متن کامل
اثرات بحران اقتصادی آسیا بر جهان


پیشگفتار


 

نبشته ذیل مجموعه یی از مقاله هاییست که یازده سال قبل در هجرت نوشته شده اند. یازده سال پیش نه سایت دری وجود داشت ونه کدام نشریه مترقی که حاضر شوداین سلسله مقاله ها را به نشر برساند. دران زمان یگانه نشریه پر تیراز افغانی که در خارج نشر می شد هفته نامه «امید» بود. من حصه اول مقاله خود را جهت نشر به «امید» توسط فاکس روز یکشنبه فرستادم. فردای آن یعنی روز دوشنبه مقاله به نشر رسید. هفته نامه «امید» با فراخنگری شگفتی آوری تمام بخش های این نبشته را بدون یک کلمه سانسور طی چندین هفته به نشر رسانید

چون این سلسله هنوز هم تازگی دارد و برای درک وضع اقتصادی کنونی لازمست به رویداد های یازده سال پیش به دقت نظر انداخت بنا برین تلاش خواهم کرد این سلسله رابا وجود مصروفیت های بی شمار و با امکانات محدودی که در عالم تنهایی در اختیاردارم دوباره تایپ کنم و به نشر برسانم.

بحران اقتصادی کنونی در واقعیت امر دوام همان بحران اقتصادی است که یازده سال قبل در آسیا آ غاز شده بود.

شما میتوانید این مقاله را چاپ Print نموده ، در گوشۀ آرام و دور از کامپیوتر به دقت مطالعه و مورد نقد قرار دهید. من برای تحلیل رویداد های آیندۀ بحران سیستم جهانی سرمایه داری به انتقادات ، نظریات و تحلیل ها ی شما عزیزان نیاز مبرم دارم.

داکتر محمد سلیم مجاز




بخش اول

آغاز بحران



این بخش بار نخست در شماره 298 هفته نامه «امید » به نشر رسیده بود

دوشنبه 27 اکتوبرسال 1997 بورس وال ستریت در نیویارک، بر مبنی شاخص داوجونز ، 556 پاینت سقوط کرد. به عبارت دیگر مارکیت امریکا، معادل ارزش650 میلیارد دالر را در یک روز از دست داد.
این نوع نوسان در جریان یکروز از نظر حجم دالر در تاریخ امریکا بی سابقه بود. این رویداد اولین بازتاب بحران اقتصادی اخیر آسیا بود در اقتصادامریکا. از دو سال به اینطرف در جنوب شرق آسیا بحران اقتصادی آغاز گردیده است. پی آمد های این بحران به تدریج در اروپا ، امریکای لاتین و ایالات متحده امریکا احساس شده میرود.
آیا جهان در آستانه یک بحران اقتصادی قرار دارد؟ به این سوال انکشافات هفته ها و ماه های آینده پاسخ خواهد گفت . ازدیاد تقاضا در بازار جهانی در جریان هفته های قبل از کرسمس میتواند حقایق را بپوشاند. به هر حال قدر مسلم اینست که در شرق دور و جنوب شرق آسیا که در حدود نصف کالا های جهان راتولید می کنند ، بحران آغاز گردیده است و کشور های این منطقه هر روز بیشتر از روز قبل درین مرداب خطر ناک بحران غرق شده میروند. ( Chronology of Crisis - کرونولوژی بحران )

آیااگر این بحران در مقیاس جهانی پهنا و ژرفای بیشتر حاصل نماید ، میتواند زندگی روز مره ما و شما را تحت تاثیر قرار دهد؟ آیا تشدید این بحران ، بالای وطن عزیز ما افغانستان تاثیر خواهد گذاشت؟
اگر این بحران شدت بیشتر حاصل نماید آیا کشور هایی که در امور داخلی افغانستان مداخله می کنند در اثر در گیری در بحران بر میزان مداخلات آنها تغیراتی وارد خواهد گردید؟ آیا کمپنی های نفت که چشم طمع به منطقه ما دوخته اند چنان غرق در بحران خواهند گردید که دست ازرقابت و مسابقه د ر منطقه ما خواهند کشید؟ آیا طالبان که توسط مداخله و پول خارجی عرض وجود نموده وبقای آنها نیز تابع دریافت کمک های خارجی است ازین بحران جان به سلامت خواهند برد؟

