانگر شناخت و شکل ویژه ای ازشاخه ها وپیوندقومی مردم هزاره است . دای که در لهجه هزار ه گی به معنی توده ای علوفه ای زمستانی یا بوته ای سو خت و به عبارت دیگر چیزهای که جمع آوری و در کنار هم قرارداده شده است . دای بشکل پیشوند دراسمای دا یزنگی، دایکندی، دایدهقان، دای چوپان، دای میرداد ، دای ختای، دای میر کشه ، دای کلان ، دای میر ک ، دای قوزی ، دای فولاد و دای ز نییات اتصال یافته است . بعضي از مورخان بر اين باورند که ورود آيين تشيع به اين ناحيه افغانستان درزمان سلسله صفويان و علي‏الخصوص دوران پادشاهي شاه عباس، ، رایج گردیده ‌ است. اکثریت هزاره ها مسلمان شیعه مذهب می باشند و در قلب افغا نستان مسکن گزین استند. ، تقریبا ۹۰٪ هزاره ها پیرو مذهب تشیع بوده و میتوان از آثار تاریخی از دوران صدر اسلام در موزیم کابل وقرآن کوفی به خط عثمان بن عفان خلیفه سوم اسلام، آیاتی از قرآنکریم به خط امام حسن و نیز به قرآن خط کوفی که در سال ۱۳۳۴ از "شهر غلغله" بامیان کشف شده بود اشاره کرد.در بافت اجتماعي و قومی افغانستان ، اما بر خلاف ادعای دشمنان, اين گـروه قومي از بوميان اصلي افغانستان‌اند هزاره‏ها دومين يا سومين گـروه بزرگ قومي در كنار پشتون‌ها، تاجيكها و ازبكها محسوب مي‏شوند. جامعه هزاره از بعضی مفاسد تباه کننده مانند : فحشا، بچه بازی، قمار، شراب، اعتیاد به مواد مخدر و گدائی بر کنار مانده اند. ؛ جهانگردانی که در باره هزاره تحقیق نموده به این حقیقت ا ذعان دارند ونوشته اند با اینکه این مردم در اوج فقر بسر میبرند اما تن به گدایی نمیدهندهزاره ها مردمی اند صادق، درستکار، آرام و صلح جو و در عین حال شجاع پرکار و زحمتکشو به مشاغل طاقت فرسا مصروف اند. و اغلب کارهای تولیدی و سازندگی کشور بدوش این مردم میباشد .آنان در برابر تهاجم ناملایمات روزگار سرمای شدید محیط گرسنگی و تشنگی فوق العاده مقاوم بوده و با تمام فشارهایی که علیه آنان اعمال شده باز تو انسته اند پرچم غرجستان را در قلب کشور بر افراشته نگهدارند . لهجه وگویش مروج مردم هزاره :- لهجه ای هزاره گی گویش مختلط از فارسی مغولی وترکی با سنت گفتار ی مخصوص به خود است .از نقطه نظر زبان شناسی گویش ولهجه عنوان دقیق تری برای هزاره گی است که دولینگ سا ل 1973 - .م . - شهرستانی سال -1981 م. نیز به گویش ولهجه هزاره گی اشاره کرده است . هزاره گی مرکب از 80 فیصد فارسی 10 فیصد مغولی و 10- فیصد ترکی و دیگر زبانها است لهجه وگویش هزاره گی به دلیل اثر گذاری زبان های ترکی و مغولی عمدتآ با دیگر لهجه ها ی فارسی متفاوت است . قاموس زبان هزاره گی که مجموعآ شامل 1450 لغت میشود بوسیله شاه علی اکبر شهرستانی درسال 1352 شمسی تحقیق وتا لیف گردیده که لغات فوق را با شاخه های مختلف زبانهای ترکی ومغولی و ازبکی مورد تحقیق و مقایسه قرار داده است .

جلد اول رسا له لهجه های مروج مردم هزاره ء دایزنگی بهسود و جاغوری شامل بیش از 1850- لغات لهجه هزاره گی چاپ سال 1365 - شمسی وجلد دوم رساله حاوی بیش از 600- لغات لهجه ء مروج مردم هزاره چاپ سال 1369 شمسی در کابل توسط نویسنده این مقاله تحقیق و تا لیف شده است . در مورد زبان وگویش هزاره گی دو جنبه باید مدنظر گرفته شود . اول رابطه بین گویش هزاره گی و زبان های مهمی که برآن تآثیر گذاشته اند مانند فارسی مغولی وترکی ودامنه تآثیرات هر کدام از آن ها برلهجه وگویش هزاره گی . دوم ویژه گیهای خاص و منشآء گویش لهجه هزاره گی . مردم هزاره از قدیم الیام به لهجه مروج فارسی- دری هزاره گی مکالمه میکرده است وجوه متمایز و متبارز دری و فارسی هزاره گی با زبان دری وفارسی روی این مشتقات تکیه دارد. اول نحوه گویش ولهجه - دوم - به کار بردن اصطلا حات و عبارات مغولی وترکیسوم ویژه گی های ارتباطی جملات و عبارات ونحوه تولید زبان ولهجه. در موارد زیادی تا هنوز مردم هزاره با استفاده از نام های مغولی ترکی وفارسی امور لسانی خویش را انجام میدهند. داکتر مهدی در کتاب تاریخ سیاسی ونظامی دودمان غوری تذکر داده که رونوشت نکاحنامه را که از بامیان کشف شده واین نکاحنامه در قرن چهارم هجری به لهجه ء هزاره گی نوشته شده است . بدین ترتیب هزاره ها نسل اندر نسل اصالت زبان فارسی هزاره گی را با خود به همراه آورده ومنتقل ساخته است . نظریات و دیدگاه های برخی مورخان خارجی در باره هزاره جات و مردم هزاره :- درگذشته ها ی دور هزاره جات کنونی به گفته (بلیو ) بنام غرمارث یاد شده که این نام در کتاب مقدس نیز آ مده است کنت کورت و بطليموس مورخين عهد سکندر کبير، فريه جهانگرد فرانسوي، هنري فيلد کريستياتس محقق دنمارکي و جورج راورتي، از مورخان غربي. مقدسي، مولف گمنام حدودالعالم در 959 ميلادي، ابي بکر مشهور به ابن فقيه، ابن خرداد در 920 ميلادي، از مورخين اسلامي و همچنان هيوان تسنگ راهب چيني از موجوديت غرج الشار، غرجه، غرجستان، شاران غرجستان و موجوديت هزاره ها در غرجستان به کرا ت ياد نموده اند. جهانگرد چيني هيوان تسنگ مینویسد كه در دوره كوشانيها از آريانا عبور كرده، قوم هزاره قرنها پيش از ورود اسلام به این سرزمين مي زيستند، در ادبيات و توا ريخ دوره اسلامي قرن سوم وچهارم هجري اطلاق ترك غرچه به قوم هزاره شده است. ژ. فيريردانشمند فرانسوی گفته است كه هزاره ها ساكنين اصلي افغانستان ميباشند و در زمان حملات اسكندر در همان محل زندگي ميكردند كه حالا حيات بسر ميبرند واین موضوع را از نوشته هاي موًرخ قديمي يونان كورتس استفاده كرده است. ؛ ميگويد : هزاره ملتي است كه از اختلاط و تركيب ترك و مغول بوجود آمده اند .و چنانچه در کتاب جامع التواريخ نیزنوشته شده است که هزاره ها ترکيبي از نژاد ترک و مغل واز ساکنان بومي افغانستان هستند. ، درین کتاب تاریخ که - 1500 سال قبل از ميلاد مسيح، از اوغوزخان " فاتح کبير مغل و فرزندان 24 گانه ء او نام برده مي شود و قبايل که بار اول در جهانگشايي با او سهم گرفتند، اقوام : اوليغور، قا نقلي،قبچاق، قارلق، قليچ، آغا جري يا باغچري، بودند که اين نام ها تا هنوز درميان جامعه ء هزاره مروج است. از قرن ششم قبل از ميلاد تا قرن اول ميلادي، هزاره جات مورد تجاوز قرارمي گيرد و مي توان از حمله ء کوروش کبير اولين حکمران مقتدر هخامنشيان " بين سالهاي 536 - 545 قبل از ميلاد، ياد نمود. گرچه او توانست هزاره جات را که در آن وقت ستاگيديا " ناميده مي شد، فتح نمايد، اما کوروش، از سوي قبيله ء دهايي " ( قبيله ء ترک و مغل )، زخم برداشت.سکندر مقدوني، به سرزمين هزاره جات که درآن وقت اراکوزيا " ناميده ميشد، حمله برد که با مقاومت سرسخت مردمان آنجا، مواجه گرديد. بطليموس دانشمند، که در رکاب سکندر قرار داشت مي نويسد :سکندر در گذشتن به شمال يک نوع انسانهاي جديدي را ديد که بي نهايت سرکش بودند و در پناه ء خانه هاي گلي مي زيستند. ولی "سکندر در جنگهاي چهار ساله موفق به تسخير کامل ولايات اراکوزيا ( هزاره جات ) نگرديد.امپراطوري مقتدر کوشانيها بين سالهاي 40 تا 220 ميلادي، مدنيت بزرگي در هزاره جات بنا نهاد. کوشاني ها را به نام اقوام يوچي " مي نامند که يکي از شرقي ترين قبايل نيرومند ترک و مغل از شاخه ء کميستي " يا سيتي " است.کد فيزس " بنيانگذار سلسله ء کوشانيها و بعد پسرش ويما کدفيزس " در سالهاي 90 ميلادي امپراطوري وسيعي را به وجود آوردند. دومين خاندان کوشاني ها که بنيان گذار آن کنيشکاي کبير " است، از قبيله ء کوشان، از جمله ء اقوام ترک و مغل ويکي از قبايل مهمي تشکيل دهنده ءاجداد هزاره ها در تاريخ شرق مي باشد.بعد از انقراض امپراطوري کوشاني ها، بين سالهاي 425 - 566 ميلادي، امپراطوري سوار کاران وتير اندازان زاولي " يعني سلسله اي شاهان زاولي يا هياطله، قد مي افرازند. ، مانند برادران کوشاني شان از اقوام و قبايل سيتي يا کميستي هستند که هم اکنون هزاره هاي زاولي در جنوب غرب هزاره جات درخاص ارزگان، مالستان، جاغوري، اجرستان، در حوالي کابل و غزنی به نامهزاره ء زاولي " زنده گي مي نمايند. کوشانی ها درابتدا عمد تا زردشتی بودند، بعدا بودائی شدند،. سلسلهً کوشانی ها، منطقه وسیعی را تحت کنترول داشتند که وسعت آن ازدریای اورال ـ اوزبیکستان ـ افغانستان ـ پاکستان الی قسمت شمالی هند امروزی میرسید. که ،شامل یوج جن، کندینا، سکیتا، کوزنبی، پاتالی پوترا وچمپا آن زمان میشدند.

برخی دیدگا های دیگر درباره بامیان مرکز هزاره جات :- باميان درافغانستان مرکزی < هزاره جات > ، تقريبا به مسافت 231 کیلومتر در شمال غرب کابل و در قلب کوه هندوکش، درارتفاع 2500 متری موقعيت دارد. با میان دربندا هش بنام < بامیکان> ودر قرن پنجم قبل از میلاد بنام < فان یانگ > و درسال632 میلا دی < فان ین نا > یاد شده است.در اوا ئیل قرن اول میلا دی با به قدرت رسید ن کو شا نی ها بامیان حیثیت مرکز دین بو دا ئی را پیدا نمودکه در اين امپراتوری بزرگ ، بامیان و تنديسهای بودا ، سمبول يا نماد اين عظمت تاريخي بود. پس از دوره کوشانی ها و یفتلی ها - تنی چند بنام شیران با میان که از احفاد کوشانی ویفتلی بودند در بامیان و حوا شی آن حکو مت میر اندند حکمر وائی این سلسله قبل از اسلام و مدت ها بعد از آن نیز اد ا مه یافته است. حکمرا نی شیران بامیان توسط غز نویان ساقط وبعد از آن غوری ها شنسبی ها خوارزمی ها در با میان حکو مت کر دند با شکست خوارزم شاه شهر غلغله توسط لشکر چنگیز خان تخر یب وبه بامیان آ سیب زیا دی وارد گشت.بامیان روی معبر کا روان رو قدیم میان بلخ و پیشاور بنا م راه معر وف ابر یشم قرار گر فته بود. پیکره های عظیم بودا - معا بد منقوش و چند ین هزارسموچ بامیان را از نظر آئین و هنر بودائی مشهور سا خت. اين شهربرای بيش از هفت قرن ـ از قرن دوم ميلادی تا دخول لشکر اسلامي در قرن نهم ميلادی درآن ، يکي از بزرگترين مراکز بودايی در شرق محسوب ميگرديد. بامیان درمحل تلاقی تمدن های ايرانی، يونانی، بودايی، هندو و اسلامی واقع شده و ميراث فرهنگی آن آميزه ای ارزشمند از تاثير اين تمدن ها و فرهنگ هاست. ، فصل بسيار با ارزش و مهمی را در تاريخ حوزه تمدني ما و در مجموعي جهان مي سازند. يک بخشي عمده از ميراثهای تاريخي و فرهنگي افغانستان را آثار باستاني قبل از اسلام تشکيل ميدهد که ازخصوصيات کاملا استثنايي برخورداربوده اند. بامیان در آن دوران تاريخي، منحيث با اهميت ترين مرکز تقاطع تمدن ها و جريانهای متفاوت فرهنگی و به مثابه شاهراهی انتقال ، و داد و ستد دست آورد های فرهنگی ملل مختلف جهان شناخته شده است. بازرگانان ، سياحان و هنرمندان از چين ، هند ، آسيای مرکزی و اروپا با استفاده از راه ابريشم ، دراين حوزه باستاني رفت و آمد داشتند،.هیوان تسانگ زایر چینائی که در نیمة اول قرن هفتم میلادی از بامیان دیدن کرده است از هیکل بزرگ دراز افتاده بودائی یادآوری نموده است . گرچه امپراتوری كوشانی ها در 220 ميلادی در شمال هندوكش ازهم پاشيد اما كوشانیها تا سال 425 ميلادی در جنوب هندوكش به فرمانروائی خود ادامه دادند .

Your browser may not support display of this image.

ازنظر تاريخی ، آيين بودائی حداقل ۱۵۰۰ سال قبل از حمله مغول ها به خراسان و افغانستان امروز بطور وسيع در جنوب هندوكش حاكم بود ، به گونه ای كه اين آيين ، سالانه هزاران زائر چينی را به باميان مي كشانيد . معابد متعدد درآن موجود بوده و درآنها هزاران راهب به اخذ تعلیمات بودائی مصروف بودند. در سخره های عمودی و افقی کوه های شمال شرقی بامیان مجسمه های بودا را به بلندی 140 تا 150 فت کنده اند. این مجسمه بزرگ طلائی میباشد که درهنگام طلوع آفتاب شعاع آن بهر طرف نشر میگردد. به فاصله 12 لی ( یک لی مساوی نیم ورست و یک ورست مساوی10،67 کیلومتر) در شرق شهر بامیان هیکل خوابیدة بودا را درمعبد بزرگی مشاهده میشود که با (نیروا نا) یعنی به مقام ابدیت فرومیرود. این هیکل یکهزارفت طول دارد و شاه مملکت هرسال در جشن آزادی جمله دارائی منقول خود و خاندان خود را به شمول آنچه در خزانه دارد می آورد وآنرا به نام وی قربانی میکند.. کار ساختمان دو پيکره بزرگ در قرن دوم ميلادی به هدايت کنشکای کبير آغاز گرديد و احتمالا در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم به پايان رسيده باشد. مغاره های حفرشده در دل کوه ها ، محل بود و باش هزاران راهب بودايي را تشکيل ميدادند و همچنان بحيث مهمانخانه برای مسافران ، بازرگانان ، و زائرين اين مرکز بودايي ، مورد استفاده قرار ميگرفتند. اين مغاره ها مملو از نقاشي های مختلف بودند که همزمان با تراش پيکره ها بحيث يک مجموعه يي بهم پيوسته حفر شده بودند. آنها به طول يک مايل ، قسمت شرقي و غربي ، يعني دو مجسمه بزرگ را با هم وصل ميکردند.این وادی را ميتوان به سه بخش تقسيم نمود. بخش غربي جايي که مجسمه بزرگ 53 متری قرار دارد و بيشترين بخش مغاره های منقوش را در بر ميگرفت ، بخش مرکزی که يک پيکره نسبتا کوچک ( احتمالا در حالت نشسته ) نيز تراشيده شده بود و تعداد زيادی از مغاره ها را در بر ميگرفت، و بخش شرقي واد ی که دارای مجسمه بزرگ 38 متری بودا بوده است. برعلاوه این دو مجسمة بزرگ ، مجسمة دیگری هم بفاصله هزار قدم دورتر بشکل خوابیده موجود بود. در حدود یکهزارو هشتصد سال قبل، کاروانهای تجارتی زیادی از آسیا و اروپا به قصد مسافرت به چین ازطریق بامیان عبورمینمودند.این جاده در عصر شاهان کوشانی رونق زیادی کسب نمود. شمار زیادی از زائرین چین نیزازین راه عبور میکردند. آنها به هند یعنی جائیکه بودا بیش از دو هزار سال قبل در آنجا متولد گردیده بود سفر میکردند. بوديسم در قرن سوم پيش از ميلاد توسط راهبان بودائی به نواحی جنوب كوه های هندوكش عرضه شده بود . با توجه به سكه های قديمی پيدا شده در باميان ، نقاشي های روی ديوار های معابد اطراف تنديس های بودا ، نقاشی های به جا مانده از زمان آخرين شاهان كوشانی و همچنين شكل فزيكی تنديس ها ، مي توان چنين نتيجه گرفت كه ساكنان اين منطقه تا حدود 2300 سال پيش دارای همان قیافه و تركيب فيزيكی چهره بوده اند كه هزاره های امروز هستند . بدين ترتيب چهره مغولی ساكنان مردم هزاره افغانستان را مدت ها پيش از حمله چنگيز خان و امير تيمور ، جستجو كرد ، مدت ها پيش از ظهورمغل ها ، ساكنان هزاره جات امروز در معرض تآثيرات اقوام قديمی مغل ها و ترك با ويژه گی های فزيكی شبيه مغل ها و ترک قرار گرفتند . برجسته کاری های مرمرین ، آثار سنگی بودایی متعلق به ماقبل تاریخ، برنزهای رومی، مسکوکات دوره های مختلف، مجسمه های قبل از میلاد، بخشی از آثار موزیم ملی کابل را که از بامیانبدی آمده تشکیل می دادند. که نشان دهنده رواج وسیع آئین بودائی در ین ساحه وبخصوص در بامیان میباشد .

Your browser may not support display of this image.

آئین بودایی در ایجاد وشکل دهی تاریخ تمدنی شرق وافغانستان دارای جایگاه بلند وماندگار است .

برای تامین وحدت ملی باید اقوام کشوربه تفاهم جمعی ، منافع ملی ازطریق مشارکت آگاهانه و عادلانه درمسائل سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی برسند تا برای تحقق اهداف مشترک وتامین منافع جمعی درچوکات حاکمیت سیاسی واحد ،تشریک مساعی نمایند. ایجاد حس اعتماد وهمبستگی ملی و تحقق وحدت ملی درافغانستان ، با همآهنگی واختلاط ارزشهای فرهنگی , تاریخی و اعتقادی اقوام ، که منافع جمعی آنان از طریق ، تفاهم " ارگانیکی" بر پایه فرهنگ پلورالیستی ، باید در چوکات حاکمیت سیاسی واحد امکان پذیر گردد. قرار است درطی یکسا ل و چند ماه آینده انتخابات ریاست جمهوری و چند ماه بعد ازآن انتخابات پارلمانی در افغانستان برگزارگردد. درحالیکه تنی چند از شخصیت های سیاسی خود ها را به مقام ریاست جمهوری کاندید و ازحالا بشکل مقدماتی فعالیت های تبلغاتی را آغاز نموده اند . اما تا هنوز هیچ یک از رهبران و نخبگان سیاسی مردم هزاره خود ها را به این مقام کاندید ننموده ولی جامعه هزاره به حد لازم بلوغ سیاسی و عزم ملی رسیده اند وبی توجهی وکم کاری حکومت کنونی را در طی تقریبا هفت سال اخیر بخوبی درک کرده واز آن کمک های میلیارد ها دالری جامعه جهانی حد اقل بازسازی تا هنوز درمناطق هزاره جات صورت نگرفته است که مردم هزاره جات آنرا لمس میکردند . رهبران دولت کنونی صرف باشعارها و تبلغات دلخوش کننده این مردم را امید وار و مصروف ساخته و کدام کارعملی درین ساحه انجام نداده است . جامعه هزاره دیگر فریب کاندیدان مقام ریاست جمهوری و بخصوص آقای کرزی را نخواهد خورد . درین انتخابات دیدگاه ها و تقاضا های مبرم ضروری و حیاتی زیر را مردم هزاره جات در بد ل پشتیبانی مشروط از تمامی کاندیدان و بخصوص آقای کرزی پیش از برگزاری انتخابات به ایشان پیشکش وارایه میدارند تا درطی مدت یکسال و چند ماه باقیمانده دوره کاری خویش آقای کرزی به آن عمل نمایند . -اول - معضله کوچی ها باید بصورت دایمی و همیشگی حل و فصل و به این مشکل زخم نا سور مانند برای همیشه خاتمه داده شود.- دوم در تطبیق پروژه شاهراه آسیا ئی کابل هرات از طریق هزاره جات تعلل و کارشکنی های مقامات دولتی بطور قاطع بدون سیا ست بازی ها ی قومی برطرف و هرچه زود تر اسفلتکاری این سرک از طریق بامیان بطرف کابل نیز آغاز و پیشبرد سریع کار احداث شاهراه را شخصا آقای کرزی زیرنظرمستقیم خود قرار دهد.- سوم- آقای کرزی تمام ولایات جدید پشنهادی مناطق هزاره جات و بخصوص ولایات جدید پشنهادی- جاغوری بهسود - پنجاب را منظور و تشکیل نموده تا این ولایات جدید مناطق هزاره جات درکنار ولایات بامیان و دایکندی فعالیت خود ها رادر سطح تشکیلات اداری ولایات جدید آغاز نمایند .چهارم :-برای باز سازی ولایات کشور بخصوص مناطق هزاره جات عدالت و برابری در تقسیم بودجه انکشافی آنان از طرف دولت در نظر گرفته شود.وبرای بازسازی ولایات بامیا ن و دایکندی توجه بیشتر از گذشته جلب و در اکمالات ارگانهای دولتی در همه امور ایشان اقدام و ایندو ولایت را به ولایات درجه اول از لحاظ تشکیلا ت اداری دولتی ارتقا دهند. پنجم :- قرار احصائیه موجود حضور تحصیلکردگان جامعه هزاره در ادارات موسسا ت و شعبات اجتماعی فرهنگی و اقتصادی دولت کنونی به تناسب حضورتحصیلکردگان دیگر اقوام درپائین ترین فیصدی قرار دارد که 2 % را تکمیل کرده نمیتواند.آقای کرزی باید سهم و حضور جامعه هزاره را درشعبات دولت مطابق به احصا ئیه ملل متحد ومتناسب به تعدادنفوس و شعاع وجودی شان که مردم هزاره سومین قوم در افغانستان میباشد تامین نماید . با تحقق این پنج خواست و تقاضای برحق و عادلانه جامعه محروم هزاره آقای کرزی بالای رآی و پشتیبانی مردم هزاره درانتخابات ریاست جمهوری آیند ه حساب نماید در غیر آن هر کاندید دیگری که به این خواست قانونی مردم هزاره لبیک گوید مردم هزاره درین مورد آمادگی صادقانه دارند تابا ایشان تفاهم نمایند .