آیا پاکستان که قبل از حوادث اخیر در آسیا در گیر بحران اقتصادی بود که هنوز هم درین بحران دست و پا می زند در جریان ماه ها و سالهای آینده بیش از پیش در بحران اقتصادی غرق خواهد شد یا نی؟ آیا شبکه های تولید و قاچاق مواد مخدر که در افغانستان و اطراف آن فعال اند ازین بحران متاثر خواهند گردید؟ آ یا گروپ های تروریست که در افغانستان و کشور های همسا یه مصروف تربیه وآموزش تروریستهای بین المللی می باشند در فعالیتهای آنها تغیراتی وارد خواهد گردید؟ آیا وضع اقتصادی مردم مظلوم افغانستان بهبود حاصل خواهد کرد یا بد تر خواهد شد؟ آ یا فقر، مرض و ویرانی در افغانستان شدت بیشتر حاصل خواهد کرد؟ آیا بازسازی افغانستان برای سالها به تعویق خواهد افتاد یا خیر؟ به تمام این سوالها ، امیدوارم استادان ورزیده فاکولته های اقتصاد و حقوق پوهنتون کابل که در مهاجرت بسر می برند و سایر پژوهشگران و نویسندگان ما پاسخ گویند به خصوص امیدوارم استادان ورزیده اقتصاد چون داکتر محمد حیدر وداکتر تاج محمد بخشی که در فاکولته حقوق و علوم سیاسی در پوهنتون کابل ،درس های اقتصاد را به سطح بسیار عالی تدریس نموده اند و من از ایشان زیاد آموخته ام در باره سوالهای فوق ابراز نظر نموده ودر مورد خلا ها و کاستی های این مقاله نیز بنویسند

بحران از کجا آغاز گردید

این بحران ظاهرااز تایلند آغاز شد. در جریان سالهای اخیر در تایلند سرمایه گذاران میتوانستند از منابع خارجی ، قرضه به نرخ بسیار نازل بدست آرند. نهاد های مالی و بانکهای خارجی که دورنمای انکشاف اقتصادی در تایلند را بسیار روشن می دیدند با شرایط سهل به بانکها و موسسات مالی تایلند قرضه میدادند. اکثر قرضه ها به دالر امریکا ئی اعطا می گردیدند. مدیونین هم تعهد می کردند قرضه رادوباره به دالر امریکایی بپردازند. در جریان ماه فبروری سال گذشته کسر بیلانس تجارتی تایلند و نزول تدریجی نرخ پول محلی یعنی «بات»در مقابل دالر ، در بین محافل مالی داخلی وخارجی این هراس را ایجاد نمود که شاید مدیونین تایلندی نتوانند دین خود را دوباره بپردازند بنابرین سرمایه گذاران خارجی به اخراج سرمایه های دالری خود از تایلند به خارج اقدام کردند.

در داخل تایلند سرمایه گذاران داخلی نیز از ترس آنکه Bath «بات» ارزش خود رادر مقابل دالر امریکایی زیاد از دست ندهد ، بالای دالر هجوم بردند. بانک مرکزی تایلند به مقصد اتخاذ تدابیر پیشگیرانه به خریداری مقدار زیاد بات توسط دالر اقدام نمود و همچنان نرخ بهره را بالا برد. این دو اقدام در بازار سهام نتایج معکوس وارد کردند و قیمت ملکیت های غیر منقول به شدت نزول کرد. بحران در تایلند از همین جا آغاز گردید


شروع بحران همه را متوجه یک سلسله حقایق تلخ دیگر ساخت ، نخست اینکه تایلند در مرداب قرضه های خارجی غرق است و دوم اینکه بیلانس تجارتی این کشور دارای کسر عظیم میباشد.

بحران در تایلند شدت حاصل نموده میرفت تا آنکه بتایخ دوم جولای سال 1996 بانک مرکزی تایلند اعلان کرد که منبعد نمی تواند به تلاشهای خود در جهت تقویه پول محلی بات دوام دهد. بانک مرکزی تایلند تلاشهای خود را مایوسانه متوقف ساخت. در نتیجه بات فوری 15 درصد ارزش تبادلوی خود رادر مقابل اسعار خارجی از دست داد.

رویدادهای تایلند بحران راهم از نظر مادی هم از نظر معنوی وروانی به کشور های همسایه تایلند سرایت داد. سرمایه گذاران و کمپنی های تجارتی منطقه متوجه این حقیقت تلخ شدندکه کشور های مالیزیا ، اندونیزیا و فلیپین هم پروبلم های اقتصادی مشابه تایلند دارند. به همین دلایل درین کشور ها نیز مسابقه خریداری دالر آغاز گردید.

در پیآمد این مسابقه درین کشور ها نیز نرخ تبادلوی اسعار محلی به شدت سقوط نمود تا آن سرحد که مقامات دولتی درین کشور هامجبور شدند دست به دیوالواسیون پول های محلی بزنند . این رویداد ها موجب شد تا بورس در بازار های محلی سقوط نماید. در برخی ازین کشور هابورس تا 55درصد سقوط کرد.قیمت ملکیت های غیر منقول به شدت پایین آمد. بانکها و نهادهای مالی که قرضه میدادند ورشکست شدند. صد ها هزار مردم غنی و فقیر کار خود را ازدست دادند.
صندوق وجهی بین المللی با دادن وعده کمک به این کشور ها تلاش کرد اعتماد رابین مردم دوباره احیا نماید.صندوق وجهی بین المللی 17 میلیارد دالر قرضه را به تایلند و 40 میلیارد دالر قرضه را به اندونیزیا وعده داد. امااین وعده ها نتیجه ندادند وبحران عمق بیشتر حاصل کرد.
در ماه اکتوبر 1996 دستپاچگی به هانگ کانگ نیز سرایت کرد. با توجه به اینکه هانگ کانگ درین منطقه دارای مجهز ترین سیستم مالی میباشد ٍبازارهانگ کانگ درمقابل بحران اعتماد به سختی مقاومت میکرد و مردم بصورت نسبی کمتر بطرف دالر هجوم میبردند ، ولی این وضع دیردوام نکرد . روحیه عدم اعتماد در بازار هانگ کانگ نیز رخنه کرد.
بانک مرکزی هانگ کانگ از جمله 8 میلیارد دالر ذخیره اسعار خارجی که داشت ، یک مقدار نا معلوم اما مهم آنرا بمنظور حمایه دالر هانگ کانگی در بازار سرازیر ساخت و همچنان نرخ بهره را بالا برد. این دو تدبیر مانند تایلند، نتیجه معکوس داد و موجب سقوط قیمت اسهام در بازار بورس هانگ کانگ گردید. بتاریخ 27 اکتوبرسال 1997 بورس هانگ گانگ 7.2 در صد سقوط نمود. این نزول شدید قیمت اسهام در بازار هانگ کانگ در امریکا در وال سریت تاثیرات روانی شدید وارد کرد و موجب سقوط 556 پاینت در شاخص داوجونز گردید که ما در سر آغاز این مقاله ازان یاد کردیم.

گر چه دالر هانگ کانگی در مقابل دالر امریکایی هنوز هم به شدت مقاومت می کند و مقامات ذیصلاح هانگ کانگ از دیوالواسیون پیشگیری کرده اند ولی بورس درین سرزمین تنزیل نموده میرود.

بحران اقتصادی جنوب شرق آسیا بالاخره به دوکشور نیرومند آسیا یعنی جاپان وکوریای جنوبی سرایت نمود. اثرات بحران کشور هایی مانند تایلند یا اندونیزیا بر جهان زیاد محسوس نخواهد بود ولی بحران اقتصادی جاپان و کوریای جنوبی ، عواقب زیانبار برای تمام جهان خواهد داشت.

کوریای جنوبی یازدهمین قدرت اقتصادی جهان است و جاپان از نظر اقتصادی موقف دوم را در مقیاس جهانی اشغال می کند. جاپان و کوریای جنوبی به تنهایی معادل دو ثلث نیروی عظیم اقتصادی ایالات متحده امریکارا تشکیل میدهند. در تاریخ انکشافات برق آسا در جهان،کوریای جنوبی بعد از چاپان موقف دوم را حایز است.کوریای جنوبی موفق گردیده است که از سال1960 تاکنون،عاید ملی سرانه کشور خود را از 80 دالر به ده هزار دالر ارتقابخشد. آهنگ رشد کوریای جنوبی در جریان سالهای اخیر سالانه هشت در صد بود.کوریای جنوبی به مثابه یک کشور عقب مانده زراعتی در ظرف سی سال توانسته است خود را در صف انکشاف یافته ترین کشور های صنعتی جهان قرار بدهد.