نتیجه گیری :-

یکی از مورخان جهان میگوید :- مردم یک کشورتا تاریخ خود را نشناسد، نمی‌تواند تشخیص دهد که در کجا ایستاده هستند. تاریخ هرکشوربخشی ازهویت مردم آن سرزمین رامیسازد. درباره معرفی وشناخت ازقدامت تاریخی و هویت اتنیکی جامعه هزاره کتاب های متعدد تاریخی و تحقیقی ومقالات فراوانی از جا نب مورخان داخلی وخارجی تالیف و نگارش یافته است و براساس اسناد تاریخی وباستانی و تحقیقات علمی جامعه شناسی دانشمندان مذکور سرزمین هزاره جات وطن اجدادی و نیاکان مردم هزاره درطی مدت بیش ازسه هزار سا ل بوده که آثار باستانی بامیان آنرا به ثبوت میرساند و بنا بر تحقیقات انجام شده جامعه شناسان داخلی و خارجی هویت اتنیکی و نژادی جامعه هزاره ثابت گردیده است که این مردم مخلوطی از نژاد مغل و ترک اند که این علایم و نشانه ها را میتوان در لهجه فارسی هزاره گی مشاهده نمود . نظریات مغرضانه برخیها در باره اینکه مردم هزاره را از بقایای لشکر چنگیز میدانند بدو دلیل تاریخی مردود شناخته میشود اول :- بقول غلام محمد غبار:- چنگیز خان نمیخواست درین سرزمین ساکن شود ومیخواست بعد از تخریب شهرغلغلهء بامیان به مرکزاصلی خویش بر گردد . درحالیکه کوشانی ها دربامیان ،همراه با مردم این سرزمین به تشکیل دولت پرداخته وباعث عظمت بامیان باستان شدند. نیاکان مردم هزاره چنان آثاردرخشان تاریخی و باستانی را به جا گذاشته اند که هر گونه شک وتردیدی را ازمیان برداشته است.درین مقاله سعی گردیده تا در باره هویت تاریخی و اتنیکی مردم هزاره جات کتاب های تاریخی جداگانه ویا در بخشی از کتاب های تاریخ عمومی افغانستان در مجلات روزنامه ها و در یک و نیم دهه اخیردررسانهای انترنتی داخلی و بیرون مرزی کشور نوشته ها و نظریات مورخان و نویسندگان مشهور داخلی و خا رجی چاپ و نشر شده .که درباره قدامت تاریخی سرزمین هزاره جات و هویت اتنیکی و منشا نژادی جامعه هزاره نظریه های تحقیقی و کار شناسانه ارایه نموده تذکر رفته است . و همچنان دانشمندان خارجی نیز کتا بهای تاریخی و مقالات تحقیقی فراوانی را نوشته است . اكثرمورخان داخلی و خارجی معتقد ند که هزاره‏ها يكي از اقوام قديمي و مخلوطی از نژاد ترک و مغل افغانستان‌اند و هزاره جات ، ازگذشته های خیلیها دور و چندین هزار سا ل قبل زادگاه اصلی و آبائی مردم هزاره‏ بوده است.هم چنان چندین خواسته و د رخواست مشروط جامعه هزاره از کاندیدان ریاست جمهوری و بخصوص آقای کرزی نیز نگارش یافته اند .

منابع :-

سایت سمنگان زیرعنوان نام افغانستان چگونه و از چه زمانی بر کشورما گذاشته شد؟ نویسنده:- رمضان علی رحیمی .

سایت کا تب هزاره زیرعنوان برگي از تاريخ ترك هزاره نویسنده:- پروفيسور عنايت الله شهراني .

سایت آریانانت زیرعنوان ساختار قومی و نهادهای سیاسی- اجتماعی مردم هزاره نویسنده:- صاحب این قلم.

سایت آریائی زیرعنوان هزاره جات یا هزارستان ازدیدگاه ونظر مورخین نویسنده:- صاحب این قلم .

سایت مشعل زیرعنوان سیاستها وتاریخ معاصر هزاره ها نوشته:- ظاهر دقیق .

سایت سمنگان زیرعنوان به بهانه روز جهانی موزیم ونود سالگی موزیم افغانستان:- از بی بی سی .

یادداشت های صاحب این قلم . 8 - ماه - جون - سال - 2008- میلادی.




نویسنده:- محمد عوض نبی زاده

طالبان کوچی نما با تهاجم درهزاره جا ت امنیت کشوررا تهدید میکند

کوچی گری یک پدیده عقب مانده قرون وسطا ئی است که ازعمر آن چند قرن سپری میشود مگرمتاسفانه درقرن بیست یکم هنوز هم این پدیده کهنه اجتما عی در افغنستان وپاکستان وجود دارد . کوچیگری از طرف حکومتها ی ستمگر گذشته برای بهره برداری سیاسی علیه دیگراقوام کشورمورد استفاده قرار داده شده اما اکنون نیز حلقات منفعت طلب تلاش دارند که ازکوچیگری بحیث آله فشار سیاسی علیه اقوام دیگر کشور استفاده نمایند . پدیده کوچی باید تعریف شود که به کدام گروه ویا صنف اجتماعی گفته میشوند در افغنستان اقوام گوناگون کشور ما اعم از پشتون تاجک هزاره ازبک و دیگر گروه های اتنیکی میهن ما کوچی و فامیل های بی زمین و بی خانه دارند و همچنان کوچی های اقوام پشتون در ایا لتهای پنجاب سند بلوچستان و صوبه و سرحد در مناطق قبایل سرحدی پاکستان مصروف رمه داری و تربیه مواشی اند و برخی آنان صاحب زندگی مرفه و سرمایه ها کلانی میباشند نیزبود وباش دارند که باید با کوچی های پشتون افغانستانی تفکیک گردد. اگر کوچی تنها به افراد و فامیل های بی زمین وخانه بدوش گفته شود بناء در زمان امیر عبدالرحمن ده ها هزار فامیل های مردم هزاره از سر زمین پدری شان از مناطق ارزگان زابل دای چوپان هیلمند و قندهارتوسط این مستبد قرن بزوربه کوچ اجباری وادار ساخته شدند زمین و کاشانه شان را ضبط کرده به اقوام کوچی پشتون دادند ولی وارثین این فامیل ها همه اکنون کوچی و فاقد زمین هستند . دولت باید کوچی های داخلی مربوط به اقوام گوناگون کشور را اسکان بدهد .در افغانستان تعدادی از مردمانی که به شیوهء کوچی گری زیست دارند، این گروه قومی در دو طرف خط دیورند رفت و آمد داشته . ودر تابستان به افغانستان می آیند و در زمستان به سوی مناطق جنوب و شرق کشور و بیشتر در مناطق قبایلی و پشتون نشین پاکستان زندگی میکنند. آقای کرزی خود و تیم همکارش سالهای طولانی زندگی نموده بخوبی میدانند که کوچی ها ی پاکستانی اکثرا ازاقوم قبایلی پشتون سرحدی میباشند وسند تابعیت و پا سپورت پاکستانی داشته که در پاکستان آنان دارای خانه- دکان مغازه موتربوده و برخی ایشان به تجارت نیز مصروف اند .اززمان امیرعبدالرحمن برمبنای سیاست استبدادی قومگرایانه ء او کوچی ها در نقاط مختلف افغانستان وبه خصوص در مناطق هزاره جات مرکزی کشور که با زور، کشتار، ارعا ب و ستم , خانه و ملکیت باشندگان اصلی این سرزمین ها را ضبط و به کوچی ها توزیع نموده. است عبدالرحمن خان که خود از شاخهء درانی قوم پشتون بود، وغلجائیها را به جان اقوام دیگر انداخت و آنها را تطمیع، تشویق و تسلیح کرد تا به چور و غارت دارایی و ملکیت اقوام هزاره جات مرکزی کشور بپردازند. حتی تاکنون نیز از طرف برخی از حلقات در داخل دولت کنونی و طالبان -غلجایی ها و کوچی ها از سوی درانی ها به مثابهء پیشمرگان استفاده میگردند. اساسی ترین راه حل برای مسالهء کوچی های تمام اقوام کشور ، اسکان آنهاست به همان اندازه که دولت افغانستان در اسکان کوچیها و حل مسایل شان مسوولیت دارد دولت پاکستان نیز درین مسوولیت سهیم است. مسالهء کوچی ها باید در تفاهم با حکومت پاکستان حل و هرکشور سهم خود را در اسکان آنها به عهده بگیرد . مردم افغانستان مسولیت ندارد که برای کوچی های پاکستانی در تابستان در هزاره جات صفحات شمال و دیگر مناطق کشور چرا گاه و زمین های زراعتی خود ها را دراختیار رمه ها و مواشی آنان قرار دهند . بلکه این موضوع مکلفیت دولت پاکستان است که برای کوچیهای خویش اسکان پیدا نمایند. سر چشمه ء تمام معضله کوچی ها درپاکستان است طوریکه درسه سال اخیرپاکستان سعی نمود ه است تا از کوچی ها ی پاکستانی برای تشدید اختلافات میان قومی در بین مردم افغانستان در مناطق هزاره جات سمت شما ل و دیگر نقاط کشور بهره برداری سیاسی نماید و برای نا امن ساختن مناطق با امنیت افغانستان ذریعه طالبان تحت پوشیش کوچیهای مسلح ثبات را برهم بزند .

Your browser may not support display of this image.

حکومت های گذشته در افغانستان برای دست یابی به اهداف خود ، با استفاده از نیروی جمعی کوچیها آنان را در مقابل مردم محلی و بومی کشور ‏مورد استفاده سیاسی قرار داده است. برخی از حلقات در دولت افغانستان برخلاف دنياي مدرن امروز تلاش دارند تا روند كوچي گري هم چنان ادامه پيدا كند زيرابسياري ازاين كوچي ها داراي خانه و مسكن در شهر ها و قریه جات و زمين هاي زراعتي اند و تعدادي ازآنان تاجرنیز هستند، اما به زندگي كوچي گري شان ادامه مي دهند. فقط تعداد كمي ازآنان زمين ندارند حدس و ګمان ها بر اینست که - استخبارات نظامی پاکستان و گروه طالبان در تفاهم پنهانی با هم دیگر برای تشدید اختلافات قومی درکشورما و استمرار دشمنیملی در افغانستان طالبان را زیر نام کوچی ها درمناطق هزاره جات اعزام می دارندکه روشهای حیله ګرانه محافل حاکمه پاکستان و استفاده ابزاری از کوچی ها در قبال حل معضله کوچی ها جز تعمیق اختلافات ملی و دامن زدن به خصومت های قومی و دشمنی با مردم افغانستان نتیجه دیګری نمی تواند داشته باشد .حکومت های افغانستان به شمول حکومت موجوده از مشخص ساختن تعداد نفوس کوچی ها ابا میورزند. درگذشته ها شمار زیادی از مردم غیر کوچی وحتی مردمان آن سوی سرحد تنها به خاطری که پشتون است، درنقاط مختلف کشور جابه جا شده اند. اما به جای جمعیت اصلی کوچی ها کسان دیگری روی مقاصد سیاسی درنقاط مختلف و به خصوص در شمال کشور جابه جا گردیده است .دراین مرحله عمق فاجعه عمیقتر ازآن است که ما تصور آنرا داریم و امروزکوچی های پاکستانی با تروریزم ادغام یافته اند و دیگر آنان فاقد تجربه و آمادگی های تئوریکی و عملی لازم دراین رابطه نیستند و اکنون با الهام از تروریزم بین المللی و القاعده وتجارب قبلی و گرفتن احضارات همه جانبه در تبانی با متحدین شان در منطقه وارد صحنه گردیده و مصروف کارزار شیطانی خود است، که کوچکترین محاسبۀ غلط در رابطه با آن، اسارت و محرومیت مردم مارا اگر ابدی نسازد حد اقل ده ها سال دیگر طول عمر میبخشد، که این خود گناه نابخشودنی در قبال حقوق و آزادی های مردم تحت ستم و خون شهدای راه حق صلح و عدالت دراین استقامت برای همیشه خواهد بود مهاجمین مسلح کوچی ها ی طا لبی ، این تعقیب کنندگان پا لیسی های عبدالرحمان خانی، نادرخانی، هاشم خانی مطمئین ترین متحدین القاعده و طالبان و تکیه گاه مافیای تولید و قاچاق مواد مخدر امروزی درکشور و استخبارات نظامی پاکستان و دیگر منابع تروریستی و مافیائی درمنطقه و جهان هستند، در اوایل ماه جوزای سال جاری کوچی های مسلح پاکستانی با حمله نمودن بالای زمین، خانه، و دیگر داشته های مردم بهسود و دیگر نقاط هزاره جات، خون های مردم بیگناه را جاری، کشتزارها و مزارع آنانرا تخریب، علفچرهای ایشانرا تصرف که فضای وحشت و بی قانونی را به نمایش گذاشتند. و یکبار دیگر اقوام و ملیت های محکوم کشور را با نیات و آرزوهای شومتروریزم قومی و مذهبی، ازنو آشنا نمود. طبق اطلاع منابع خبری معاون ‏بن لادن الظواهری توسط همین کوچیهای پاکستانی از افغانستان به مرز پاکستان فرارداده شد". این فرهنگ کوچیها است، تا هرکسی که در حال فرار و یا تعقیب باشد، برایش پناه دهند. ‏ القاعده از کوچیها منحیث سپر استفاده میکنند، ‏و کوچیها آنان را پناه داده و مواد غذائی در مقابل پول برای شان تهیه میدارند.کوچیهای پاکستانی نقش سیاسی بسیار کلانی در دوران ‏سلطه طالبان داشته اند،.‏ نعیم کوچی یکی از قوماندانان معروف طالبان که در سال 2003 توسط نیرو های آمریکایی ‏زندانی شده بود، در اواخر 2004 از زندان به پشنهاد برخی از محافل طرفدارپاکستان و طالبان درداخل حکومت کنونی آزاد شد. به گفتهءاحمد رشید، خبرنگار پاکستانی بارنخست که طالبان به شمال رفتند به زودی با قیام مردم بومی روبرو شده وشکست سختی خوردند اماوقتی باردوم به منطقه یورش بردند از راه بلد ها کارگرفتند. این راه بلد هاهمان پشتون هایی بودند که برای غارت وقتل عام هموطن همسایهء خود راه بلد غارتگرانی شدند که همقوم شان می پنداشتند. با این تجربهء خونین هرگونه تلاش برای اسکان بیشتر کوچی های مسلح پاکستانی در هزاره جات و شمال کشور با مقاومت مردم بومی روبرو شده و درنتیجه سبب تداوم نا آرامیها درکشور خواهد شد. گرچه فکر میشد که امسا ل مسئولین دولتی از تهاجم کوچی ها به مناطق بهسود تدابیری جدی تری روی دست میگیرند.اما سکوت عمدی، وبی تفاوتی ارگان های دولتی منجر به تداوم برخوردهای خونین شده است درحالی که از اثر تهاجم مسلحانه کوچی ها ی طالبی برنقاط مختلف بهسود ولایت وردک درگیری و کشتار مردم بومی ادامه دارد، رئیس جمهور کرزی از حمله به پاکستان و سرکوب شبه نظامیان طالبان پاکستانی حرف میزند تا به زعم ایشان، هم خود و هم مردمان آن سوی مرز را نجات دهد! اما جالب این است که رئیس جمهور هیچ گاه با چنین خطابه های بلند پروازانه ، در باره ختم مخاصمت رو به افزایش میان کوچی ها ی مسلح طالبی و مردم هزاره جات ، هشدار نداد و اقدامی که از درگیری و مخاصمت قومی جلوگیری کند،به عمل نیاورد همان طوری که پیش بینی می شد، سکوت وبی تفاوتی تعقیب سیاست دوگانه حکومت در برابر افزایش خطر تنش مسلحانه میان کوچی ها ی طا لبی و ساکنان بومی مناطق بهسود، اکنون کار را به جایی کشانده است که خطر یک جنگ تمام عیار قومی را محتمل ترمیسازد . و این تحرکا ت جنگی می تواند درتمامی کشور گسترش یابد که درآن صورت تاجران سیاسی و حامیان طالبان پاکستانی در داخل دولت نیز داروندار خود را از دست خواهند داد. مردم هزاره جات مردم صبور، قانع، بی ضرر و شریف اند. خشک سالی و انهدام مزارع دربسیاری جا های کشور بیداد می کند؛ اما مشاهده می شود که آتش جنگ میان مردم هزاره جات و کوچی ها ی طالبی نه تنها در بهسود بلکه در مناطق غرب و جنوب هزاره جات نیززبانه می کشد. رئیس جمهور کرزی باید به جای حمله به پاکستان به ایجاد وفاق و همزیستی میان مردمان داخل کشور توجه کند. اگر رئیس جمهور آشکارا اعلام می کند که به حساب طالبان آن سوی مرز ها خواهد رسید، مراقب این سوی مرز ها نیز باشد.تجربه نشان داده است که اگر در داخل خانه امن و ثبات نباشد، صاحب خانه هیچ کار سودمندی را در خارج از محیط خانه انجام داده نمی تواند. بدترین میراث این آشوب آفرینی ها این خواهد بود که فضای اعتماد و همزیستی میان اقوام مختلف ساکن درکشور بیش از پیش تیره وتار شود و آن گاه هیچ کسی ازین حوادث سود نخواهد برد . متاسفانه آقای کرزی تنها در مسایل عمده سیاسی صرف شعار میدهد ولی رهبران پاکستان درین باره اقدامات عملی میکنند .

Your browser may not support display of this image.