با توجه به طبیعیت بحران زای نظام سرمایه داری، به همان اندازه که کوریای جنوبی بسرعت انکشاف نموده است،به همان سرعت این کشور در جریان هفته های اخیر در بحران اقتصادی غرق شد.

ارزش پول محلی کوریا جنوبی یعنی Won وون به سرعت تنزیل نموده میرود. از شرو ع سال 1997 تا این روز ها یعنی11دسامبر سال 1997 Won وون 51 درصد ارزش تبادلوی خود را ازدست داده است.تا کنون دها موسسه مالی وبانک های کوچک ،متوسط و بزرگ ورشکست گردیده در های خود را بر روی مراجعین بسته اند.

با توجه به این وضع ، صندوق وجهی بین المللی IMF بعد از مذاکرات طولانی با مقامات کوریایی وعده کرد تا مبلغ 57 میلیارد دالر را به کوریای جنوبی بمنظور مقابله با بحران کمک کند. متاسفانه شرایط تحمیلی صندوق وجهی بین المللی به گونه ایست که بین مردم فضای عدم اعتماد به آینده را بیشتر تحریک می کند.( ما این موضوع را در بخش دوم با تفصیل بیشتر به بحث خواهیم گرفت)بنابرین وعده های مشروط صندوق وجهی بین المللی عوض آنکه پی آمد های مفید ببار آورد، مضر تمام شد و در کوریای جنوبی بحران شدت حاصل کرد. مطابق تازه ترین ارقام بروز یازدهم دسامبر 1997 ، بورس کوریای جنوبی بار دیگر بصورت سرسام آور یعنی درحدود شش در صد در جریان یک روز سقوط کرد.

بحران اقتصادی آسیا بعد از کوریای جنوبی به جاپان که دومین قدرت اقتصادی جهان است سرایت کرد. این بحران در سه عرصه بالای اقتصاد جاپان اثر وارد کرد:

1- صادرات جاپان به کشور های درگیر بحران بطی گردید.

2-چون بانکهای جاپان دراکثر فعالیتهای اقتصادی کشور های آسیایی سهم فعال دارند ، شدت بحران درین کشور هاموجب تقلیل معاملات بانکی در جاپان گردیدو این روند سیستم بانکی چاپان را به بحران مواجه ساخت.

3- دوالواسیون اسعار کشور های جنوب شرق آسیا موجب شد تا کالاهای ساخت جاپان به سایر نقاط جهان که در جریان سالهای اخیر با کالاهای ساخت ساخت جنوب شرق آسیا در رقابت شدید بودند، به مشکلات نوین و بزرگ تر مواجه شدند زیرا اکنون کالاهای ساخت کشور های درگیر بحران بعد از موج دوالواسیون هابه قیمت های نازل تر در بازار های جهانی عرضه می گردند.

سرایت بحران اقتصادی به کوریای جنوبی و جاپان موجب شده است که چندین موسسه دلالی اسعار و بانکهای این دو کشور مسدود گردند. درین اواخر هیچ سرمایه گذار خارجی جرئت نکرده است در کوریای جنوبی سرمایه گذاری کند.سرمایه ها به شدت وسرعت ازین کشور بخارج فرار می کنند.مردم هر روز بیشتر از پیش بالای دالر وسایر اسعار خارجی هجوم می برند. حتی شماری از مردم به فکر خارج ساختن پول خود از بانکها افتاده اند.

بخش دوم

عواقب بانکی بحران

این بخش در شماره 299 هفته نامه «امید » به نشر رسیده بود

در جریان هفته گذشته( از 6 تا9 جنوری 1998) بورس نیویارک در وال ستریت ، بصورت مسلسل سقوط نمود.بروز جمعه ، باوجود تمام تلاشها شاخص داو جونز 222 پاینت سقوط کرد. حجم مجموعی باخت وال ستریت در جریان یک هفته،در طول تمام تاریخ وال ستریت بی سابقه بود.بخش عمدۀ فشار این هفته متوجه بانکهای امریکا بود.