آقای کرزی با توظیف یک هیات دولتی مانند سال قبل اقدام نموده است که عملکرد این هیات موظف مانند هیات سال گذشته بدون نتیجه خواهد بود . زیرا حلقاتی در داخل دولت پاکستان در تفاهم با طالبان و القاعده میخواهند ازین حالت استفاده سیاسی نمایند و مناطق هزاره جات را نا امن سازند .که بی ثباتی وآشوب آفرینی را در هزاره جات , شهر کابل و دیگر مناطق کشو ر که تا هنوز امن است توسعه بدهند. آقای رئیس جمهور! با ایجاد کمیسیون های تکراری و غیر موثیر نمی توان معضله مردم هزاره با کوچی های طالبی را حل کرد شما باید با تصامیم غیر جانبدارانه و بدون در نظر گرفتن تمایلات وگرایشات حلقات نزدیک به پاکستان و طالبان با اسکان نمودن کوچیها میتوانید این زخم ناسور یک قرنه را برای ابد از دوش مردم وطن دوست و خیر خواه جامعه هزاره بردارید. که نام شما بحیث رئیس جمهور دموکرات وبدون تعصب , در کنا رنام شاه امان الله که فرمان آزادی مردم هزاره را از برده گی صادر نمود , بیاد مردم هزاره جات همیشه باقی خواهند ماند . ودر غیر آن نام جناب شما در فهرست , نام های عبدالرحمن , نادر شاه , ظاهر شاه , حفیظالله امین , ملا عمر و غیره درج و ثبت خواهند گردید. مردم هزاره جات نمی خواهند که اسم شما را در ردیف حاکمان ستم پیشه و جابر در اوراق تاریخ ثبت تاریخ کشور ببینند و امید است با درایت جناب عالی پریشانی تحمیلی تاریخی را از مردم هزاره جات بردارید و بیش از این بر این قوم عذاب دیده، بی عدالتی تحمیل نگردد.سکوت و بی تفاوتی معنی دار دولت افغانستان و جامعه جهانی و دیگر مراجع قدرت مدعیان حق و عدالت اجتماعی و دیموکراسی، منابع اطلاع رسانی کشور و جهان، در قبال این قدرت نمائی وحشیانۀ طالبا ن کوچی نما پاکستانی در گذشته و حال، که با هیچ یک از معیارها و موازین حقوقی و قانونی جهان مطابقت ندارد، چون قتل و غارت و تجاوز به دارائی و ملکیت مردم، بدون هیچ ترس و واهمه ای، نه از خدا و نه هم از قانون و مقررات مملکت، انجام میدهند و هیچ مرجعی هم خواهان بازجوئی و پرسش ازایشان نیست چه رسد به مجازات، خود به معنی تأئید و پشتیبانی از اعمال و جنایات آنان است. وقوع این حوادث ننگین و خونین در کشور هیچگاهی منحصر به مناطق هزاره جات نبوده و دربرگیرندۀ کلیه مناطق مسکونی اقوام و ملیت های دیگردر سرتا سر قلمرو کشور میباشد که در صورت مواجه نه شدن با موانع جدی و مقاومت مردم، تا سرحد تحقق آرزوهای قلبی وهمیشگی محو و نابودی کامل اقوام زیر ستم در سرتاسر این سرزمین ادامه خواهد یافت. محافل سیاسی کشور به این باورند که:- برخی از محافلی در داخل حکومت ، بطور مستقيم ويا غير مستقيم ازين تهاجم حمايت ميکند . وکوچى هاى که از طرف پاکستان مى آيند، مسلح ميباشند؛ ولی مردم هزاره جات خود سلاح هاى خود را به بخاطر تامين امنيت به برنامه هاى داياگ و ډى ډى آر تسليم نموده که چرا کوچى ها ازاين برنامه مستثنی وتابه حال مسلح اند . کوچی ها ی پاکستانی هیچ گونه مجوز قانونی برای رفتن در مناطق به خصوص علفچر های هزاره جات ندارند و رفتن آن ها عمل غیر مشروع است. حکومت هميشه ادعا ميکند که حکومت مردمى است و بايد همينطور هم باشد ، ولى درعمل ديده ميشود که از يک حلقه خاص، کوچی های پاکستانی حمايت ميکند اگر اين مشکل حل نگردد مردم هزاره جات مجبور خواهند شد تا این بار به هر قیمتی اسلحه پیدا نمایند و بصورت جمعی در برابر هر گونه اقدام تجاوز کارانه بایستند. در آنصورت مسئول پیامد ها و عواقب آ ن شخص ایشان خواهد بود، ويک بار ديگر، در تمام نقاط افغانستان جنگ شعله ور خواهند شد. نقطهء بارز حمایت برخی از حلقات در داخل حکومت از کوچی ها ی پاکستانی این است که آن ها از مرزهای بیرونی مسلح به کشور داخل می شوند؛اما هیچ ممانعت و محدودیتی علیه آنان وجود ندارد . سازمان ملل متحد که ضامن اصلی صلح و ثبات در افغانستان است، نیز به گونه جدی به این مشکل تاهنوزمتاسفانه نپرداخته است.کوچی ها ی طالبی امسال عزم کرده اند که مانند سلف خود عبدالرحمن خان از شش محور که تقریباً شامل تمام ولایات هزاره نشین میگردد، هجوم بیاورند. ، در واقع تمام موانع از سر راه کوچی ها برداشته شده و آنها با مورال قوی به سرزمین مردم بی دفاع و خلع سلاح شده هزاره جات ، حمله می کنند. چون می دانند که صدای این مردم فقیر به گوش کسی نمی رسد. طوریکه مناطق حصه اول و دوم بهسود ولایت وردک ولسوالی میرامور ولایت دایکندی ولسوالی ناهور غزنی چندین سال است که با فرا رسیدن گرما همواره مورد چپاول و تاراج کوچی ها ی مسلح قرار می گیرد و مردان مسلح کوچی گله های ساکنین بومی را از چرا گاه های شان بیرون می کنند، و به زور فروان روایی می کنند. مردم مناطقی که مورد هجوم قرار گرفته اند، برای دفاع از زمین های آبا واجدادی شان با بیل وکلنگ به دفاع بر خواسته اند . زیرا مردم هرگز حق دفاع از خود را و حق زیستن و ماندن در خانه خویش را به کسی نبخشیده اند و هیچ قدرتی نیز این حق را از انان نمی تواند سلب نماید.

Your browser may not support display of this image.

تیم کاری کمپاین انتخاباتیآقای کرزی به دلیل نزدیک بودن کمپاین انتخاباتی "خاطر نازک کوچی های پاکستانی طالبی " را نمی آزارد. چون کوچی ها یکی از کارت های برنده ء شان در انتخابات است. در بین کابینه ء و مسولین محلی دولت افرادی وجود دارند که در عیان و نهان از کوچی ها حمایت می کنند و جاده صاف کن های تسخیر هزاره جات اند. بی تفاوتی دولت در قبال فاجعه کشتار و درگیری میان کوچی ها و باشندگان بومی بهسود، نشان می دهد که ناامنی و خشونت در گوشه و کنار کشور، در این روزها با سرعت فراگیر می شود. اگر حکومت در خصوص خل غائله کوچی ها در بهسود به طور عاجل اقدامی نکند، افغانستان دیگر روی آرامش را نخواهد دید سخن گفتن با زبان اسلحه میان اقوام بسیار خطرناک است و می تواند به نوعی استخوان شکنی قومی تبدیل شود. و به کمان غالب برخی از محافل داخل دولت برای کمپاین انتخابات بعدی، میخواهند , از این حربه به منظور جلب رضایت اقوام پشتون قبایلی پاکستانی سود جویند.میان "دفاع وجنگ" بسیار تفاوت عمده وجود دارد. مردم هزاره جات در پکتیا، قندهار، کنر و پشاور هجوم نبرده اند، بلکه این کوچی ها ی مسلح طالبی اند که از طریق طالبان پاکستانی به هزاره جات حمله ور شده اند. حال این مردم از لحاظ حقوق ملی و بین المللی، به عنوان ساکنان بومی افغانستان، آیا حق ندارند که از سرزمین آبائی خود دفاع کنند؟ آقای کرزی در آغاز دوره موقت ریاست جمهوری خود چنان از مردم هزاره جات ستایش کرد که فکر می شد، هزاره جات از برکت این رئیس جمهور "دموکرات و فاقد تعصب" به گلستان تبدیل می شود. اما هزاره حات همچنان فراموش شده باقی ماند. آقای رئیس جمهور در بامیان در وصف این ولایت و مردم آن آنقدر "سخنان" زیبا فرمایش کردند که تصور می گردید، بامیان فردای آنروز به ولایت درجه اول ارتقا می کند و پلان شهری آن به سرعت جنبه عملی می گیرد و سرک شاهراه آسیائی کابل- هرات از طریق هزاره جات پس از چهل سال کارش را با جدیت آغاز و اسفلت خواهد شد. اما بازهم امید ها به ناامیدی گرایید وفقط دوربین های عکاسی روی مغاره نشینان بامیان متمرکز شد. وقتیکه مردم هزاره جات از تهاجم کوچی ها ی مسلح طالبی نزد آقای رئیس جمهور شکایت بردند، وی بطور تلویحی افاده داد که "شما مردم در مرکزکشور قرار دارید و کدام سرحد با کشورهای همسایه ندارید، از این لحاظ دست شما همیشه بسته است". اگر ازآقای کرزی پرسیده شودکه درطی سه سال اخیر در زمان حکومت شما طالبان کوچی نما، بار دیگر به هزاره جات هجوم می آورند و با سلاح پیشرفته دست داشته مردم هزاره جات را می کشند، آواره می سازند و زمین های شان را پایمال و اموال شان راغارت می کنند. در حالیکه در طی سه دهه گذشته ، به استثنای دوره طالبان، پای کوچی ها ی مسلح طالب نما به هزاره جات نرسیده بود. ماه حمل سال جاری بحث بالای طرح مواد قانون انتخابات در پارلمان زمانی به تشنج کشیده شد که علم گل نماینده کوچی ها ساکنان غیر کوچی افغانستان را مهاجر خواند و کوچی ها را ساکنان اصلی افغانستان قلمداد کرد که منجر به اعتراض بیش از صد نماینده پارلمان شد، و نماینده های معترض مدت طولانی پارلمان افغانستان را تحریم کردند. اما با وجود اعتراضات مردم، دولت تاکنون جواب قانع کننده برای این نمایندگان مردم نداده است.که ناشی از عدم توجه و بی علاقه گی دولت افغانستان و جامعه جهانی در ین قضیه پنداشته میشود.

نتیجه گیری:- در صورتیکه اگردولت و جامعه جهانی برای حل معضله کوچیهای مسلح پاکستانی در تهاجم بر هزاره جات اقدام عاجل اتخاذ نکنند رهبران ونخبگان سیاسی جامعه هزاره برای پیگیری حل معضله کوچیها در افغانستان تدابیر ذیل را بشکل عکس العمل مسالمت آمیز روی دست خواهند گرفت تابه این زخم ناسور چندین قرنه بر پیکر مجروح مردم هزاره جات برای همیشه خاتمه داده شود.1- نخبگان سیاسی , فرهنگیان و شخصیت های نامدار اجتماعی مردم هزاره و همه آنانیکه دلسوزی و احساس همدردی نسبت به مردم استبدادزده - مغاره نشین و فقر زده دارندبطور جمعی و انفرادی به دفا تیر ی دولتی ونمایندگی های جامعه جهانی در مرکز و محلات مراجعه نموده و شکایت دادخواهانه مردم شان را ارایه دارند. وهمچنان یادداشتهای رسمی و تحریری مکرر از طرف ایشان به عنوا نی سازمان ملل متحد , ناتو , آیساف و نمایندگی کشورهای دوست غربی در کابل تقدیم و درین یادداشت ها تاریخچه این تهاجم و تجاوز استبدادگرانه کوچی های پاکستانی را در گذشته و حالا که بعد از توقف سی ساله مجددا طی سه سال اخیراز سرگرفته شده است تشریح و توضیح می نمایند.- 2- جمعی از وکلای مدافع قانون اساسی که چندی قبل بخاطر جلو گیری از امتیاز دهی حکومت در طرح قانون انتخابات برسم احتیجاج پارلمان را ترک گفته بود اعتراض دسته جمعی انجام می دهند. 3- تظاهرات مسالمت آمیزشامل راه پیمائی وسخن رانیها و صدور قطعنامه ها از طرف جامعه هزاره در مراکز ولایات هزاره نشین و مراکز ولسوالی ها ی مناطق هزاره جات , در شهر های کابل , مزار شریف ,هرات , پلخمری , قندوز, غزنی , وردک ,غور ,سمنگان , سرپل و دیگر مناطق شمال کشور - ولایات و مناطق که مردم هزاره در آنزیست دارند و دیگر اقوامی که از تهاجم طا لبان کوچی نما متضرر میشوند براه انداخته می شوند .4- نخبگان و رهبران سیاسی و دینی جامعه هزاره بوسیله تدویر محافل اعتراضیه باید دفاع از سرزمین هزاره جات را حق مسلم مردم دانسته و این دفاع را برخلاف کسانی که آنرا "جنگ" می دانند، توجیه و تفسیر حقوقی و قانونی نمایند.5- نویسندگان، فرهنگیان و مورخان جامعه هزاره نسبت به قضیه کوچی ها ی پاکستانی تا می توانند، در رسانه های خبری بنویسند. باید از حق مردم بی دفاع که دارد بار دیگر تاریخ بر ایشان تکرار شود، دفاع نمود..برای رسیدن به اهداف بالا "کمیته های مردمی " به وجود آید. متاسفانه دولتمردان کشور و جامعه بین المللی نسبت به تجاوز کوچی های مسلح پاکستانی به هزاره جات با بسیار بی تفاوتی نگاه می کنند. که شاید ، عدم آگاهی آنان نسبت به خطرات بعدی این "تجاوز مسلحانه" از ناحیه بهره گیری سیاسی و مذهبی همسایه های افغانستان باشد. چون که سیاستگذاران افغانستان بیشتر از آنکه استراتژیکی بیاندیشند، مقطعی و گذرا اندیشه میکنند. پیشروی طالبان و تحکیم پایه های لوژستیکی آنها در وزیرستان، یکی از نشانه های سنجش های مقطعی، موقتی و گذرای نظامی و سیاسی، پالیسی سازان بوده است که "بیت الله محسود" با پاکستان صلح می کند ولی در افغانستان نیروهای خود را علیه قوت خارجی استقامت می دهد. در حالی که جنگ کوچی ها با مردم هزاره جات، و دیگر مناطق کشور کمتر توجه برانگیز است، اگر فردا این جنگ به یک جنگ تمام عیار اتنیکی و مذهبی تبدیل شود، آنگاه دیر خواهد بود که شعله های این آتش را در قلب افغانستان و در زیر حلقوم جناب کرزی و قوت های بین المللی، خاموش نمود. جامعه جهانی و دولت افغانستان باید برای تامین عدالت اجتماعی و تحقق دموکراسی تعریف دقیق حق شهروندی در کشور ، متناسب با معیارهای پذیرفته شدۀ جهانی برای کلیه باشندگان این سر زمین فراهم گرداند. نابود ساختن ستمگری در کلیه اشکال آن بزرگترین آرمان مردم هزار جات و، مظهر بلوغ اندیشه و ایمان آنان به جاویدانگی حق و حقیقت و عدم پایداری ظلم و استبداد درافغانستان و جهان میباشد. افغانستان به ملت سیاسی (شهروندی) به مفهوم واقعی آن نیازدارد؛ ملت شهروندی نه تنها تساوی حقوق بلکه شرایط همگون ومساوی رانیز برای همه گروه های اجتماعی درزمینه مشارکت درحیات سیاسی ,اجتماعی و اقتصادی کشورمطالبه میکند. بگذار برای مردم کشور ما راه دشوار رسیدن به دیموکراسی را که در پیش گرفته اند یک بار دیگر قربانی تمامیت طلبی وانحصار گری قبیلوی نشود و مردم افغانستان همه درکنارهم وبا قبول موجودیت همدیگر و احترام گذاشتن به حقوق وحیثیت ملی وانسانی همدیگر راه را برای ایجاد شرایط ملت واحد واز طریق نمایندگی واقعی آن ملت، دولت واحد ملی هموارساخته بتوانند.دولت نباید درباره این کوچی های مسلح طالبی فعلی اشتباه نماید بلکه این کوچی های مسلح طالبی آله دست استخبارات نظامی پاکستان بوده که برای آشوب آفرینی به کشور ما صادر میگردند تا مناطق با امن افغانستان را که تا هنوز از ثبات برخوردارند نا امن سازند .دولت و جامعه جهانی باید درین مورد با هو شیاری برخورد کنند که بعدا پیشیمانی سودی نخواهد داشت .

منابع :-

  • سایت سمنگان زیرعنوان کوچی‏گرایی:تخریبِ سامان ‏پذیری جامعه‏ مدنی و زندگی در افغانستان نویسنده: حنیفه خاوری.
  • سایت پیمان ملی سرمقاله پیمان: سه شنبه ۲۸ جوزا .

- سایت آریائی زیرعنوان کوچیها وهجوم آنها درهزاره جات وسکوت دولت درین باره نوشته:- ازتوردیقل میمنگی .

- -سایت آریانانت زیرعنوان آمادگی جنگی کوچی ها به شیوه عبدالرحمن خانی نوشته -:نواندیش

- سایت خاوران زیرعنوان حمله کوچی ها و واکنش قومی کرزی نوشته -: وفایی زاده

- یادداشت های شخصی صاحب این قلم - 22- ماه - جون - سا ل -2008 میلادی -





نویسنده:- محمد عوض نبی زاده

هشتادومين سالروزوفات علامه فيض محمد کاتب هزاره مورخ سترگ و بی بدیل تاریخ معاصر کشورخجسته و پر بار باد.

Your browser may not support display of this image.

چون کام جاودان مـتصـور نـمي شود خرم کسي که زنده کـند نـام جـاودان

جـلوه گـاه نـور بادا خاک ایشان رحـمت حق بر روان پاک ایشان


علامه فيض محمد کاتب هزاره در سال ١٢٧۹ هـ ق در قره باغ غزنی به دنيا آمد و به روز چها رشنبه دوم میزان 1308 ش ــ مطابق24 سپتمبر1929, و سال ١٣٤۹ هـ.ق در کابل جهان فانی را وداع گفت. ، جنازه علامه کاتب هزاره در بالاى جوى چنداول شهر کابل به خاک سپرده شده است ، علامه کاتب در حدود هفتاد سال زيست ودر رشته هاى حکمت ،کلام ،تاريخ ،ادبيات عرب ،فقه ،اصول ،منطق ،نجوم ،جغرافيه و غيره مهارت داشت .، علامه کاتب تحصيلات اوليه را درولسوالی قره باغ ولایت غزنى فراگرفته سپس راهی نجف اشرف درعراق گرديد، چندی در آن مرکز علمی به تحصيل پرداختهو مدتی درنیم قارهءهند آنوقت، در شهرلاهور مشغول تحصيل شد و نيز مدت کوتاهی در قندهار نزد علمای دینی تحصيل نموده ، اما بيشتر معلومات او در سايه مطالعات دوام داری است که در کتابخانه های عراق، ايران، هند و افغانستان انجام داده است. کاتب به زبان هاى عربى ،انگليسى ،اردو و پشتو آشنايى داشت،آثار زياد و گرانبها نوشت و آثار چاپ ناشده او به خط زيبای نستعليقش در کتابخانه های داخل و خارج افغانستان موجود است. ، تحفه الحبيب درسه جلد، سراج التواريخ درپنج جلد ، فيضی از فيوضات، تاريخ حکمای متقدمين ازهبوط آدم تا بعثت حضرت عيسی ، نژاد نامه افغانستان و تذکره الانقلاب از آثار مشهورکاتب مى باشد.، جلد سوم سراج التواريخ کاتبدرآن زمان چاپ ،جلد چهارم اش از چاپ بازماند وجلد پنجم اش مفقود مى باشد.، قراراظهارات وصحبتهای پسر کاتب هزاره که او در ماه عقرب سال ١٣٥٨ شمسی به تعداد -٩ کتاب ورساله و ٧١ شماره سندازآثار و يادداشتهای پدرش را که به رياست آرشيف ملی تسلیم داده است.تذکره الانقلاب وقسمت باقى مانده جلد سوم سراج التواريخ که شامل پنجسال حوادث اخير دوران امارت امير عبدالرحمن مى شود ،شامل اين کتاب ها مى باشد علامه کاتب هزاره يکی ازمورخان توانمند کشور استکه رويدادهای دو سده گذشته ( ١١٦٠- ١٣٤٧ قمرى) کشور را به نگارش درآورده است. رویدادها و حالات سیاسی و اجتماعی افغانستان را علامه کاتب در نوشته های خود به صورت بسیار واقعبینانه و بدون مبالغه و فارغ از غرضمندی و متکی به مدارک موثق و دست اول بازتاب داده است او مجبور بود تمام بیعدالتیها و مظالمی را که بر مردم افغانستان تحمیل می شد، به دلخواه مقامات وقت در نوشته های خود جلوه دهد. با اینهم او به وجه نهایت زیرکانه، اعمال ناروای حکام را در ورای الفاظ و کلمات و در لفافه طنز و کنایات جا به جا میکرد و در معرض بیان میگذاشت تا نسل های بعد از خود را از آن همه ناروایی های مستبدین آگاهی بخشد.

کاتب هزاره یکی ازمورخین ماندگار تاریخ کشور و یکی از شخصیت های سیاسی و تاریخی واز برجسته ترین چهره های متفکر و سمت دهنده نهضت مشروطه خواهان افغانستان بحساب میآید.وی که لقب پدر تاريخ نگاري معاصر را در کشور ما کسب نموده، بحق از جمله کساني است که نام آن بر فراز تاريخ معا صر افغانستان درخشش جاودانه دارد و از جايگاه رفيعي برخوردار است. دانشمندان معاصرافغانستان ، علاّمه فيض محمد کاتب هزاره را همرديفِ ابوالفضل بيهقي، دبير با درايتِ سلطان محمود غزنوي دانسته و لقب بيهقي ثاني به او داده اند. و حتي آثار ارزشمند اين مؤرخ شهير کشور را همطراز با همان خصوصياتي مي‌دانند که آثار بيهقي از آن بهره‌مند بوده است. يعني، همانگونه که آثار بيهقي از انسجام کلام، سلاست و روانيِ عبارات و پختگي انشاء و صداقت در حفظ وقايع برخوردار بوده، که آثار علامه فيض محمد کاتب نيز از آن مزايا برخوردار است. کاتب هزاره نيم قرن از عمر شريفش را در خدمتگزاري به مردم، از راه اشاعة علم و فرهنگ و خلق آثار گرانبهايش سپري نموده و سراج التواريخ را به مثابه چراغي فرا راه نسلهاي آينده کشورش به جاي مي‌گذارد. بي ترديد، ارزش علمي آثار علامه کاتب تا جايي است که بدون مراجعه به اين آثار ارزشمند، هيچ اثر تحقيقي در زمينه تاريخ افغانستان، نمي‌تواند از اعتبار علمي و دقت نظرکافي برخوردار باشد. پژوهشگران ما اگر تا ديروز از آثار ديگران به عنوان مرجعِ مورد اعتماد براي تدوين آثارشان استفاده مي‌کردند؛ خوشبختانه امروز، ديگران از کتابهاي تاريخي علامه فيض محمد کاتب، به عنوان مرجعِ مورد اعتماد و داراي اعتبار، استفاده مي‌کنند. در حقيقت براي نخستين بار، آثار کاتب موجب شد تا مبادلات علمي- تاريخي ميان افغانستان و کشورهاي خارجي در گستره پژوهشهاي تاريخي برقرار شود. زندگي پربار علامه فيض محمد کاتب، اين شخصيت چند بُعدي، درس بزرگي براي نسلهاي پس از وي مي‌باشد. او با نحوه عملکردهايش در زندگي که از فراگيري علوم متداول گرفته تا خلق آثار تاريخي، صداقت و امانتداري، درک واقعيتهاي موجود آن عصر و مشارکت در فعاليتهاي سياسيِ نهضت مشروطيت، که خود از چهره‌هاي مطرح درجمع مشروطه‌خواهان بود؛ الگوي تمام عيار براي نسلهاي آينده کشور است. شخـصیـت بلـند مـرتــبهءعلامه کا تـــب ا ز نـظر ا د بی با هیچ یک ا ز نویسندگان هـــم عـصـرش قـا بل مــــقا یـسه نیـست کـه نــثر فـا رسـی سـراج ا لـتوا ریـخ خیـلی پخـته تر از دیگر آثار چاپی آن دوره بوده است "."كا تـب د ر وا قـع كـسى اسـت كــه شـرا يـط و ا وضاع زما ن خـود را به طـور مشرح بـيان ميكـند و تـنها به شـرح زنـد گـى ا ميـر و خوا نيـن دور و بـرش ا كـتفا نيـمكـند و بـراى همـين منـظور مـورد ا نتـقا د مـردمـا ن صا حب نـفـوذ قـرا ر ميگـيرد .

علامه فيض محمد کاتب واضح ميسازد که مورخ هيچگاه از درج حقايق نباید چشم پوشی کند کاتب بازگويی حقيقت را در تاريخ، پيشه خويش ساخته بود و ازادگی را منش خويش و گويا پيمان بسته بود که خامه اش را هرگز با دورغ و گزافه و تحریف واقعيت نيالايد.او حقايق ناگفته را با دليری نوشت و چون تاريخ پردازانمزدور به معامله گری در اين امر شريف تن نداد.هر چند امير شکاک، صفحه صفحه، سطر سطر و واژه واژهء نبشته های او را بازنگری ميکرد، اما کاتب توانست گاهی صريح و عريان و زمانی با کنايه و با بهره گيری از شگرد های ادبی، آنچه را که حقيقت ميپنداشت بازگويد و جعل و دروغ و گزاف را برزبا ن نیاورد . عـلامه فیـض محـمد کا تـب هـزا ره توانست که نوشتـن وا قعــيـت ها ی تا ريخی را د ر خـد مت سـلـطا ن مستـبـد ی چون ا ميـرعـبـــد ا لـرحـمنخا ن بـنـويـسد ا مــا ا و هـيچگا ه رسا لت عـظـيم قــلم و مسـئولـيت بـزرگ وجــدا نی خـود را در برا بر عــصر هـا و نـسل هـا ی آ يـنده به مـوقعـيـت و منصـب خود نـفـر وخـت.

بعد از مرگ حبیب الله خان به سال 1347 هجری در جلال آباد وظیفه کاتب به حیث ملا در دارالانشا و مجلس تالیف خاتمه داده شد و به دارالتالیف وزارت معارف منتقل گردید تا در تهیه و تنظیم کتابهای درسی با دیگر اعضای دارالتالیف مساعی به خرج دهد. او در دارالتا لیف افزون بر ابراز نظر راجع به کتابهای درسی، آثار دیگری را که از آن اداره برای چاپ آماده ساخته می شد و خود نیز به نوشتن کتاب و مقالات می پرداخت، چنانکه کتاب تاریخ حکمای متقدمین را در جریان کار در همین اداره تالیف و چاپ کرده است . علامه کاتب هزاره برعلاوه آنکه مورخ شهیر کشور بحساب میآید او درزمان کارش به وزارت تعلیم وتربیه ، بعضی از کتب درسی توسط ایشان تصحیح و دوباره نویسی میشده که او مصحیح ورزیده نیز بوده اند. او چند گاهی در مکتب حبیبیه وقت به حیث معلم نیز انجام وظیفه می نمود و در تربیه فزندان وطن سهم خود را ایفا کرده اند.

علامه کاتب در شرایط بسیار دشواروخونین که مردم هزاره را فرا گرفته بود میزیست وبا لای جامعه هزاره در آنزمان هنوز هم تبعیض قومی ومذهبی بشدت بیداد میکرد. وی ، تبعیض وبیعدالتی را که در نظامهای استبدادی بر مردم هزاره به اشکا ل و بهانه های متنوعی اعمال گردیده بود بطرز ماهرانه منعکس میسازد. اگرچه ظاهرا وی به جانبداری از دربار، ظاهرآ مردم هزاره را به سبب سرکشی ، به الفاظ رکیک و ناشایسته مورد عتاب و سر زنیش قرار میدهد. ؛ ولی در پشت پردهء این الفاظ مظلومیت حق به جانب بودن این قوم ستمدیده را برملا ساخته و قیام آنان را بر ضد عمال تجاوزکار و فتنه جوی رژیم وقت بصورت واقعی توجیه می کند. فیض محمد کاتب میکوشید رسلت تاریخی اش را به شکل کاملا طبیعی و بدون جلب توجه سفاکان و قهاران ادا نماید. برای تحقق این هدف ، آینده گان را از حقایق مطلع سازد. علامه کاتب در بارهء وضع زنده گی مردم هزاره به سه نکته اساسی اشاره میکند:اول - مرد م هزاره را در نظامهای استبدادی با نظر استخفاف می نگریستند. وی این موضوع را در قرینه مناسبی بیان میکند: مردم هزاره که به دسته غلامان نامزد بودند معتمد علیهای اعلیحضرت تیمور شاه شدند ودوم - مردم هزاره به میل و رغبت و از روی شوق متوسل به جنگ نشده، بلکه هر بار جنگ بر آنها تحمیل گردیده است .سوم اینکه امرای وقت از اختلاف مذهب همواره استفادهء ناجایز نموده و ملانمایان تنگ نظر را تحریک میکردند تا بر ضد مردم هزاره فتوای ( جهاد) صادر نمایند. بناء جنگ بر ضد مردم هزاره معمولا صبغهء مذهبی به خود میگرفت. بگفته فیض محمد کاتب هزاره آنرا به حیث جنگ ملیتی تعبیر نموده و قتل و غارت این ملیت ستم دیده را مستوجب ثواب و پاداش اخروی قلمداد میکردند. اما کاتب هزاره در ساحه تاریخ نویسی مردم کشورش را فراموش نکرد و با قلم خویش جنایات مستبدین وعاملین قتل عام مردم هزاره و دیگر اقوام را بدون کم وکاست و بدون هراس وبا هوشیاری درج تاریخ خونبار افغانستان نمود و اعمال جنایت کارانه امیر میرغضب و خون خوار را افشا و بر ملا کرد وثبت اوراق تاریخ ظلمتبار کشور نمود . کاتب هزاره با وجود تحقیر و تبعیضی که نسبت به ایشان صورت میگرفت با حوصیله مندی و بدون اندک اشتباهی مظالم قدرت های استبدادی را در قید قلم میآورد وبه مردم کشور تقدیم میکرد. فرهنگیان و دانشمندان افغانستان به این مورخ برجسته ومتبحرو شخصیت پیشتا ز سیاسی نهضت مشروطه کشور و فرزند رنج و زحمت که مردمش به آن می بالند وبه این عالم جید و پر نبوغ افتخار میکنند.اسناد ارشیفی علامه فیض محمد کاتب، در تد وین تاریخ نوین افغانستان از هر نوشته ای دیگری قابل استناد و باارزش میباشد امروز از مهمترین منابع پژ و هشی و شامل کلیه مکاتبات سلطنتی فر مانها اسناد و معا هدات سیاسی. انواع نو شته های اداری و دیوانی گزارشهای اقتصادی و فر هنگی و نظامی اسناد قضا یی و مالی و حقوقی و بر خی از مکاتبات خصو صی و خا نوادگی می باشد، این قبیل تحقیق در زوایای تاریخ معاصر افغانستان که برپایه اسناد ومتون خطی متکی باشد کاری است نهایت ضروری که باید با سراغ منابع در موضوعات مختلف نو شته شود و زمینه برای نگارش تاریخ معاصر مملکت از هر حیث اماده گردد . چنانچه دریکی از نامه ها تحریر یافته است جناب جلالتمأب وزیر صاحب حربیه که این فدویان( منظور فیض محمد کاتب و سلطان محمد است. ج ص )دولت را مقرر و مأ مور فرموده بودند که شما رفته با مردم کوچی ملا خیل که در ملک حجرستان سکونت دارند بزبان شرین نصیحتا برای شان دانسته کنید که اموال ممنو عی را به دولت غیر نبرند)از ین بیان معلوم می شود که کوچی های مذ کور به سر زمین هند برتا نوی اموالقاچاقی از جمله اموالممنوعی را برده و از این درک استفاده شایانی می نمو دند و ثر وت هنگفتی را نصیب می شدند.

سرنوشت علامه فیض محمد کاتب حالت عجیببی بخود داشت و به همین لحاظ تمام آثار او، تا امروز به جا نمانده و همه آن ها نه تنها برای مردم افغانستان بلکه (به) خو انندگان خارجی نیز نا معلوم میباشند .اگر دانشمندان توانستند با سراج التواریخ سالیان پسین آشنا شوند، با کتاب تذکر الانقلاب و اضافات سو مین جلد سراج التواریخ درسال 1980 زمانی که فرزند فیض محمد کاتب هزاره، علی محمد دست نو یس اثار متذ کره را به ارشیف ملی افغانستان واگذار نمود معرفت حاصل نمودند. اثار فیض محمد کاتب تو جه دانشمندان کشور های کثیر را که به بررسی تاریخ افغانستان مصروف اند جلب نموده و می نمایند. اثار متذکره منابع با ارزش تا ریخی به حساب می اید. در زمان کنونی هیچ دانشمندی که موضوع تحقیق خویش را یکی از جهات تاریخ سیاسی اجتماعی اقتصادی و فر هنگ افغانستان نوین انتخاب نموده باشد نمی تواند اثر خود را بدون مطالعه و کار برد آثارعلامه فیض محمد کاتب، اثر جدی محسوب نماید. مراجع تاریخی به دو قسمت تقسیم شده است : نقطه آغاز تمام نو شته های تاریخی شنا سایی موارد مختلف استفاده از مأ خذ تاریخی می باشد، و از حسن اتفاق تشخیص اختلاف بین این دو کاری است آسان، مرا جع مقدم و اصلی، کتب و اثاری است که در زمان و قوع وا قعه یا در سال های نزدیک به ان نو شته شده باشد واقعات شاه شجاع مثلا در باره تعرض اول انگلیس بر افغانستان یا کتاب محا ربه کابل و قندهار در باره ان واقعه مر جع اصلی است. مر جع ثا نوی و فر عی کتاب و رساله یا اثر که واقعه ای را بیان کند اما بعد از وقوع ان واقعه نو شته شده باشد، کتاب افغانستان در قرن نزده در بیان واقعه فوق مر جع فرعی و ثا نوی می باشد، هو یت اسناد فرعی و ثانوی را می توانیم بر حسب و ابستگی به زمان مو ضوع مو رد بحث، تشخیص و تعین نمایم.در تحقیق مسایل، مطالب و مو ضو عات تاریخی همیشه مر جع اصلی و مقدم و مر جع، دارای ارزش خاص می باشد.فیض محمد کاتب هزاره که در تدوین تاریخ مقام ار جمند داشته همیشه د رتشخیص مدارک و طرز استفاده از آن دقیق بو ده است.نکته قابل تو جه در باره سراج التواریخ این است که مولف هم در مقدمه و هم مو ارد مختلف و در خو رتو ضیح پر داخته و موارد اختلاف را به مو لف اصلی حو اله داده است. درست نظیر انچه که امروز در زیر نویسی معمول است. و درصفحه سو م جلد اول سراج التواریخ بیان مو لف را در تو ضیح مأ خذ به این عبا رات می یا بیم ( نخست جهت رفع اشتباه ابنای زمان کتب تاریخی که در کار بو دند و به سو ی بیان وا قعات افغانستان راه می پیمودند.-1جهان گشای نادری۲- تاریخ سر جان ملکم۳- تاریخ احمدی ۴- خزانه عا مره ۵- جلد قا جاریه ناسخ التو اریخ ۶- رساله عر بیهسید جمال الدین الا فغانستانی ۷- تاریخ سلطانی۸- رساله علی قلی میر زا اعتضاد السلطنه۹- رساله محاربه کابل و قندهار۱۰-کتاب منظو مه حمید کشمیری۱۱- روزنامه اعلیحضرت شاه شجاع الملک۱۲- کتاب حیات افغانی مو لفه دبتی حیات خان۱۳-روضة الصفای ناصری مرأت الو ضیه عربیه مولفه یو سفاند یک امریکا یی.۱۴ پند نامه دنیا و دین... و جام و جم فرهاد میرزا را فرا هم اورده و همه و قایع را تطبیق داده ومجمو عه ای را از جهت مطا بقت اسم با مسمی موسوم به سراج التواریخ گر دانیده است .

کا تـب ا یـن مورخ شـهیـر کـشور کـتا ب ضخـیـمی د ر د و جـلد بـنا م تحـفـتــة ا لحبـیـب شـا مل وقا یع د وره سلطـنت ا حمد شـاه با با (1742 م) ا لی خـتـم د وره یعـقـوب خا ن و هم جـنگ د وم ا فـغــا ن ـ ا نگلـیس هـا (1879 م ) د ر 885 صـفحه با خـط نستـعـلیـق زیـبا د ر ظـرف تـقـریـبا ً د و سا ل نـوشـت . فـیض محـمد کا تـب کـه ا ز قـشر عـا مـه بود و به د ربا ر راه یا فـته بود ، طبـعاً د رنـظر دا شـت که درلـفکلا م خود ا حـوا ل ستـمد ید گا ن را تمثیـل نـما یـد و وجـدا ن طبـقا تی خـود را تسکیـن دهـد."3 ا ما تحـفـة ا لحبـیـب طبـع نـشد و ا مـیـرهـم د نـبا له مـوضع را رها نکــرد ه ا مـر تحـریـر سـراج ا لـتوا ریـخ را دا د. جـلد ا ول و د وم سـرا ج ا لتـوا ریـخ د ر( 1292 ش ـ 1913 م ) د ر 377 صـفحه نـشر گـرد یـد. جـلد ســــوم شـا مـل وقـا یـع جـنگ د وم ا فــغا نها و ا نگلیـسها و ا مـا رت ا میــر عــبـدا لرحـمن خا ن تا سا ل( 1896 م ) د ر863 صفحه د رکا بـل د رسا ل( 1294 ش ـ 1915 م ) طـبع شــد. وقـا یـع پــنج سا ل بعـدی را هـم زنـده یا د کا تـب نـوشـته بـود کـه طـبع نـشد ه بـود و بعـداً پسرش آ نـرا به آ رشیـف مـلی سپـرد کـه محفـوظ بـود. گرچه در دوره های شاهان و امیرا ن بعد از امیر عبدالرحمن برتمامی آثار و نوشته ها وبخصوص جلد های مختلف سراج التاریخ دستکاری صورت گرفته وحتی بخشی ازآنان را نابود و حریق نموده است اما باوجود آن هم جلد سوم سراج را باید سند رسوایی تهاجم وحشیانه و جنگ ده ساله خانمان بر انداز امیر عبدالرحمن و باقی خاندانش برضد مردم عذاب کشیده هزاره جات نامید درین جلد سراج التاریخ در باره قتل عام ها -غارت و تاراج ظالمانه مناطق هزاره نشین کشورکه بوسیله دژخیمان امیر سفاک صورت گرفت بادقت کامل از جانب این مورخ نستوه افغانستان جنایات و بی رحمی این امیر خون آشام در هزاره جات با جزئیات افشا و بر ملاساخته شده است .

شاه امان الله نواسهء امیر عبدالرحمن شرح اهداء لقبّ رئیس دلاوری اعظم احترامی طبقهء اعلی ستارهء هند از طرف ملکه ویکتوریا را به جد خود سرسپردگی اورا در مقابل بریتانیا در سراج مطالعه نمود، چنان از روش انگلیس و تحمل جد خود برافروخت که امر کرد تمام مجلدات این جلد ناتمام احراق و در عوض تاریخ واقعی افغانستان نوشته شود. در حالیکه مندرجات این کتاب خود جزیی از واقعات تاریخ دولت افغانستان بود و در عین حال ذخیره یک قسمت مهم از تاریخ قرن 19 افغانستان به شمار می رفت.اما این کتاب ناتمام در سال 1333 هجری ق. در مطبعهء ماشین خانهء کابل طبع شد و بکلی از بین نرفت و نسخه های مطبوعهء آن به دست اشخاص رسید. برعلاوه آن، شاه امان الله خان از دانش ، اهلیت و صداقت کاتب همواره استفاده می نمود. جـلد چها رم سـراج ا لـتوا ریـخ تا سـا ل هشـتم ا مـا نی ( 1306 ش ـ 1927 م) در یک جـلد وحـدود سـه هـزا ر صـفـحه نـوشـــته شـد کـه د ر کـتا بخا نه معا رف مـوجـود بود " ولی بعدا غـا یـب شـده"است.جـلد پنـجـم سـرا ج ا لتـوا ریـخ - د ر د ورهء ا مـا نـیه بـر ا سـا س فــرما ن شا هیکاتب هزاره مـوظف به نـوشتـن تا ریـخ ا یـن د وره هـم گـرد یـد که ا یـن تا ریـخ شـا مل هشـت سـا ل وســه ما ه د وره ا مـا نـیه نوشـته شـده بـود کـه متـا سـفا نه سـرنـو شـت هـــر د و جـلـد ا خـــیـر( چـها رم و پـنجم ) معـلوم نیـست، چـون د ر د ورهء نا د رشـا ه وبـرا د رش ها شـم خان وهـمه خا نـوا دهء شـا ن کمتـریـن نـشا نـی هــم بـنا م مشـروطیـت ا ول و د وم و شـخص ا مـا ن الله خا ن و یا محـــمود طـرزی را مشاهده می نمودند با یـد مــحو میـشد به گـما ن غـا لـب ا یـن آ ثا رهــم د ر کـتـا ب ســــوزی ســردا ر محمد نعـیـم خا ن وزیـرمعـا رف (1938 ـ1946 م) که غـــرض ا مـحا ی تــما م آ ثــا ر د وره ا ما نیـه صورت گـرفـت شـا مـل بـوده با شـد.

ا میـرحبیـب الله کلکا نی ا حکا می عـنوا نی زعـما ی سـرشـنا س مـذهـب جعـفـری ، یعـنی محمد عـلی جوا نـشیرچـنـدا ولی ،قـا ضی شـها ب ، خـلیـفه محـمد حسیـن، ا ستـا د غـلا م حـسـن وعلامه فـیـض محـمد کا تـب، صـا د ر نـمود تا بـه دا یـزنـگی رفـتــــــــه بـیـعـت مردم هـزا ره را بـرا ی وی بـیا ورنـد ، و چو ن مردم هـزا ره د رد فاع قـا طعا ز سلـطنـت ا ما ن ا لله خا ن بـرآ مد ند، و بـه فــرستا ده گا ن مـرکز جوا ب رد دا د نـد ، حبـیب ا لله بـه خـشم آ مـد و ا مـرلـت و کـوب آ نـها را د ا د ، ، کا تـبهزاره این مـورخ بینظیر کشور را بطور وحشـیا نـه لت وکوب نمودند که در اثر آن بشـد ت مـریـض شـده جا نبه جا ن آ فـریـن سپـرد .