درکشور های آسیائی نیز اولین علایم بحران در سیستم بانکی این کشور هاهویدا گردیده بود.

در بخش اول این مقاله خواندید که بحران اقتصادی آسیا در ماه جولای 1997 از تایلندآغاز گردید و بعد از سرایت بحران به اندونیزیا ، مالیزیا و فلیپینٍ ،در اکتوبر به هانگ کانگ و در جریان ماه نوامبر به کوریای جنوبی و جاپان کشانیده شد که در نتیجه دهها موسسه مالی وبانکها در ین کشور ها ورشکست و مسدود شدند و میلیون ها انسان به بیکاری سوق داده شدند. اینک بخش دوم :


بتاریخ دهم نوامبر1997 گورنر های بانکهای مرکزی ده کشور انکشاف یافته جهان در اروپا درشهر بال سویس دور هم جمع شدند تا پیامد های بحران اقتصادی آسیا را بالای بانکها مورد بررسی قرار دهند.آنها بخاطر جلوگیری از پخش روحیه بی اعتمادی در بازار، حقایق رااز مردم پنهان نموده اعلان کردند که این بحران تاثیرات منفی نی بلکه حتی تاثیرات مثبت بالای فعالیت های بانکی داشته است در حالیکه همزمان بروز های 10 و11 نوامبر 1997 در هانک کانگ مشتریان بانک بین المللی آسیا - International Bank of Asia از ترس مسدود شدن بانک ،با دستپاچگی به بانک مراجعه کرده پول های خود را مطالبه نموده واز بانک خارج می ساختند. سهمدار عمده این بانک یک کورپوریشن بانکی عرب است که مرکز آن در کویت قرار دارد .این کورپوریشن مالک 55درصد سهم این بانک می باشد. باوجود 55 درصد سهم خارجی ،مقامات ذیصلاح هانگ کانگ با عجله به هر مقدار پول که مشتریان بانک مطالبه کردند پرداختند.

خطر بحران بانکی درین امر مضمر است که هنگامیکه بی اعتمادی بین مشتریان بانکها عرض وجود نماید مشتریان به منظور حصول پول خود به بانکها هجوم می برند. چنین حالت بخصوص بانکهای کوچک و آسیب پذیر را که توانایی برآورده نمودن خواستهای مشتریان خود را نمی داشته باشند مجبور می ساز د که یا در های خود را به روی مشتریان ببندند یا با بانکهای بزرگتر مدغم گردند و این دو راه حل هر دو جریان بی اعتمادی را بین مردم تشدید می کنند . از طرف دیگر بعضآ ادغام یک بانک آسیب پذیر کوچک با یک بانک بزرگتر میتواندبانک بزرگتر را نیز باخود در مرداب بحران غرق نماید.

بتاریخ 12 نوامبر گروه Peregrine Investments Holdings در هانگ کانگ اعلان نمود که بانکهای 9 کشور اروپایی در حدود500 میلیارد دالر معاملات مشکوک دارند.که این مقدار پول بیست در صد مجموع اعتبارات رادرین کشور ها تشکیل می دهد. در صورتیکه بحران اعتماد شدت حاصل نماید، حرارت بحران، این بانکها را مانند یخ ذوب خواهد کرد وبه سرعت ورشکست خواهد ساخت.

این کشور ها عبارتند از تایلند، تایوان، سنگاپور، فلیپین، مالیزیا ، کوریای جنوبی، اندونیزیا ،هانگ کانگ و چین.