ملافیض محمد کاتب هزاره حق ودین بزرگی بالای موسیسات فرهنکی - فرهنگیان وروشنفکران افغانستان دارندتا ازین شخصیت نستوه ومورخ بزرگ کشور بزرگداشت و یاد آوری شایسته بعمل آورند .بمناسبت گرامی داشت از علامه کاتب تقریبا بیست سال قبل حکومت وقت سیمیناربین المللی سالگرد تولد کاتب هزاره را در ماه حوت سال 1367-شمسی درهوتل انتر کانتی نینتل کابل با شرکت دانشمندان ومورخین داخلی وخارجی برگزار کرد . ودر ماه قوس سال -1366 برای آشنائی بیشتر با آثار وشخصیت کاتب هزاره توسط علی بابا شاهو پسرعموی کاتب که او درعین حال عضویت شورای مرکزی ملیت هزاره را داشت. به کمک نا مبرده علی محمد فرزند کاتب از شهر مزارشریف پیدا و با آمدن وی به کابل ملاقات علی محمد با صدر اعظم وقت تنظیم شد تا از طریق یگانه فرزند کاتب معلومات بیشتر درباره این مورخ نامدار وطن حاصل شود. با کمک فرزند کاتب مقبره علامه فیض محمدکاتب هزاره در بالا کوه چنداول درساحه بالا جوی کوه عاشقان و عارفان در یک زیر زمینی کنار جویچه منطقه دستیاب گردید . که بعد از یافتن مقبره کاتب هزاره برای اعمار مقبره این مورخ برجسته کشور طرح ونقشه یک آبده مقبره یاد گاری در یکی ازمناطق مناسب شهر کابل در نظر گر فته شد تا هر چه زودتر به کار عملی آن اقدام و تمام اسنادونقشه آبده تکمیل گردید ولی بنا برمخالفت حسن شرق صدر اعظم وقت در ماه سر طان سال - 1367- شمسی از تطبیق این نقشه جلوگیری بعمل آمد اما نقشه آبده یا د گاری مقبره کاتب توسط انجینران ریاست پا ما و ریاست ساختمان شهر داری کابل با مشوره ریاست دانشکده تاریخ دانشگاه کابل وریاست باستان شناسی اکادمی علوم تهیه ویک کاپی نقشه و تمام اسناد این آبده یادگاری در ریاست ساختمان شهر داری کابل تسلیم داده شد واگر حکومت کنونی علاق بگیرد میتواند از طریق شهر داری کابل در اعمار آبده یادگاری اقدام و یکی از سرکها ویا جاده ای را بنام این تاریخ نگار برجسته کشورنامگذاری کند. خوشبختانه تقریبا بعد از بیست سال دوباره نهاد های فرهنگی اجتماعی و موسیسات دولتی جهت تجلیل و بزرگداشت از علامه کاتب هزاره اقداماتی را برای معرفی و شناسائی ایشان از طریق محافل فرهنگی و سیمینار ها آغاز نموده اند که به فا ل نیک میگیریم چنانچه درطی یک سال اخیر از طرف دانشمندان و دوستداران کاتب هزاره کار های معینی جهت معرفی و شنا سائی این مورخ نامدار کشورانجام شده است که در زیر برمیشماریم: در تجلیل از مقام شایسته علامه فیض محمد کاتب ، -سيميناری از جانب وزارت تحصيلات عالى ، شوراى فرهنگى پوهنتون تعليم وتربيه کابل ، اکاد مى علوم افغانستان و دانشگاه خصوصى فیض محمد کاتب -خانه علم دانشگاه بامیان به مناسبت هشتادمين سالروز وفات کاتب به اشتراک حدود بیش ازيکصد تن از استادان پوهنتون هاى کابل و بامیان ، اعضاى اکادمى علوم کشور درشهر کابل تدوير يافته بود. درین سيمينار دو روزه که بتاریخ هشتم ماه سرطان سال جاری زیر نام ( آشنايى با ملافيص محمد کاتب پدر تاريخ معاصر افغانستان ) که درپوهنتون تعليم وتربيه کابل برگزار شده بود ،قطعنامه اى صادرنیز گرديدکه:- ، بازسازى مقبره کاتب، از جانب وزارت اطلاعات وفرهنگ ، مسمى ساختن يک محل ويايک ساختمان دولتى بنام کاتب و ترجمه آثار وى به ديگر زبان ها از مواد قطعنامه مى باشد. و همچنان بتاريخ ١١سرطان، يک سيميناردیگر در ولايت باميان نيز برگزار مى شود. که مواد قطعنامه هاى هر دو سيمينار بصورت توحيدی براى عملى شدن به ارگانهاى ذيربط حکومتى سپرده خواهند شد.

درین اواخیر نسخه قلمى جلد چهارم سراج التواریخ نوشته مورخ بزرک علامه فیض محمد کاتب و فرامين دوره امير عبدالرحمان خان را از يک باشنده شهر کابل بنام محمد وسيم مالک انتشارات اميرى به ارشيف ملى سپرده شده است . اثر اولی که بيش از ١٤٠٠ صفحه دارد تمام وقايع دوره امير حبيب الله خان را تا زمان کشته شدن وى و گرفتن استقلال کشور از انگليس ( ١٢٩٨ هـ ) را درج نمودهواثر دومی نقل از فرامين اميرعبدالرحمان خان است . ودر اين نسخه قلمى، اکثريت فرامين که هند برتانوى ارسال نموده ، درج است . ، اين فرامين چهار جلد ديگر نيز داشت اما تاهنوز، فقط يک جلد آن در يافت شده است . محمد وسيم مالک انتشارات اميرى در مورد گفت که اثار قلمى ياد شده را حدود ٢٠ سال قبل، از خانواده مورخ بدست آورده بود .ارشيف ملى يکى از بزرگترين محل حفظ آثار تاريخى است . ، که در آنجا ١٥٠ هزار ور ققلمى و بيش از ١٠ هزار کتاب قلمى موجود است . در حدود یک سال قبل به همکاری تعدادی از دانشگاهیان و تحصیل کردگان - دانشمندان و دوستداران علامه فیض محمد کاتب هزاره تصمیم به راه اندازی در تدوین برنامه های کاری دانشگاه خصوصی کاتب گرفتند که ،ساختمان اصلی دانشگاه کاتب در حال حاضر در کارته سه در غرب کابل واقع شده و تعدادی از اعضای هیأ ت علمی آن به کار تدوین و تنظیم مواد درسی مشغول هستند. قرار است سیستم درسی دانشگاه کاتب بر اساس معیارهای مدرن و به صورت واحدی (کریدتی) باشد و از طریق امتحانات کانکور سراسری دانشجو بپذیرد. دانشگاه کاتب قرار است در رشته های علوم انسانی مانند حقوق، علوم سیاسی، تاریخ، جامعه شناسی، مدیریت و باستان شناسی دانشجو بپذیرد و طبق برنامه های پیش بینی شده در سال های آینده رشته های فنی و طبی نیز در آن تدریس خواهد شد.بر مبنای تصمیمات گرفته شده هیچیک از استادان دانشگاه کاتب سویه تحصیلی شان کمتر از ماستری (فوق لیسانس) نخواهد بود.

نتیجه گیری :-

علامه فیض محمد کاتب یکی از مورخان طراز اول وبی مانند افغنستان شمرده میشود او فرزند رنج و زحمت بود و دریکی از خانواده های مردم هزاره ء قره باغ ولایت غزنی بدنیا آمده است . کاتب هزاره بازحمتکشی فراوان و استعدادخارق العاده که داشت به دربار وقت راه پیدا نمود و تاریخ واقعی تقریبا سه قرن معاصر کشور را بصورت دقیق نوشت و برخی را به چاپ رسانید. گرچه آثار و نوشته های کاتب بنا بر اتفاقات و رویداد های منفی سیاسی خاندانی نظام ها ی دولتی افغانستان تلف گردید مگر باوجود آن هم دوستداران تاریخ کشور و علاقمندان آثار کاتب بطور شخصی برخی از آن نوشته های قلمی وی را نگهداری نمودندکه متناسب با تغیرات سیاسی در کشوریک بخشی زیادی از کتب و آثار کاتب پیدا و بعضآ به چاپ رسانیده شدند. علامه کاتب در رشته هاى حکمت ،کلام ،تاريخ ،ادبيات عرب ،فقه ،اصول ،منطق ،نجوم ،جغرافيه و به زبان هاى عربى ،انگليسى ،اردو و پشتو و غيره آشنايى داشت،آثار زياد و گرانبها نوشت و آثار چاپ ناشده او به خط زيبای نستعليقش در کتابخانه های داخل و خارج افغانستان موجود است. زندگي پربار علامه فيض محمد کاتب، اين شخصيت چند بُعدي، درس بزرگي براي نسلهاي پس از وي مي‌باشد. او با نحوه عملکردهايش در زندگي که از فراگيري علوم متداول گرفته تا خلق آثار تاريخي، صداقت و امانتداري، درک واقعيتهاي موجود آن عصر و مشارکت در فعاليتهاي سياسيِ نهضت مشروطيت، که خود از چهره‌هاي پیشکام ومطرح در جمع مشروطه‌خواهان بود؛ الگوي تمام عيار براي نسلهاي آينده کشور است. کاتب هزاره سمبول از تقوا - پر هیزگاری و وطن دوستی بوده است ونسبت به مردم کشور عشق سر شار از تامین عدالت اجتماعی را داشت و طرفدار اندیشه عدالت و مساوات در جامعه بود ودرین راه نیز زحمات و تکالف فراوانی متحمل گردیده است .علامه کاتب هزاره پنجاه سا ل از عمر با ثمرش را در خدمت تاریخ و فرهنگ افغانستان قرار داده است که امروز همه مورخان و فرهنگ دوستان کشور و جهان از آثار گرانبهای علامه کاتب فیض می برند. روحش شاد و جایش بهشت برین با د.

رویکرد ها: -

- سایت سمنگان بنقل از مجموعه مقالات، سمینار بین المللی کاتب نویسنده رضا ضیا ئی.

- سایت آریائی زیرعنوان فیض محمد کاتب بیهقی ثا نی ، مـورخ شهـیر ا فغا ن نویسنده :- احسان لمر.

ـ سایت کاتب هزاره زیر عنوان تهـمت به ملا فیـض محمد کا تـب نویسنده :- ا نجنیر سخی ا رزگا نی.

بنقل ازسيمينارى هشتادمين سالروز وفات علامه فيض محمد کاتب هزاره . مشارکت ملی سایت-

- سایت آریائی بمناسبت برزگداشت ازهفتادوهشتمین سال وفات معلم جاویدان تاریخ علامه فیض محمد کاتب هزاره.

ـ سایت مشعـل بمناسبت گرامیداشت ازهفتادو هفتمین سال وفات مورخ بزرگ علامه فيض محمد کاتب هزاره .

- وبلاگ کاتب هزاره نویسنده: - دولت هزاره-

- بنقل ازعلی بابا شاهو پسرعموی کاتب هزاره که از- 1364-الی 1371- ش عضوشورای مرکزی ملیت هزاره بود.

-یادداشت های شخصی صاحب قلم. - 6- ماه جولای سال 2008 عیسوی




نویسنده:- محمد عوض نبی زاده

تکرارو تداوم جنایات نسل کشی و زمین سوخته ء طالبان کوچی نما درهزاره جات

کشوری ما افغانستان با پشت سر گذاری سه دهه جنگهای خانمانسوز که هنوزهم درعمق مصیبت جنگ دست وپا میزند وجهان از کمک به آن در جهت خاتمه بخشیدن به این فاجعۀ بزرگ عصربا دشواری مواجه می باشند ویکی از علل عمده آن همین برتری خواهی و اختلافات قومی وقبیلوی دربین ساکنین این کشور است،متآسفانه امروز نيز حلقاتی هستند که مانند رژیم های گذشته انتقامجویی های قومی را به وحشیانه ترین وکم نظیرترین شکل آن انجام میدهند و از جنگ های افغانستان هيچ عبرت نگرفته و برای غصب قدرت حاضر هستند خون ديگر بريزند و به هر قیمتی در راس نا انصافانه ء قدرت قرار گيرند . شرایط موجود درافغانستان ايجا ب ميكند تا از گذشته های خونين عبرت گرفت و هويت همديگر را پذيرفت . شرایط امروز حاکی از این حقیقت است که تحقق دموکراسی و ایجاد امنیت در افغانستان، بدون پرداختن به حل مسأله اقوام وملیت ها به فرجامی روشن نخواهد رسید. اما نباید فراموش کرد که نطفه های اصلي خشونت و دشمنی اقوام به نوعی به زیست گاه های جغرافیایی و سهم شان در قدرت ملی و محلی و توزیع ثروت عمومی ارتباط پیدا می کند. کوچی گریاین پدیده شوم اجتما عی در افغنستان وپاکستان وجود دارد که باید بصورت دقیق تعریف حقوقی گردد که این گروه اجتماعی به کدام گروه ویا صنف جامعه گفته میشوند در افغنستان اقوام گوناگون اعم از پشتون تاجک هزاره ازبک و دیگر گروه های اتنیکی میهن ما کوچی و فامیل های بی زمین و بی خانه دارند ولی کوچی های اقوام پشتون در ایا لتهای پنجاب سند بلوچستان و صوبه و سرحد در مناطق قبایل سرحدی پاکستان مصروف رمه داری و تربیه مواشی اند و برخی آنان صاحب زندگی مرفه و سرمایه ها کلانی در پاکستان نیز میباشند که باید با کوچی های اقوام پشتون افغانستان تفکیک گرددو دولت به کوچی های داخلی مربوط به اقوام گوناگون کشور اسکان بدهد . کوچی های اقوام پشتون در دو طرف خط دیورند رفت و آمد داشته . واین گروه قومی در تابستان به افغانستان می آیند و در زمستان به سوی مناطق جنوب و شرق کشور و بیشتر در مناطق قبایلی و پشتون نشین پاکستان زندگی میکنند. آقای کرزی خود و تیم همکارش سالهای طولانیدر پاکستان زندگی نموده و بخوبی میدانند که کوچیها ی پاکستانی اکثرا ازاقوم قبایلی پشتون سرحدی میباشند وسند تابعیت و پا سپورت پاکستانی داشته که در پاکستان آنان دارای خانه- دکان مغازه موتربوده و برخی ایشان به تجارت نیز مصروف اند . به همان اندازه که دولت افغانستان در اسکان کوچیها ی افغانی و حل مسایل شان مسوولیت دارد دولت پاکستان نیز در اسکان کوچی های پاکستانی سهیم است. مسالهء کوچی ها باید در تفاهم با حکومت پاکستان حل و هرکشور سهم خود را در اسکان کوچی های خویش به عهده بگیرد . سرچشمه ء تمام معضله کوچی ها درپاکستان است طوریکه درسه سال اخیر دولت پاکستان سعی نمود ه است برای تشدید اختلافات قومی در بین مردم افغانستان زمینه تهاجم طالبان کوچی نمای پاکستانی را در مناطق هزاره جات سمت شما ل و دیگر نقاط کشور فراهم نموده و برای نا امن ساختن مناطق با امنیت افغانستان ذریعه طالبان تحت پوشیش کوچیهای مسلح ثبات را برهم زده و بهره برداری سیاسی نماید .كوچي های پاکستانی در شرایط فعلی افغانستان به يك معضل ملي تبديل شده و همه ساله جان بسياري از افراد و امنيت تعدادي از خانواده‌ها را با خطر شديد مواجه مي‌سازد. در حالي كه کوچی های پاکستانی به زندگي و امنيت هيچ فردي در داخل خاک پاکستان ضرر نمیرساند و رفتار اجتماعي‌شان در چارچوب قانون و نظم عمومي سامان مي‌يابد. مانند ساير افراد از حقوق و مكلفيت‌هاي يكسان برخوردار ‌ا ند. و كوچي‌های افغانستانی نیز باید مانند کوچی های پاکستانی مثل سایر مردم افغانستان تذکره شهر وندی داشته و دولت در قبال تأمين حقوق سياسي، اقتصادي و اجتماعي آنها مسووليت به عهده گیرد. از طرف ديگر کوچی ها نیز نسبت به دولت، جامعه و كشور مكلفيت‌هايي دارند.مشكل كشور ما اين است كه به پديده كوچي و كوچيگري آنطوري كه بايد پرداخته شود عمل نمي‌شود؛ بلكه اين پديده همواره با حب و بغض‌ها و با در نظرداشت مصلحت‌ها و غرض‌ورزي‌ها همراه بوده و هر شخص و گروهي بيشتر به منظور دسترسي به منافع مادي و سياسي به اين امر دامن زده است. حتی همان شاهان و اميراني كه به نفع كوچي‌ها فرمان صادر كرده‌اند، هدف‌شان دلسوزي به اقوام كوچي - كمك و حمايت آنها و بهبود وضعيت دشوار و غير مدني كوچي‌ها نبوده است.زندگي كوچي و چگونگي زندگي آنها در چوكات قانون اساسي بايد قبل از همه از لحاظ سياسي، اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي مورد مطالعه قرار گيرد و به‌صورت عالمانه و بيطرفانه تحليل و ارزيابي گردد و در ارتباط با فراهم‌آوري تسهيلات آموزشي و صحت ‌ایشان، راهكارهاي كارآمدتر و مؤثرتري در نظر گرفته شود. راه حل اساسي معضله كوچي‌ها، تعيين تابعيت و صدور تذكره براي آنان است، تا كوچي‌ها داراي هويت شهر وندی گرديده و به‌عنوان كوچي شناخته شوند. اعمال قانون يكسان بر كوچي‌ها خصوصاً در قسمت‌هاي ماليات و عسكري که مي‌تواند حس مسووليت‌پذيري كوچي‌ها را نسبت وطن و وطن‌دوستي بيشتر سازد. معاف ساختن كوچي‌ها از تكاليف ملي و اعطاي امتيازات ويژه به آنها نه تنها به مردم كوچي كمك نمي‌رساند؛ بلكه خصومت‌ها و بدبيني‌هاي اجتماعي را تشديد خواهد كرد.جنگ‌ها و درگيري‌هاي سالهاي اخير بين مردم محل و كوچي‌ها، بالاخره رييس جمهور را مجبور ساخت تا فرماني را به منظور اسكان، رشد و تقويت اقتصاد كوچي‌ها صادر نمايد. اين فرمان تأكيدي به مفاد ماده چهارده قانون اساسي و نحوه اجرا شدن اين ماده است؛ و چنانچه فرمان رييس جمهور به‌صورت جدي و مسؤولانه پيگيري شود؛ مي‌تواند كوچي‌ها را به زندگي مدني تشويق و ترغيب نمايد، البته بايد توجه داشت كه اسكان كوچي‌ها به‌عنوان يك اصل و يك راه حل دایمی بايد مد نظر گرفته شود. وگرنه بسياري از كوچي‌ها همين حالا نيز مالك زمين‌هاي وسيع و خانه‌هاي مجلل در برخي ولايات و شهر های کشور مي‌باشند..

Your browser may not support display of this image.

دولت با تاخیر زیاد، سر انجام در روزهای اخیر برای حل این مشکل اظهار آمادگی کرده است. حامد ‏کرزی رئیس جمهوری اسلامی افغانستان با صدور حکم مورخ 9 سرطان سال روان خویش ، کمیسیونی را متشکل از نهادها و ارگانهای مربوط دولتی برای " تدوین مکانیزم توزیع زمین و ‏اسکان کوچیان" توظیف کرده است.‏ برخی از احزاب سیاسی جامعه مدنی و نمایندگان مردم مناطق آسیب پذیر تهاجم کوچی ها ضمن استقبال از این اقدام رئیس جمهور مطالب زیر را به دولت پیشنهاد می کند.

1-‏ کوچی گری باید تعریف دقیق شود ، که مهمترین مشخصات آن چیست ، و اگر قرار باشد که کوچی همان کسی است که محل سکونت دایمی نداشته و بی زمین باشدکه با احشام و مواشی خود- در پی ‏ - ییلاق می باشد ؛ در عین حال این کس شهروند کشور دیگری باید نباشد . این ‏گروه اجتماعی کوچی در میان اقوام گوناگون کشور وجود داشته و از میان اقوام پشتون، تاجک هزاره ازبک جوگی ، گجر ، جت ، ترکمن،عرب ،شیخ محمدی و بلوچهای ‏افغانستان را در بر می گیرد.‏
‏2-‏ کمیسیون موظف باید از همه اولتر تعداد و ترکیب قومی کوچیان را معین نماید؛ که در ‏گذشته همواره در مورد تعداد نفوس کوچی ها اغراق و در مورد ترکیب قومی آنان اغماض صورت گرفته است.‏ازآنجايي كه كوچي ها داراي تذكره نيستند ونيز هيچ آماري حتي تخميني از آنان موجود نمي باشد، باید هرچه زودتر تعداد كوچي ها را برآورد گردد و از طرف ديگر بايد از آنها سئوال شود كه آنان كدام كشور را انتخاب مي كنند پاكستان را يا افغانستان را؟
‏3‏-‏در سالهای گذشته به بهانه ی اسکان کوچیها مردمان مناطق سرحدی پاکستان بنام کوچی به مناطق شمال ‏افغانستان انتقال داده شده بودند که بعدا حساسیتهای سیاسی و اجتماعی را در پی داشته است؛ دولت ‏برای اجتناب از تکرار این اقدامات، ، اصل اسکان را از توزیع ‏زمین جدا سازد؛ چه شرط اسکان توزیع زمین نیست؛ غرض از توزیع زمین تامین سبب معاش است ‏که می تواند برای آن طرق دیگری در نظر گرفته شود.‏
‏4-‏به منظور تامین بیشتر وحدت ملی و جلوگیری از بر انگیخته شدن احساسات قومی، علاوه بر توجه ‏به تفاوت های زبانی و فرهنگی، هر گروه کوچی در مناطق مناسب طوری جا به جا گردد که متشکل ‏از اقوام گوناگون باشند و از اسکان گروه تک قومی در یک محل اجتناب صورت گیرد .‏
‏5-‏برای اسکان کوچیان مناطقی معین شود که از یک سو سبب آسیب های اقتصادی و اجتماعی بر ‏گروههای ساکنین محلی و بومی نشود و از طرف دیگر زمینه ظرفیت رشد نفوس را در آینده داشته ‏باشد.‏
‏6-‏همراه با اسکان کوچیان، باید برای بهبود زندگی آنها (طبق مفاد مادهء چهاردهم قانون اساسی) ‏برنامه های آموزشی و فرهنگی و اقتصادی موثرپی ریزی و به مرحله ی اجرا گذاشته شود. با گذشت زمان روشن خواهد شد كه اين حکم تا چه ميزان در عدالت اجتماعي و توسعه دموكراسي دراين سرزمين نقش بازي مي كند. توقع میرود با تبدیلی این حکم رئیس جمهور به قانون باید بنا بر اصول و معیا ر حقوقی - دیگر فرامين تبعيض آميز قومي كه از سلاطين مستبد گذشته به ارث باقي مانده بود، عملا لغوگردد.اين حكم از آن جهت تاريخي و سرنوشت ساز ممكن است باشد كه زمينه ساز اسكان يك كتله انساني سرگردان مي گردد كه طی چندین دهه شغل كوچيگری را پيشه خود ساخته بودند که باعث اذیت وآزار ساکنان اصلی مناطق مختلف کشور میشد ند. که ضرر وخسارتهاي فراوان بر مراتع و طبيعت بكر كشور،واردمی نمودند. .
شنیدن این خبر بیشتر انسان را وا میدارد تا اندکی تآمل نموده و به آن به دیده شک و تردید نگرسته شود زیرا مردم دیگر کشور ها میدانند که به آن تناسب که سیاسمداران دیگر کشورها به مردم خود دروغ را خیلی کم میگویند ولی حرف راست شان بیشتر است ، اما سیاستمداران کشور ما از سرتا پا دروغ گفته اند، دروغ میگویند و دروغ خواهند گفت. میبایست منتظر گذشت زمان بود تا دیده شود که آیا امر آقای رئیس جمهور جامه عمل میپوشد و یا صرفا امری است که بروی کاغذ باقی خواهد ماند. زیرا اینگونه کمیسیونها کم نه بوده اند که ایجاد شده ولی دردی را دوا نکرده است. پس بر نمایندگان مرد م در پارلمان کشوراست که در راستای تطبیق این امر هوشیار و کوشا باشند .

Your browser may not support display of this image.



اکنون که هزاره جات به منطقه ء امنی برای مردم کشور مبدل شده که نیروهای تروریرستی طا لب و القاعده توان نفوذ دراین مناطق را ندارند ، حامیان ترور یزم میخواهند از این پیشقراولان همیشگی استفاده برده و با ورودطالبان زیر نام کوچی به هزاره جات راه را برای خود ها باز نمایند و هزاره جات با صلح وثبات رابه یک منطقه نا امن تبدیل کنند. جريان كوچي گري يك پروژه استعماري درون حكومتي واستراتژي نظام استبدادي اليگاريشي است. برای فراهم سازی زمینه های نفوذ طالبان ،القاعده و تروریسم مسلح با اعتقادات بنیادگرائی اسلامی به مناطق نسبتاً آرام مرکز - شمال ، وغرب کشور، میخواهند جنگ وبرادرکشی تا مد تهای نامعلوم ادامه پیدا نماید . تاریخ خونین وغمبار مردم هزاره در طی یکقرن و بخصوص در سه دهه اخیر با قتل عام ها و زمین سوخته همراه بوده است و همواره حکمرانان کشور در بازی های سیاسی قربانیان اصلی آنرا از سرزمین هزاره جات انتخاب نموده است و برای تحقق اهداف سیاسی غیر انسا نی خود ها از کوچی های مسلح علیه مردم هزاره جات بهره گیری کرده اند . همه ء اقوام افغانستان بخوبی میدانندکه مردم هزاره به صلح و امنیت نسبت بدیگر اقوام منافع بیشتر دارند .و در طول تاریخ افغانستان هیچگاهی مردم هزاره بالای اقوام همسایه خو د تجاوز نکرده است ولی همیشه از جانب دیگران بخصوص کوچ های مسلح با حمایت دولت ها بر هزاره جات تجاوز و جنگ خانمان بر انداز تحمیل خانه و کا شانه و اراضی زراعتی و چراگاه های شان تاراج شده اند.در هنگام دست بدست شدن قدرت توسط بازیگران اصلی داخلی و خارجی قدرت مردم هزاره وسرزمین آن منحیث قوم آسیب پذیرمورد تجاوز قرار داده شده که مردم آن مورد تهاجم نسل کشی و آثار تاریخی آن نابود گردیده است . امروز نیز دوباره آن جنایات بوسیله طالبا ن کوچی نما با حمایت دولت های پاکستان و افغانستان زیرسایه شعار دموکراسی تکرار میگردد. سلا ح های ثقیله و خفیفه مردم هزاره جات شش سال پیش از طریق دایاک بوسیله دولت کنونی و جامعه جهانی جمع آوری گردید ولی جامعه جهانی و دولت فعلی درباره تطبیق دایاک بالای طالبان کوچی نما سکوت کرده و برخورد دوگانه انجام میدهند و به طالبان کوچی نما اجازه میدهند که با سلاح ثقیله و خفیفه پیشرفته به سرزمین هزاره جات داخل شده تا بالای مردم مناطق بهسودو دای میرداد هزاره جات قتل عام و زمین سوختهء ده سال قبل رژیم طالبان را زیر نام دموکراسی و حمایت نیرو های بین المللی عملی و تکرار نمایند . پدیده شوم طالبان کوچی نما که در خدمت استخبارات نظامی پاکستان قرار دارد و با حمایت رژِیم کابل از ین طالبان کوچی نما برای بی ثبات نمودن مناطق هزاره جات برای اهداف معین بخاطر تشدید نمود ن اختلافات قومی میان اقوام گوناگون و نا امن ساختن این مناطق که تاثیر مستقیم در بی ثبات سازی شهر کابل خواهد داشت استفاده میکند . گرچه بعد از حادثه یازدهم سپتامبر دوهزارو یک میلادی در امریکا و سقوط نظام طالبان در افغانستان جامعه جهانی در راس امریکا و کشور های اروپائی مبارزه علیه تروریزم جهانی را اعلام نموده است که تاهنوز تداوم یافته اند ولی در جریان این مبارزه علیه ترویزم جهانی حلقات معینی در پاکستان و افغانستان زیر نام طالبان معتدل این مبارزه را از مسیر اصلی آن منحرف ساختند و به همین نسبت اوضاع کشور ما هر سالی که میگذرد بحرانی و بی ثبات تر شده میرود وحضور نیرو های جهانی را در افغانستان به مشکلات جدی مواجه میسازند تا بدین ترتیب میخواهندتروریستان جهانی القاعد و طالبان را تقویت بخشیده تا انتخابات آینده افغانستان را اخلال نمایند بقا و تداوم این نظام فاسد و قبیلگرا تقویت کنند . براساس کمک های وسیع اقتصادی جامعه جهانی که ده ها میلیارد دالر به کشور های افغانستان و پاکستان بخاطر مبارزه علیه تروریزم جهانی صورت گرفته است اما این همه پول های کمک شده به جیب ما فیای دولتی ومواد مخدر و بخصوص در اختیار القاعده وطالبان از راه های گوناگون قرار میگیرند و تروریزم جهانی با استفاده از پول جامعه جهانی علیه نیروهای آنان در افغانستان کار میگیرند. یعنی از پول غرب در جنگ علیه حود کشور های غربی تروریزم استفاده مینماید . بشریت آزاد در کشور های طرفدار دموکراسی درین روز ها در افریقای جنوبی و دیگر کشورهای اروپائی نودمین سالگرد نلسن ماندیلا این سمبول مبارزه علیه نژاد پرستی را تجلیل میکنند واز مقام شامخ آن درمبارزه علیه رژِیم نژاد پرست و اپا رتائد افریقائی جنوبی سابق را قدر دانی و پیام های تبریکی برایش ارسال میدارند. ولی بنا بر سانسور مطبوعات صدای نسل کشی قومی در هزاره جات که بوسیله طالبان کوچی نما با حمایت و رهبری غیر مستقیم حکومت کابل زیر شعار دموکراسی ودر سایه حضور نیرو های جامعه جهانی صورت میگیرد انسان های کره زمین و این بشریت مدافع دموکراسی بی خبرند و نمیدانند که درین نقطه از سرزمین خاکی ما بنام هزاره جات چه میگذرد . صرف این جنایات نا بخشودنی طالبا ن پاکستانی در تفاهم با حلقاتی در کابل را جامعه هزاره بخوبی لمس مینمایند . درین روز های که میگذرد . بیش از پنج هزار خانواده از ولسوالی های حصه اول و دوم بهسود و ولسوالی دای میرداد ولایت وردک توسط طالبا ن کوچی نما به کوچ اجباری وادار شده خانه و کاشانه آنان غارت وتاراج وبه آتش کشیده شده اند و ده ها تن از اطفال زنان و پیر مر دان به قتل رسیده است . البته قبل از وقوع این نسل کشی قومی رهبران و نخبگان مردم هزاره با آقای کرزی چندین بار ملاقات کرده و تقاضا نمودند تا از این تهاجم طالبان کوچی نما جلوگیری نماید که متاسفانه آقای کرزی دفع الوقت نموده و تا هنوز سیاست فریب و خدعه را درین مورد به پیش گرفته است . مردم هزاره جات مردم صلح دوست و طرفدار ثبات و امنیت در کشور است که بدین لحاظ آنان در دفاع از خانه و کاشانه اراضی زراعتی خودها یگانه شیوه وطریقه را شکل مسالمت آمیزمبارزه میدانند . همه آگاهی دارند که یکی از رهبران دلسوز وفداکار جامعه هزاره آقای حاجی محمد محقیق مدت پنج روز است به اعتصاب غذائی نامحدود الی ختم قتل عا م و زمین سوخته در مناطق بهسو د و دایمیرداد دست زده است آقای حا جی محمد محقق ، اولين رهبر است كه با براه انداختن شیوه کاملا جدید مبارزهء مسالمت آمیز با طریقه وشکل مبارزات عدم تشدد مها تما گاندی و عدم خشونت نلسن ماندیلا را در افغانستان مرویج ساخت و به مردم افغانستان و جهان ثابت نمودکه رهبران سیاسی کشور ما توانائی و درایت این گونه مبارزه را نیزبخاطر آرمانهای مردمش دارد.آقای محقیق ازاولین روزهای غائله طالبان كوچي نما در كنار مردمش ايستاد وبه دولت هشدار داد كه با اين معضله برخورد جدي كند و اگر نه ممكن است كشور به دوران قبل از استقرار دولت منتخب وامنيت نسبي برگردد. متأسفانه دولت كرزي نه تنها قدم هاي مثبت در جهت پايان دادن اين غائله بر نداشت بلكه عملا در كنارطالبان كوچي نما قرار گرفت واين تهاجم ضد بشري را مورد حمايت خود قرار داد و در تلاش كمك رساني ابزار جنگي به طالبان كوچي نما بر خواست.جامعه هزاره، باید حاجی محمد محقق را در اعتصاب غذا همراهي كنند واين مبارزه منفي ونهضت عدم خشونت را در گروه هاي چندین هزار نفري به پايه تخت افغانستان شهر كابل بكشانند ودر پیشروی دفتر سازمان ملل وكاخ رياست جمهوري تحسن كنند ودر اعتصاب غذا با محمد محقق شريك گردند. مردم هزاره هرگز طالب جنگ وخونريزي نيست وبراي استقرارصلح ودموكراسي تمام راه هاي قانوني ودموكراتيك وعقلاني را مي پيمايند كه اعتصاب غذا نمونه ي بارز وروشن ومعمول آن است. وخواهان زندگي مسالمت آميزبا تمام اقوام افغانستان است وبراي احقاق حق خود تمام راه هاي مسالمت آميز وعاري از خشونت را مي پيمايند. اما اگر اين عدالت خواهي در چهار چوب قانونگرايي وپروسه گفت وگو وارايه راه حل هاي عقلاني وقانونمند بنتيجه نرسيد به حكم دفاع مشروع مطابق با شرع وعقل،ا ز هيچگونه عمل بازدارنده ونتيجه بخش دريغ نخواهند ورزید .از احزاب سیاسی سازمانهای اجتماعی و نهاد های جامعه مدنی نخبگان و شخصیت های مستقل اجتماعی مربوط به اقوام گوناگون کشورکه فرا قومی و سراسری میاندیشند و از تمامی افراد جامعه هزاره بخصوص نخبگان سیاسی روشنفکران متنفذین قومی روحانیون - محصلین و متعلمین کسبه کاران و تاجران و سرمایه داران توقع برده میشود که ازداعیه برحق و عادلانه ومسالمت آمیز حاجی محمد محقیق بخاطر بلند نمودن صدای اعتراض برای نجات مردم هزاره جات ازتهاجم طالبان کوچی نما لبیک بگویند . تا بدین ترتیب جلو نسل کشی و زمین سوخته در هزاره جات گزفته شود. جای تعجب است که جامعه جهانی از ماندیلا بخاطر نود سالگی آن تجلیل میکند که وی علیه نژاد پرستی مبارزه کرد ه بود اما در افغانستان یکی از رهبران مردم هزاره در اعتراض علیه نسل کشی قومی در حالت کوما به اعتصاب غذا ئی نا محدود بسر می برد ولی جامعه جهانی و طرفداران دموکراسی سکوت میکنند نبايد جامعه جهاني و سازمان هاي بين المللي نبايد در برابر اين قانونگرايي ونهضت عدم خشونت وعقلاني مردم هزاره وخشونت عريان و نسل كشي كوچي گري، بي طرف ويا بي تفاوت باشند.

Your browser may not support display of this image.

چنانچه در قسمتی از پیام حاجی محمد محقیق عنوانی مردم افغانستان که بدین مناسبت صادر شده است میخوانیم که :-

ما تمام مساعی خویش را در راه ایجاد نهادهای دموکراتیک به کار بستیم. برای مهیا کردن بستر حقوقی و قانونی لازم از هیچ تلاشی فروگذار نکردیم. در پروسه خلع سلاح عمومی پیشگام بودیم در لویه گرجه های اضطراری و تصویب قانون اساسی ودر انتخابات ریاست جمهوری در کنار همه اقوام با هم برادر مشارکت نمودیم و برای گذار از دوران آشوب و اغتشاش ، گام های جدی برداشتیم. اما متاسفانه گروه بر سراقتدار، با دامن زدن مسائل زبانی و قومی فاصله ها و خصومت ها را بین اقوام با هم برادر عمیق تر ساخت و اینک رفته رفته کار به جایی رسیده است که بجایی وحدت ملی هر روز شاهد شکاف های قومی هستیم. بی توجهی و مسئولیت ناپذیریی حکومت در برابر درد و رنج و اندوه هزاران انسان این سرزمین نه تنها فوق العاده ناامید کننده، که خصمانه و غیر انسان نیز بوده است. در بهسود هزاران انسان از خانه و کاشانه خود رانده شده است و صدها خانه به آتش کشیده شده است. و دارای های مردم غارت گردیده و دهها انسان به خاک و خون کشیده شده است. اما رسانه های دولتی و از جمله رادیو تلویزیون ملی، حتی برای یک بار خبر این توحش سازمان یافته را نشر نکرده است. دولت نه تنها هیچگونه مسئولیتی در قبال رنج، اندوه و آوارگی هزاران انسان ساکن این آب و خاک از خود نشان نداده است. بلکه در همدستی آشکار با کوچی های مسلح زمینه ای غارت، تاراج، قتل و آوارگی آن ها را فراهم کرده است.اینجانب در همین راستا تنها یازده نشست با رئیس جمهور کرزی، همراه با سایر رهبران سیاسی جامعۀ هزاره داشته ام. تمام کوشش های خود را به کار بستم تا هم روند کنونی آسیب نبیند و هم از ظلم، تجاوز و آوارگی مردم جلوگیری شود. اما متاسفانه تمام کوشش های من به ناکامی انجامیده است. و دولت نه تنها اراده لازم را برای حل مساله از خود ابراز نداشته اند که جزء به راه خشونت، زور و توحش به چیزی دیگری فکر نمی کنند. اینک ناچار شده ام که در اعتراض به بی توجهی حکومت در قبال این خیانت و ابراز همدردی و غم شریکی با مردم داغدیده و آواره بهسود، دست به اعتصاب غذائی نامحدود بزنم. و از مردم شریف افغانستان می خواهم که از هر طریق ممکن اعتراضات مسالمت آمیز و مدنی خود را، راجع به وضعیت آشفته کنونی تبارگرایی وحشتناک حکومت و تجاوز وحشیانه کوچی های مسلح در بهسود ابراز نمایند. زیرا این گروپ های تجهیز شده تحت نام کوچی ممکن است بسراغ بسیاری از مناطق دیگر بروند.اینجانب اعتصاب غذا را به عنوان یگانه راه اعتراض مسالمت آمیز ادامه خواهم داد و از شما می خواهم شجاعانه در دفاع از صلح، دیموکراسی و قانون اساسی وارد میدان شوید.ادامه اتخاذ سیاست های برتری جویانه و خشونت و تشدد علاوه بر اینکه وحدت ملی را میشکند و ملت را تپاه می کند، دولت و نظام را متلاشی می کند و حیثیت و آبروی جامعه جهانی نیز خواهد رفت. من از جامعه بین المللی می خواهم که سکوت را در برابر جنایت های جاری در بهسود که مقصر اصلی آن حکومت می باشد کنار نهاده و حکومت را به رعایت حداقل از هنجارها و معیارهای قانونی و انسانی وادار سازد.ختم پیام

مردم هزار ه جات سیاست حکومت را درزمینه حمایت از طالبان به نام کوچی ها زیرسئوال برده ومی پرسد که تا بکی مردمان فقیرو بیچاره کشور قربانی بازی های سیاسی سود جویانه تیم انحصارگر قبیلوی گردند و آیا با گذشت سالها بدبختی و زجر دیگرجنگ و خونریزی بس نیست؟ آیا این طالبانی که بجزاز قتل، کشتار، دهشت افگنی، غارت، آدم ربایی و تفاسیرغلط و افراطی ای ازدین چیزی دیگری برای مردم ندارند، خواهند توانست به روند بازسازی افغانستان کمک نمایند؟ این طالبان کوچی نما در جنوب افغانستان زیر نام گروه طالبان برضد نیرو های ناتو میجنگند ولی در هزاره جات این طالبان بنام کوچی از طرف حکومت اکمالات لوژیستیکی و تسلیحاتی بخاطر نسل کشی مردم هزاره و زمین سوخته در هزاره جات میشوند.سیاست های دو پهلوی آقای کرزی که از یکسو زیرنام دموکراسی اما دراصل منحیث یک پشتوانه با القوه قومی طالبان را تحت مرحمت خویش قرارداده و ازسوی دیگر بازهم به نام دموکراسی سایراقوام افغانستان را که اکثراً قربانیان دهشت افگنی های طالبان اند، خلع سلاح نموده آنان را به فضای نوین صلح و آرامش فرا میخواند وهمزمان از راه های گوناگون فشارطالبان را زیر نام کوچی ها بالای آنان سوق میدهد، اداره ء کرزی را دراین گونه قضایا زیرسوال میبرد. آیا این همان چیزیست که مردم را برای به دست گرفتن سرنوشت شان میخواستند، پس چرا هنوز هم صدای مردم را کسی نمیشنود؟ که با درنظرداشت شرایط ناگوارسالیان پیش که طی چندین دهه بعضی از اقوام زیرفشارهایی ازجانب حکام دوره های مختلف بوده اند، اگرشرایط فعلی واقعاً شرایط دموکراتیک به معنی واقعی آن میبود، باید جبران این فشارها و بدبختی هایی که سالیان دراز بالای عده ای ازمردم وجود داشته یکی از اولیتهای کاری این حکومت قرارمیگرفت تا مساوات وعدالت اجتماعی که پایه های صلح وثبات دایمی اند درکشور فراهم میگردید و دیگر زمینه کشمکش ها و درگیریهای قومی فراهم نمیشد اما متاسفانه تا هنوز چنین نشده است رئیس جمهور وظیفه دارد:-که برای نفی هر گونه ستم گری و ستم کشی و سلطه گری و سلطه پذیری، عدل و انصاف را رعایت کند، دولت به حکم قانون ملزم به محو هر گونه استبداد انحصار طلبی و تبعیضات نارواست و ایجاد امکانات عادلانه برای تمام اقوام در تمام زمینه های مادی و معنوی برای رفع فقر و تبعیض و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در اقوام مختلف است.تاریخ استبداد البته در افغانستان تاریخی دامن دراز است.با در نظر داشت مشکلات مطروحه نمایندگان مردم هزاره جات دولت کنونی باید خواسته ها ی آنان را جدی تلقی کرده موضوعات فوق را رسیدگی نماید و بخصوص معضله تهاجم طالبان کوچی نما را از هزاره جات و دیگر مناطق افغانستان رفع و دفع نماید . زیرا بیشتر ازین مردم هزاره جات تحمل وحوصیله کوچ اجباری و نسل کشی را ندارند. مردم افغانستان امید وارند باداشتن قانون اساسی و دولت منتخب از حقوق امتیازات و مکلفیت های شهروندی برخوردار گردند و با تبدیلی این حکم رئیس جمهور به قانون کوچی های واقعی که از افغانستان هستند صاحب خانه وزمین شده و مانند سایر شهر وندان کشور از حقوق و امتیازات شهر وندی برخوردار گردند. وتهاجم طالبان زیر نام کوچی از بالای مردمان محلی قطع گردد . و از جامعه جهانی توقع وجود دارد که به این صدای بر حق مردم که به کوچ اجباری وادار شده اند لبیک گویند .

Your browser may not support display of this image.

يک مادر جوان مهاجر بهسود با کودکانش در يک مغاره در نزديک مجسمه های بودا در باميان زندگی می کنند.

منابع-:

-سایت سرنوشت آیا امر اسکان کوچیها توسط رئیس جمهور تطبیق خواهد شد ؟ نگارنده: منتقد گمنام.

- سایت کاتب هزاره تحت عنوان محقق! رايت عدالت خواهي را بر زمين نگذار نویسنده اسدالله جعفري

-سایت پیمان ملی تحت عنوان صدور حکم رئیس جمهور برای اسکان کوچی ها در تمام نقاط کشور نویسنده:- مهسا طایع.

- سایت پیمان ملی تحت عنوان شورای متحد ملی افغانستان: "کوچی" نام قوم معینی نیست.

- سایت کاتب هزاره تحت عنوان پیام به مردم افغانستان از طرف حاجی محمد محقیق

- سایت سمنگان تحت عنوان دهل دموکراسی امسال یکبار دیگر نواخته شد! نویسنده محمد امین وحیدی.

- یادداشت های شخصی صاحب این قلم 20 - ماه جولای سال 2008- عیسوی


نویسنده :-محمد عوض نبی زاده

چهلمین سالروز وفاتسیداسماعیل بلخی مبارز ضد استبداد فرخنده و گرامی با د

Your browser may not support display of this image.

در تاریخ استبدادزده و خونبار افغانستان مردم ما شاهد مبارزات و قربانی های میلیون ها تن از مبارزین راه آزادي بصورت جمعی و انفرادی اند که زنده تر از هر زنده اي، در ذهن و ضمير مردم، جايگاه فراموش ناشدني دارند. سيد اسماعيل بلخي ویارانش نيز بدون شک يکي از همان بزرگمرداني است که گردش ايام نمي تواند، ياد او را از خاطره ها محو نمايد. سید اسماعیل بلخی و همراها نش کسانی بودند که برای اولین بار صدای اعتراض برضد استبداد خاندانی را بلند کرد ه و طرح نظام جمهوریت را در جامعه عقب مانده آن زمان اعلام نمودند . اينک چهل سال از وفات آن مبارز ضد استبداد بزرگ مي گذرد؛ که او يک شاعرو متفکر توانا مبارز راه آزادي و هم سياستمدار برجسته بود که او در همه زمانه ها حضور دارد. هم در زمان جنگ و و هم در زمان صلح و سازندگي. اشعار او اگر ديروز عطش عصيانگري جوانان دوران جنگ را فرو مي نشاند، امروز عشق به صلح و ترقي را در سينه هاي پر حرارت مردم ما زنده مي سازد. به عقيده بلخي زماني که قلم در برابر قدرت استبداد شفابخشي خود را از دست مي دهد، بايد جوهر خون را به جاي جوهر قلم نشاند و بنيان بناي استبداد را با سيلو لشکر خروشناک خون واژگون ساخت.

مرحوم سید اسماعیل بلخی سخنور توانا و سیاست مدار باتقوا ، در سال ۱۲۹۹ خورشیدی درولسوالی بلخاب ولایت سرپل کنونی و ولایت جوزجان سابق به دنیا آمد. در کودکی مادرش را از دست داد و در پنج سالگی به همراه پدر، خواهر و برادرش به ایران سفر کرد و در شهر مشهد به آموزش علوم دینی روی آورد. بعد از سرکوبی قیام مسجد گوهرشاد مشهد در سال ۱۳۱۴ خورشیدی، آقای بلخی- که ، به همراه پدرش در این قیام مشارکت داشته است - نا گزیر به ترک مشهد شده است و در شهر هرات افغانستان اقامت گزید. در هرات به تحصیل علوم دینی ادامه داد و مدتی نیز شاگرد شیخ محمد طاهر قندهاری بوده است . سید اسماعیل بلخی که در فصاحت و بلاغت کم نظیر بود؛ در منابر دادسخن میداد. لقب - ناطق الاسلام برایش داده بودند. در مسافرت اخیریکه بعد از کوته قلفی (قفلی) پانزده ساله به ایران و عراق نمود و مجامع علمی استقبال گرمی درآن ممالک ازوی نمودند؛ برای استماع سخن رانی هایش در کارتهای رسمی مدعوین علاقمند, اورا به عنوان سید جمال الدین ثانی معرفی و تشویق میکردند که مردم از درک فیض گفتارش بهره وافی بگیرند. مجموعه شعرهایی که از مرحوم اسماعیل بلخی باقی مانده، اندیشه و افکار او را به خوبی نشان می دهد که وی از چه ویژه گی های فکری بر خوردار بوده است. اشعار بلخی ، از لحاظ درونمایه غنی اند که " شعر تهی و معمولی نیست." واز نظر فکری شاعر صاحب ایده و مرام اند و نگاهش به مسایل کاملا نگاهی نو و معاصر است. یک نمونه از اشعار مرحوم بلخی خدمت خوانندگان تقدیم میشود .

انتقاد تا کی

ازخون بی نوایان اخذ نفاد تــــــا کی

وز رنج بی مرادان جستن مـــــراد تا کی؟

بیداد بر ضعیفان جایی نگشــت تحریر

لافیدن جراید از عـــــــدل و داد تا کی؟

تا رتبه انتصابیست مشـــکل بود توازن

فرمان روای مطلق هر بیســـــواد تا کی؟

نیکی زخود شمردن زشتی زدست تقدیر

بر دستگاه خلقت این انتقاد تـــــــا کی؟

سعی و عمل چو نبود از آرزو چـه خیزد

آزردگی به ملت خواهــــــی زیاد تا کی؟

ماه سرطان امسال برابر است با چهلمین سالروز درگذشت سید اسماعیل بلخی، یکی از مبارزین اندیشمند سخنور توانا سیاستمدار متقی روحانی وطنپرست و از پیشگامان نهضت اسلامی ضد استبداد سلطنتی افغانستان که مردم و رهروانش مرحوم بلخی، را به خاطر مبارزاتش بر ضد رژیم شاهی افغانستان می ستایند و از او به عنوان "علامه" و شخصیتی "مبارز و متفکر" نام می برند. غلام محمد غبار مینویسد که سید اسماعیل بلخی حزب سری "اتحاد" را تاسیس ، که رهبری آن رابعهده داشته است . بعد از تاسیس حزب اتحاد، بلخی تلاش کرد تا با همکاری دیگر دوستان خود حرکت های آزادی خواهانه خود را از طریق قیام مسلحانه و مردمی به ثمر برساند. سرانجام حلقه مرکزی حزب به تصویب رساند که علامه سید اسماعیل بلخی در سال 1329هش با عده یی از روشن فکران و مبارزان متحداً دست به تحول زدند تا انقلاب نمایند, اما دستگیر و زندانی شدند و خیانت یک فرد به ناکامی شان منجر شد. درآن دسته بریاست آقای بلخی و خواجه محمد نعیم خان قوماندان کوتوالی, محمد ابراهیم خان گاوسوار, میر علی گوهر از غوربند, غلام حیدرخان بیات کندک مشر, محمد حسن تولی مشر از قوم بیات که هردو برادر بودند و قربان نظربای کندکمشر از قوم ترکمن اندخوی, محمد اسلم خان شریفی از جغتوی غزنین, میر اسماعیل شاه پسر سید سرور از لولنج وکیل سرخ و پارسا در شورای ملی, عبدالغیاث خان مدیر لوازم از کوهستان, محمد صفر خان وکیل و عبداللطیف سر باز در جمله هیآت عمل بودند.مرحوم بلخی که از جور وستم بی پایان خاندان یحی برمردم, بویژه مردم هزاره خیلی رنج می برد ناگزیر گشت تا مردمان دانشمند و اهل درد از اقوام مختلف افغانستان را جستجو کرده با خود همنوا سازد و آنان را در راه و هدف بزرگ تأسیس جمهوریت همنوا سازد.مرحوم خواجه محمد نعیم خان زوری فتالی در خاطرات خویش گوید: "هدف عمده واژگونی سلطنت پوسیده میراثی وبه جایش قایم نمودن یک نظام مردمی که تمام اقشار در اداره آن سهم مساوی داشته, هیچ گروهی را برگروه دیگر امتیاز و برتری و ترجیح نباشد مرحوم خواجه نعیم خان زوری چنین میگوید: "ظاهراً رهبری جنبش بدوش علامه بلخی و بنده بود. اداره علمی, تبلیغی, جلب وجذب عناصر صالح و توحید آنها از نگاه اعتقاد و تفکر به دور هدف بزرگی که مستلزم هرگونه ایثار وفداکاریست, به عهده ایشان بوده و حیثیت سخن گوی جمعیت را نیز داشتند." ودر باره افشای راز اقدام جمعیت به صدراعظم آنوقت شاه محمود خان, چنین آورده است: "در جریان همین دقایق, علامه بلخی پیشنهاد کرد اگرچنانچه در جمله افرادیکه به عمل مبادرت می ورزند یک عنصر پشتون هم وجود میداشت, بهتر می بود." وی میگوید: "روزعمل نوروز 1329 اول سال را تعیین و تثبیت نمودیم وبه انتظار روز موعود دقیقه شماری میکردیم..." در اطراف آن (شامل نمودن عنصر پشتون) بحث و مباحثاتی زیاد به عمل آورده شد. بالاخره به شمولیت گل جان وردکی که اکثر رفقا اورا می شناختند, اتفاق نمودیم" گلجان از دزدان معروف وردک بود و از دار و دسته جبیب الله کلکانی بود. و حبیب الله کلکانی اورا منصب نایب سالاری داده بود. مگر به او هم خیانت فاحش کرده بود." وبا شاه محمود خان هم در سرکوب کردن ابراهیم بیگ لقی کمک کرده و منصب غندمشر ملکی یافته بود. بعد از ارتکاب به چند عمل قتل بخانه محمد اسماعیل خان مایار پناه برده و تصادفاً آقای بلخی اورا در همانجادیده بود. او دعوت مارا پذیرفت و گفت: "کورچه میخواهد؟ البته دو چشم روشن!"داخل شدن گلجان وردکی در جمعیت موصوف قصه مهم دعوت حضرت مسیح علیه السلام و حواریون دوازده گانه آن پیغمبر برحق وشمول یهودا شخص سیزدهم را به یاد می آرد که آن بندگان و داعیان حق را به گیر زمامدار ستمکار رومی بیت المقدس داده جاسوسی شانرا کرد. گویا این گلجان نیز مثل همان یهودا بود. بعد از دستگیری نزد هیات موظف تحقیق :-

"از علامه سید اسماعیل بلخی سوال کردند ؟ علامه بلخی گفت: آیا میتوانم بپرسم برای این فرمایش خود دلیلی دارید؟ میرزا غلام مجتبی خان فوراً از جابرخاسته نوشته چند ورقه میرزا محمد اسلم را دو دسته به آقا پیش کرده گفت: اینست دلیل ما: آغا بلخی فرمودند, تکلیف من راجع به این اوراق چیست؟ ازآن طرف سالون عبدالحکیم خان والی گفت: نوشته میرزا محمد اسلم خان مرید تان راجع به خود شما و پروگرامهای تان است, بخوانید تائید کنید یا تردید, اختیار به خود شما است! آغا ی بلخی به جواب اظهار نمود: در صورتیکه چنین است من عادت ندارم نظر معقول و منطقی دوستان را ردکنم, قلم بدهید تائید نمائیم." محمد آصف خان قلم خودرااز جیب کشیده روی میز گذاشت, گفت: اینک قلم! آغای بلخی قلم قوماندان را برداشته بدون آنکه جمله ویا کلمه یی بنویسد در ورقه اخیر پهلوی دستخط میرزا اسلم, نام خودرا نوشته با بی تفاوتی نوشته و قلم را بدست محمد آصف خان قوماندان داد.آغای بلخی شروع به صحبت نمود؛ بعد از مقدمه مختصر, از بدو تأسیس سلطنت خانواده محمد نادرخان تا آنگاهی که بیست ویک سال از عمر آن گذشته بود؛ (از طرزعمل مستبدانه دولت, اهمال و فروگذاریهای آن, درشئون مختلفه مدنی, زندگی اکثریت مردم در قرن بیستم به سویه امم ما قبل قرون وسطایی) در بدخشان زنان و دختران جوان لباسی ندارند تا ستر عورت کنند, در نورستان پوست بز می پوشند؛. کوچیها هنوز با حیات بدوی مبتلا و این آنچه انسانیت نام دارد بیگانه اند.طوایف هزاره در زیر یک سقف با حیوانات زندگی میکنند و از کلیه مزایای ابتدایی حیات بشریه محروم اند و هیچ امید بهبود از آینده ندارند. گروه هائیکه به نام پشه ء یاد میشوند و در دره های مشکل گذار کوهساران و قلل جبال آشیانه و خوراک اکثریت شان علف و میوه کوهی است,. مسؤل تمام این بد بختیها خانواده سلطنتی موجوده است. تحمل آن اکنون بردوش ملت ستمدیده افغانستان سنگینی میکند.ما بر خاسته ایم این بار کثیف را از شانه بر اندازیم, اگر توفیق نیافتیم آیندگان حتماً این کار را کردنی اند و اعمال شما پاداشی جز این ندارد.صحبت علامه بلخی با صراحت شجیعانه اش اخطاریه یی بود که از زبان متهمی برای اول بار در محضر رسمی در حضور افسران عالی رتبه و مامورین معتمد دولت شنیده می شود. مستمعان را به حیرت اندر ساخته با تعجب یکی به سوی دیگری می نگریستند.

محمد صدیق فرهنگ مینویسد که :- در اطلاعیه ای که از طرف حکومت به این مناسبت منتشر شد، آقای بلخی و تعدادی دیگرکه با او دسگیر شده بودند به ساقط کردن حکومت به سود و همدستی خارجی ها متهم شدند و حکومت مدعی شد که اسناد ثابت کننده ای در این زمینه در دست دارد. ولی بعدا معلوم شد که نه محکمه ای در کار بود و نه اسنادی در دست، اشخاص مذکور برای مدت چهارده سال در زندان ماندند و سپس بدون توضیح علت زندانی شدن، رهایی یافتند. مرحوم علامه بلخی در سال ۱۳۴۶ بعد از آزادی از زندان سفری به عراق، سوریه و ایران کرد و با علمای حوزه های علمیه نجف و قم دیدار کرد و در جمع طلاب افغانی در این کشورها سخنرانی کرد."آنگونه که در دانشنامه ادب فارسی افغانستان نوشته شده، بلخی بعد از آزادی، "بر خلاف دوران جوانی و پیش از زندان که بر اقدامات مسلحانه تاکید می ورزید، ولی بعدا درباره سیا ست و حکومت، راهی مسالمت آمیز پیش گرفت و برای رسیدن به اهداف سیاسی و فکری خود، به فعالیت های فرهنگی و آگاهی دهنده به مردم تاکید ورزیده است . بلخي طرفداروحدت و شيفته آزادي و عدالت بود. و از اختلافات قومی و مذهبي رنج مي برد و متوليان رسمي مذاهب را عامل اختلافات میدانست اما دريغ که اين مرد آزاده، يک سوم عمر پربارش را در بند گذراند. اما روح انسان که مظهر آزادگي و آزادي خواهي است با در بند کشيدن نمی توان آنرا از بین برد . سید اسماعیل بلخی چند روز قبل از مرگ به هزاره جات رفت و در آنجا بیماری قلبی وی شدت پیدا کرد و فشار خونش نیز بالا رفت او سفر را ناتمام گذاشت و به کابل بازگشت و در شفاخانه علی آباد کابل بستری شد علامه بلخی هنوز سن پنجاهمین عمر گرانمایه خودرا طی نکرده بود که به تاریخ ۲۳ ماه سرطان سال ۱۳۴۷ خورشیدی در همان شفاخانه از دنیا رفت ، روز بعد جنازه اش در دامنه کوه افشار کابل به خاک سپرده شد.که اکنون در آنجا لنگرش گرم و مزارش مطاف خاص و عام است. چلمين سالگرد در گذشت علامه بلخي گرامي باد ، روحش شاد و راهش را پر ازرهرو آرزوداریم .

رویکرد ها

سایت آیائی زیرعنوان - علامه سید اسماعیل بلخی یکی از مبارزین ضد استبداد. نویسنده صاحب این قلم

- سایت بی بی سی زیرعنوان چهلمین سال درگذشت سیداسماعیل بلخی

- سایت مشارکت ملی به مناسبت چهلمين سالگرد شهادت علامه سيد اسماعيل بلخي

- یادداشتهای شخصی صاحب قلم - 20 - ماه - جولای سال - 2008 عیسوی.





نویسنده:- محمد عوض نبی زاده

بهسود ودایمیردادسرزمین سوخته وقتلگاه غارت وجنایات طالبان کوچی نما

معضله کوچیها یکی از تنش‏های حادِ اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی است وریشه‏ ء طولانی بحران میان قومی در افغانستان دارد که در تابستان هر سا ل میان کوچی‏ها و ساکنان بومی بسیاری از مناطق کشور به دلیل تهاجم رمه‏ها و گله‏های کوچیها به چراگاه‏های‏شان نزاع به وجود می‏آیند. حکومت ها برای دست یابی براهداف مغرضانهء خود از کوچیها با شیوه های متفاوت منحیث ابزارسیاسی برای سرکوب دیگراقوام کشور بهره گیریمینمایند . بازگوئی حوادث گذشته خواه ناخواه دربردارنده بعضی از، زشتی ,وخوبی حوادثی ، اتفاق افتاده، است، که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت و هنوز هم حلقه های معین سیاسی میخواهند، آنرا نهادینه کرده و به آن جنبه قانونی دهند. بناء، لازم اند که این گونه حوادث همانگونه که واقع شده هست، باید مورد بررسی قرار گیرد نه بشکل تحریف شده آن تا راه حلی منطقی برایش جستجوگردد. مردم کشور همه بخوبی میدانند که دردهه اخیر قرن نوزد هم میلادی بعد ازشکست مردم هزارهتوسط لشکر عبدالرحمن جلاد طبق فرمان او تمام زمین های اجدادی مردم هزاره در مناطق زابل قندهار هیلمند وارزگان ، تیری ، دهراود ، اجرستان ، دایه ، فولاد ، گیزاب ، زاولی ، مالستان ، ، کجران ، دای چوپان ، شاه جوی ، داله و غیره برای قبیله های مختلف اقوام پشتون توزیع گردید . درعین زمان به کوچیها اجازه داده شد تا از مناطق غیر زراعتی مردم هزاره را برای رمه داری ، استفاده نمایند عبدالرحمان به کوچی‏ها زمین مشخصی نداد و در زمینه‏ء اسکان آن‏ها اقدامی ننمود، تا بتواند از آنان به‏عنوان ابزاری سیاسی جهت سرکوب اقوام دیگر استفاده نماید کوچیهای پشتون تبار یک پدیده سازمان یافته سیاسی است، چون کوچیها را قدرت های گذشته وابسته به استعمار در جهت سیاست، بدرفتاری علیه سایر اقوام کشور در راستای پاکسازی قومی به وجود آوردند، ، کوچی ها در مسیر رفت وآمد خود مردم بومی را چنان شکنجه روحی می دادند، که برخی را به ناچار کوچاندند، و برخی به زور دولت ودوسیه سازی مجبور می شدند ، زمین های خود را به کوچیها بفروشند. که این عامل جا بجای جمعیت را در ساحات مورد نظر شان سرعت می بخشید، برخلاف ادعای برخی ها پدیده کوچیگری سیاسی از یکصد سال عمر بیشتر در افغانستان ندارد .از همه اولتر باید بدانیم که کوچی ها نه یک صنف و نه یک قوم جدا گانه است تمام اقوام افغانستان اعم از تاجک ها هزاره ها ازبک ها ترکمن ها ایماق ها بلوچ ها قیر غیز ها پامیری ها و عرب ها و غیره نیز مانند اقوام پشتون کوچی های عادی و طبیعی دارند و به رمه داری و تربیه مواشی مصروف هستند که این کوچی ها در تابستان هر سال برای سه ماه همراه با رمه های شان در چراگاه های نزدیک به زمین های زراعتی للمی کوهی ویا در چراگاه های مشترک نزدیک به مناطق زیست شان ییلاق میروند و در تربیه مواشی مبادرت میورزند . ولی کوچی های پشتون تبار از مناطق قبایلی آن طرف خط دیورند و از ساحات جنوب وشرق رمه های خود ها را گرفته در دیگر ساحات کشور سرازیر میشوند و در مناطق مردمی مصروف ییلاق میگردند که مردم بومی آن هیچ گونه تجانس زبانی و قومی با آنان ندارند که در نتیجه به برخورد های خونین منجرمیگردد. دولت افغانستان باید کوچی های پاکستانی و افغانی را از همدیگر تفکیک و جدا نماید و برای کوچی های پشتون تبار افغانی در مناطق هم زبا ن و هم نژاد ایشان اسکان بدهند . کوچی های غیر طبیعی یک پدیده سیاسی استعماری بوده که در زمان امیرعبدالرحمن بعد از ترسیم خط دیو رند بالای قسمتی از خاک کشور به منظور اهداف خاص سیاسی تشکیل و ایجاد گریده است که تا هنوز بحیث زخم خونین سرکوبگر مورد بهره بر داری حکام وقت برضد دیگراقوام مورد استفاده قرار میگیرد. همه میدانیم که جمعیت کوچیها بگونه افواهی از سوی نظریه پردازان استبداد تکتباری زیاد نشان داده میشود،که بیشتر خصلت سیاسی داشته که نه واقعی ونه حقیقی میباشد . چنانکه براساس گواهی شاهدان عینی، درسال ۱۳۵۷ خورشیدی حفیظ الله امین شخصاً به قلم خود دو ملیون تن دیگر را بر جمعیت پنجصد هزار نفری کوچی های پشتون تبار که ازسوی اداره مرکزی احصائیه پس از سرشماری ارزیابی گردیده بود، خودسرانه و زورگویانه افزوده است. در صورتیکه ، جمعیت کوچیهای پشتون تبار به پنجصد هزار و درمجموع کوچ نشینان، بشمول شماری از خانواده های مالدار که به ییلاقها درکوهستانات مربوط به سرزمینهای خود مؤقتاً اقامت میگزینند، به هفتصد و پنجاه هزار تن میرسد. این نفوس نیم میلیونی شامل کوچی های مناطق قبایلی پاکستان و کوچی های افغانی این طرف خط دیورند هستند ومهاجرا ن افغانستان مقیم پاکستان همگی بخوبی میدانند که کوچیها ی پاکستانی اکثرا در شهر ها ی بزرگ و مناطق سرحدی آن کشور صاحب خانه دکان - تجارت و مصروف قاچاق مواد مخدر است و گروه طالبان و القاعده را برای اجرای عملیات های تروریستی در افغانستان ودیگر نقاط جهان یاری میرسانند و همچنان کوچی های افغانی و داخلی پشتون تبار در ولایات جنوب و شرق افغانستان و در شهر های بزرگ کشور صاحب خانه دکان و تجارت بوده و در انواع گوناگون قا چا ق و انجام حملات انتحاری در شهر ها و شاهراه های بزرگ مصروف می باشند. برخی از کوچی ها جاسوسان دولت ها و از عوامل زمینه ساز تهاجم بیگانه است. آنان بانی تروریسم در وجود طالبان و القاعده ، حامی این ناآرامیها و تاجران مواد مخدر امروز و قاچاقچیان دیروز هستند . طالبان کوچی نما کوچی دولتی است نه کوچی طبیعی بلکه به شکل استثنائی ، رفتار این کوچیها همان مطالبه حقوق شهروندی مضاعف است. هفت سا ل پیش در زمان حاکميت سياه طالبان و تقويت نفوذ قبیله گرایان پشتون تبار در رژيم فعلی بارديگر باشندگان غيرپشتون بويژه باشندگان نواحی هزاره جات را به مشکل کوچيها ی سیاسی مواجه نموده است. اوضاع سياسی و اجتماعی افغانستان در طی سه دهه ای اخير در اثر جنگها، مهاجرتها و مداخلات بيرونی دستخوش تحول جدی شده است. در شرايط فعلی برابری همه اتباع کشور بدون در نظرداشت تعلق نژادی، مذهبی، لسانی و محلی يکی از نيازهای اصلی و خواستهای واقعی و فوری جامعه است.اما دولت فعلی بجای تامين ازادی و رفع تبعيضهای قومی و جنسی هر روز در پی محدوديت ازاديها و تشديد تضادهای قومی و مليتی است. دولت نه فقط در طول دو سال از ادامه و تشديد اين تنش قومی کارمثبت و مؤثری به پيش نبرده بلکه برعکس آگاهانه در تلاش تعميق آن بوده است. طرح اخير دولت بجای برنامه اسکان کوچي ها و پايان دادن به منازعه قومی، خواهان حل مسئله از راه حقوقی شده است. راه حل که به تضاد و بحران فعلی عمق و بعدی بيشتر می بخشد. دعوی کوچيها با اهالی بهسود قبل از آنکه يک مسئله حقوقی باشد يک مسئله سياسی است. دعوی حقوقی و مراجعه به اسناد نميتواند گرهکشا باشد زيرا اسناد متعلق به صد سال پيش در دوران که شؤونيسم قومی حکمروائی ميکرد و مردم هزاره در معرض انواع بيدادگری و بيحقوقی قرار داشتند، نميتواند پاسخگوی نياز و مشکلات امروزی باشد. تهيه اسناد جعلی يا اصلی در نظامهای فاسد افغانستان هيچگاه مسئله دشواری نبوده است. در افغانستان بسیاری مسایل از جمله مسایل مالکیت بصورت عرف و نا نوشته پابرجا مانده است. دولتهای قبیله گرا درین مورد کمتر توجه داشته اند. ازین رو مردمی که سالها در یک منطقه زندگی کرده اند صاحب جا و مالی در آنجا میباشند. اما ممکن است از آن جا و مال سند نزد شان نباشد زیرا بصورت عرف هرکه میداند که چه چیز از کی است.. اولتر از همه باید هویت کوچیها مشخص شود. تنها آن کوچیهای که واقعا افغان اند، تذکرۀ تابعیت داده شود، باید مورد حمایت دولت افغانستان قرارگیرد. اما آنانیکه پاکستانی اند نباید بار دوش مردم افغانستان شوند. دولت باید مسألۀ کوچی ها را برای همیشه و دایم حل کند. از لحاظ روابط و مناسبات اجتماعی در افغانستان معیار اصلی در حوزه فعالیت و تشخیص حدود، دامنه فعالیت هر باشنده و کوچنده را عرف تعيین می کند ، یک امر وقتی قانونی است که از طرف مقامهای صالح دولتی برپایۀ اصول قانونی بظهور رسیده باشد. اما یک قانون میتواند ظالمانه و غیر عادلانه باشد. درین صورت قانونی بودن با عدالت و انصاف ناسازگار می باشد که باعث عدم مشروعیت میگردد. وقتی که ما یک دولت ستمگار و مستبد را دولت غیر مشروع می نامیم بخاطر این است که آن دولت رویۀ انصاف را پیش نگرفته است، روشن است که عبدالرحمان خان دشمن سرسخت مردم هزاره بود. که فرمان داد این مردم را سر بزنند و قتل عام کنند و هر که را نمیکشند اسیر کنند و سپس به بازارهای برده فروشان بفروشند. ستمهای که این امیر خوناشام به حق مردم هزاره کرده است نابخشودنی است. طبیعی است که چنین شخصی حاضر بود که سرزمین و مناطق مردم هزاره را به کوچیها ببخشد. اما این بخشش بر پایۀ تنفر و دشمنی بوده است نه برپایه حق و عدالت و ازینرو سند کوچیها را نمیتوان مشروع خواند زیرا این سند مبتنی بر حق نیست و مشروعیت ندارد.. قرار اطلاع ماه حمل سال گذشته و ماه حمل سال جاری چندین جلسات مکرر به اشتراک نمایندگان کوچیها و بعضی از مقامات ارشد پشتون تبار برتریخواه در دولت و پارلمان جهت تهاجم طالبان کوچی نما به مناطق هزاره جات دایر گردیده است . درین جلسات به نمایندگان کوچی ها دستور میدهند که باید با گرم شدن هوا کوچی ها از راه میدان وردگ وارد هزاره جات شده و تا بامیان و یکاولنگ به پیش بروند . و در عین زمان قبایل دیگر کوچی در ولایت های غزنی و زابل نیز اماده رفتن به هزاره جات باشند . دربهارسال روان بنا بر وعده و نوید های این دسته شریک در قدرت سیاسی، کوچی ها که بیشتر جوانان شان در حلقه نظامی طالبان عضویت دارند با سلاح های دست داشته ثقیله و خفیفه شان از مسیر کجاب و دای میرداد وارد قسمت های از ولسوالی بهسود شدند . طبق برنامه از قبل طرح شده این نیروهای طالبا ن زیر پوشیش کوچی در آغاز برای اینکه ساکنین اصلی این سرزمین را تحت تاثیر خود قرار دهند، از خشونت کار گرفته و با فیر سلاح های سبک و سنگین و سوزاندن چندین خانه وفیر چند راکت ، به پیشروی خود ادامه دادند که جنایات نسلکشی وغارت سال جاری و سال گذشته طا لبان کوچی نما را دربهسود و دایمیردادهمه مردم کشور آگاهی دارند که خشنتر وزشتتر از کشتار فاشیزم هتلری بوده است.درپی این تجاوز آشکار، باردیگر هزاره های صلحدوست وادار شدند که دست به مقاومت دفاعی بزنند. که بهای سنگینی به دفاع از سرزمین، آزادی و حق زندگی درخانه و مزرعه خویش پرداختند، و تا آنجا که میتوانستند ایستادگی نشان دادند. آنان با برادران همدرد خویش به تظاهرات خیابانی ده ها هزار نفری دست زدند و صدای اعتراض خود را، به بلندی کوه های هزارجات، بالا کردند.دسته های قومگرای حاکم در مقام های کلیدی دولت کنونی عامل نیرومندی در تولید خشونت و جنگ جدید میان کوچی های پشتونتبار پاکستانی و مردمان محلی هزاره جات در بهسود، دایمیرداد و سایر نقاط کشور گردیدند که باعث فاجعه نوین ملی در پیکرهء علیل مردمان تحت ستم افغانستان گردیده اند. خود محوران دولتی به خاطر کوچی های پاکستانی و یا به گفتهء بهتر به حمایت از طالبان کوچی نقاب هر دو طرف خط دیورند، تنش و دشمنی ناخواسته را میان اهالی ناآگاه، غیر سیاسی و بیگناه پشتون کشور و مردم تحت ستم هزاره در افغانستان خلق نموده اند تا دشمنان داخلی و خارجی افغانستان از آن بهره ببرند. طوریکه نعیم کوچی رئیس تنظیمیه رژیم طالبان و عامل اصلی قتل عام و زمین سوخته در هزاره جا ت که بعد از سقوط حکومت طالبان با سپری نمودن سه سال حبس در گوانتا نامو با وساطت حلقات قبیله گرا ی درون دولت کنونی از گوانتا نامو رها و فعلا همرا ه با پسرش حیدر نعیم زوی و دیگر طالبان کوچی نما در فاجعه بهسود ودایمیرداد نقش اساسی دارد . ملک نعیم کوچی و دیگر ملکان کوچی ها در شهر های پشاور و کویته پاکستان و در ولایات جنوب وشرق کشور ما لک صد ها جریب زمین زراعتی خانه ها و دکان ها مغازه ها ترانسپورت های بار بری بوده و به تجارت و قاچاق مصروف اند. و قرار معلوم دوتن از وکلای زن عضوپا رلمان که از کوچی ها نمایندگی میکردند درین روز های نزدیک به کشور ایتا لیا پناهنده شده است . طالبان کوچی نما در جنوب افغانستان زیر نام گروه طالبان برضد نیرو های ناتو میجنگند ولی در هزاره جات این طالبان بنام کوچی از طرف حکومت اکمالات لوژیستیکی و تسلیحاتی بخاطر نسل کشی مردم هزاره و زمین سوخته در هزاره جات سرازیرمیشوند.فاجعه ء بهسود که بخاطر نا امنی و کشاندن آن ازجنوب درمرکز باامکانات دولتی انجام گردید. تداوم آن ، مصیب های سنگینتری را برمردم افغانستان و خاصتا هزاره ها و کوچیها تحمیل می نماید. با یورش مسلحانه طالبان کوچی نما، در هزاره جات ، متاسفانه بار دیگر تاریخ ظلم و جنایت بر هزاره ها تکرارگردید و این بار پشتیبان این جنایت و تجاوز وحشیانه بر هزاره ها ، نه حکام مستبد فاشیست و قبیله گراهای بیسواد بلکه نئوفاشیستهای مدعی به اصطلاح مدافع حقوق بشر ، تئوری پردازان دموکراسی ، روشنفکر نماها، و سایر دست اندرکاران سیاسی و مذهبی در اداره ریاستی آقای کرزی، است که از یک طرف با پشتیبانی مستقیم و غیر مستقیم ، کوچی های متجاوز را تشویق به تجاوز و جنایت نموده و از طرف دیگر با توطئه سکوت در مقابل این جنایت وارده بر هزاره ها ، که بیشتر ازدو ماه به انیطرف ولسوالی های حصه اول و حصه دوم بهسود و ولسوالی دایمیرداد در آتش سوخته و دهها نفر کشته واسیر، بیش از بیست هزار نفر مردم بی دفاع اواره گردیده و خانه ها و کشتزار های آنان حریق و بیش از سی هزاردرخت تخریب شده است ، برخورد نمودند و با خیا ل راحت چنان مهر سکوت برلب زده اند که گویا در اطراف آنان هیچ حادثه ای رخ نداده است آقای کرزی ، نه تنها هیچ اقدام عملی در راستای محکومیت متجاوزین به حقوق انسانی هزاره ها نه نموده اند بلکه با صدور حکمی ، نیروهای دولتی را موظف به حفظ و حراست ، از آنان ، ساخته اند از آنجائیکه تجاوز به حریم دیگران و کشتن و زدن و چور و چپاول و وادار به کوچ اجباری از مصادیق اصلی جرم و جنایت به حساب میایند ، بعد ازینکه کوچی های مسلح بازور سرنیزه و کشتار و چور و چپاول ، در مدت بیشتر از دو ماه ، کشتند و سوختند و بردند ،ولسوالی های حصه اول ودوم بهسود وولسوالی دایمیردا د شبیه سرزمین ارواح شده است. حکم آقای کرزی ، ریشه به شؤنیسم قومی و بوی خون فرمان عبد الرحمانجابر رادارد . حکم رئیس جمهور خسارات احتمالی کوچی هارا جبران میکند، کوچی هم علف چر های مردم را چرانیده اند وهم مصارف زمستان خودرا از رئیس جمهور میگیرند.که این موضوع نمایانگر حمایت بیدریع از فرهنگ کوچی گریست . از مطالعهمتن قطعنامه کوچی ها وحکم رئیس جمهور بدرستی فهمیده میشودکه این دو متن با هم شباهت های فراوان داشته ویکجا از طرف یک ارگان واحد تهیه وتنظیم شده اند واین مهره های درون نظام اند که کوچی ها را رهبری میکنند..فاجعه بهسود در پهلوی همه بدبختی ها ،تجربه خونبار و افتخاراتی را نیز نصیب قربانیان جنگ و مردم هزاره نمود. چون فاجعه بهسود دسیسه خطرناکی حلقاتی بود که می خواستند دامنه آنرا در تمامی ساحات هزاره جات گسترش بدهند. آنها با استفاده از طالبان کوچی نما می خواستند که مردم را به انتقام و خشونت کشانیده آتش جنگ را بیشترشعله ور و مردم محل را به تمرد و جنگ در مخالفت با دولت و قوای خارجی مجبور نموده و زمینه های نابودی کامل آنها را فراهم نمایند. ولی پلان وحشت با برخورد عاقلانه شیوه های مدنی و دموکراسی روبرو شد. مظاهره و اعتصاب در مقابل وحشت درسی بود که افتخاراتی زیادی را ثبت تاریخ مبارزات درد مندانه این مردم عذاب کشیده کرد. فاجعه در بهسود -اعتصاب و مظاهرات ده ها هزارنفر ی درشهر های کابل بامیان مزار شریف و دایکندی اشاره ء بود به گرداننده گان این سناریوی نفاق و وحشت که مردم ازدسیسه های آنان آگاهی دارند .از آنجائیکه در باره جنایات نسل کشی در داخل و برون کشور، از طریق رسانه های تصویری- شنوائی و چاپی انسانهای با احساس ، با هزاره های بیدفاع و حق بجانب بهسود و دایمیرداد همدردی نشان دادند ولی متاسفانه برخورد رسانه های دولتی همراه با سکوت و کم اهمیت جلوه دادن فاجعه همرا ه بوده است و نیروهای خارجی و نمایندگی سازمان ملل متحد درافغانستان ، تا حدود زیادی دربرابر آن رویدادها بی تفاوت باقی ماندند. که این پیشا مد موقف و موقعیت جامعه جهانی را در دفاع از تامین دموکراسی وحقوق بشر زیر سوا ل میبر د که آنان در زیر شعار دمو کراسی و حضور نیرو های نظامی ایساف چنین جنایات نابخشودنی در هزاره جات یعنی قلب کشور صورت میگیرد با بی توجه برخورد می نماید . اما سهم وتعهد جامعه بین المللی به ویژه امریکایها برای تامین امنیت درافغانستان ازهر نگاه قابل نگرش می باشد. واگر این بازی متوقف نگردد و تغیر ی درطرز دید جامعه بین المللی ایجاد نگردد دامنه ناامنی مرکز وشمال افغانستان را فرا خواهد گرفت و تیم آقای کرزی نیز از قربانیان اصلی این بازی خواهد بود. وظیفه ء هر فرد مردم آسیب دیده مناطق بهسود و دایمیرداد است که صدایی مظلومیت شان را رساتر از گذشته به گوش جهانیان و سایر هموطنان شان برسانند تا سکوت به وجود آمده و جنایتی نا بخشودنی در حق این مردم مظلوم بر ملا وافشاء گردد.

نتیجه گیری :-

فاجعه بهسود و دایمیرداد باید برای حلقات برتریخواه قومی فهمانده باشد که با کشتار ونسل کشی قومی و حمایت مستقیم گروه طالبان نمیتوانند بیشتر ازین بر عملکرد های پنهان و آشکار خود ها مردم افغانستان را اغفال نمایند. برای یافتن راه حل معقول و دایمی معضله کوچی ها در کشور یگانه راه آن اسکان دایمی آنان بالای اراضی دولتی در مناطق زیست اقوام هم زبا ن و هم نژادشان میباشد تا این زخم خونین سیاسی یک قرنه ء کشور تداوی گردد و دیگر مردم افغانستان و خاصتا مردم ساحات آسیب پذیر ازین معضله شاهد فاجعه های خونین بعدی نباشند. دولت کنونی باید بدون سهلنگاری برای اسکان کوچی های افغانستانی این طرف خط دیورند اقدام عملی نموده و از بکار گیری طالبان پاکستانی زیر نام کوچی در جهت ایجاد فاجعه در کشور جلوگیری و تدابیر موثیر خنثی کننده اتخاذ نماید.طالبان کوچی نما در تعریف جديد، آن كه در يك طرف تجاوز، ناامني و بي‌رحمي و در طرف ديگر نماد برتری خواهی قومي رابه نمایش میگذارد . و نبايد اجازه داده شودكه ، زخم‌ها عميق‌تر و امنیت و ثبات را با چالش‌هاي خطرناكي مواجه نماید . اين دولت است كه بايد با رويكرد ملي خود، علایق قومي را به حاشيه رانده، حساسيت‌ها را در جهت مصالح عام رهنمون ‌گردد. تا زمانيكه دولت خود را در مسأله كوچي‌ها از تمایلات قومي بيرون نكشد، هر حركت آن در جهت تعميق بحران ، خواهد بود. تجربه نشان داده است اقدام پيشگيرانه خيلي‌ها ارزانتر و مؤثرتر از رويكرد پي گيرانهء مسايل، تمام مي‌شود.

منابع

سایت آریائی زیرعنوان تفسیری از فرمان حامد کرزی در مورد کوچی ها نویسنده: ثنا نیکپی داکتر حقوق و علوم سیاسی.

سایت آریائی زیرعنوانمسکون ساختن، راه حل واقعی برای پایان بخشیدن به کوچیگری است نويسنده:دوکتورعبدالله کشتمند.

سایت جام غور زیرعنوان حکم حامد کرزی و قطعنامه کوچی ها در یک ارگان تهیه شده!؟ نویسنده: عبدالقدیر علم.

سایت آریا ئی زیرعنوان تکرار جنایات نسل کشی و زمین سوخته ء طالبان کوچی نما در هزاره جات نویسنده: صاحب این قلم .

سایت آریائی زیرعنوان طرح یورش کوچی ها به هزاره ستان در کجا برنامه ریزی شد؟ نویسنده: بومانعلی قاسمی.

سایت خاوران زیرعنوان هزاره ها نبایدجا و مکان خود را به نفع کوچیها از دست بدهند نویسنده: عید محمد عزیزپور.

سایت کاتب هزاره زیرعنوان محکومیت جنایات خونین طالبان کوچی نقاب در مناطق هزارستان نویسنده: سخی ارزگانی.

سایت کاتب هزاره زیرعنوان کــــوچیــــــگری نــــــــا مشـــــــــروع نویسنده: آیت الله ابراهيم حسن زاده يكا ولنگي.

سایت کابل پرس زیرعنوان هجوم کوچیها دربهسود سرآغاز یک بحران دیگرنويسنده: هادی ميران.

نوشته های سایر نویسندگان

محمد عوض نبی زاده

زيميرواسکاري

پروفیسور لعل زاد

داکتر محمد سلیم مجاز

دوشی چی

نجیب روشن

علی پیام

فواد پامیری

صدیق رهپو طرزی

محمد اکرام اندیشمند

داکتر عبدالله نایبی

داکتر محی الدین مهدی

 
 

 
 

 
 

 
 

 
 

رادیو ها به پشتو و دری

بی بی سی پشتو

بی بی سی فارسی

صدای امریکا دری

صدای امریکا پشتو

صدای امریکا فارسی

رادیو ارنا

رادیو فرانس فارسی

صدای المان پشتو

صدای المان دری

رادیو ایران پشتو

رادیو ایران فارسی

رادیو ازادی

د چين بين المللی راديو او پشتو خپرونه

راديو بين المللی چين فارسی

کوکل به فارسی

اخبار افغانستان کیهان

اریانا نت

بینوا

افغا نستان رو

خپله پشتو

افغا ن اسمائی

ژواک

شعله جاوید

پیام مجاهد

هیواد

جنبش

فردا

جرکه

سپیده دم

ازادی

عصر جدید

جمعيت انقلابي زنان افغانستان

کابل پرس

افغا

افغان پیپر

پیمان ملی

بانک معلوماتی هزاره

صدای مردم

سایت های چپ فارسی

لست سا یت ها تهیه سایت میهن

سایت های بیشتر دری و پشتو

همشهری

لوماند دیپلوماتیک

اطلاعات

لینک های مفید

دری نکار

ریسرچ کوکل به فارسی

دکشنری فارسی-انکلیسی

پرشین بلاک

ویکی‌پدیا، دایرةالمعارف آزاد

انجمن افغانها در سويدن

 

 

 

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

Our Forum

Weblogs

 Archive

Messages

contact us