ازآن تاریخ تا کنون دها بانک درین کشور ها و جاپان مسدود گردیده که مهم ترین همه، یک بانک بزرگ جاپانی بود که بتاریخ 18 نومبر 1997 از فعالیت باز ماند. این بانک عبارت بود از: Hokkaido Takushoku Bank

صندوق وجهی بین المللی به مثابه مشکل کشا


IMF

بعداز آغاز بحران در تایلند وسرایت آن به سایر کشور های همسایه، همه چشم امید به ( IMF ) صندوق وجهی بین المللی دوختند.در گرد همایی وانکوور Vancouver سران کشور های بحران زده بارهبران ایالات متحده امریکا و کانادا به این موافقه کردند که Manila Framework تصامیم مانیلا در مورد کمک های صندوق وجهی بین المللی به کشور هاس آسیب رسیده معقول است . بنا برین ایالات متحده امریکا به حیث یگانه ابرقدرت جهان که از ابتدای بحران موقف تماشاچی را اختیار نموده بود،باز هم با دیگر خود را در عقب صندوق وجهی بین المللی پنهان کرد و به این اکتفا نمود که کمک های صندوق وجهی بین المللی را تایید نماید.در آینده تاریخ در مورد این نقش غیر فعال امریکا در خنثی ساختن بحران در شرق دور قضاوت خواهد کرد. آیا صندوق وجهی بین المللی در شرایط بحرانی کنونی از بوته آزمایش پیروز بدر خواهد آمد یا نی این را هم انکشافات ماه های آینده نشان خواهد داد. صندوق وجهی بین المللی در جریان سالهای اخیر اعتبار خود را در ذهنیت عامه جهان از دست داده است. به عقیده اقتصاددان فرانسوی De Lattre صندوق وجهی بین المللی عوض آنکه نقش اطفائیه را بازی کند،بیشتر حریق رادامن میزند به خصوص در عرصه تشویق دولتها به اتخاذ سیاستهای افراطی لیبرالیزاسیون اقتصادی .مطابق ادعای Bryan Johnson (براین جانسن) تحلیلگر Heritage Foundation سیاست های صندوق وجهی بین المللی بخصوص تحمیل ازدیاد مالیه به کشور هاییکه مشکلات اقتصادی دارند،موجب بطی شدن رشد اقتصادی این کشور ها گردیده پیامد های معکوس و نا گوار برآنها وارد می کند.

به گونه مثال صندوق وجهی بین المللی به تایلند توصیه کرد که بعد از اخذ قرضه این کشور باید یک سلسله تدابیر اتخاذ نماید تا کسر بیلانس تجارتی آن به سه فیصد GDP محصول ناخالص ملی کشور تنزیل نماید.اکنون کسر بیلانس تجارتی تایلند هشت فیصد محصول ناخالص ملی GDP این کشوررا تشکیل می دهد. این هدف در صورتی امکان پذیر است که آهنگ رشد سالانه تایلند که اکنون 2 در صد است ، حد اقل به 3.5 درصد در سال برسد که سهل نیست. همچنان صندوق وجهی بین المللی به تایلند توصیه کرد که بانکهای کوچک تایلندبابانک های بزرگتر مدغم شوند ، سرمایه گذاری خارجی جلب وتشویق شود و رقم مالیه از 8 به 10 درصد ازدیاد یابد.

به اندونیزیا که صندوق وجهی بین المللی 40 میلیارد دالر قرضه وعده کرده است ، تحقق اتخاذ سیاستهای اقتصادی ذیل راتحمیل نموده است:

ازدیاد رقم مالیات بر عایدات بمنظور تقلیل کسر بودجه. بالا بردن نرخ بهره،مسدود ساختن بانکهاییکه مواجه به مشکلات اند ویا ادغام آنها با بانکهای بزرگتر.خاتمه دادن به سیاست های حمایوی و مونو پولیستی ملی گرایانه. درعوض اتخاذ تدابیر به مقصد لیبرالیزاسیون بیشتر تجارت خارجی و سرمایه گذاری های خارجی ، سهم دادن بیشتر بخش خصوصی در عرصه های زیربنایی و از بین بردن برخی از تعرفه های گمرکی .

صندوق وجهی بین المللی سیاست های شبیه سیاست های فوق را بالا ی تمام کشور هاییکه از کمک های این صندوق مستفید میگردند تحمیل میکند.ازهمین جهت کوریای جنوبی روزی را که موافقتنامه اخذ کمکهای صندوق وجهی بین المللی را امضاءکرد ، به نام روز حقارت ملی یاد کرد.

آیا این گونه سیاست ها تاکنون موفق بوده اند؟

پژوهش های خود صندوق وجهی بین المللی بیانگر آنست که از جمله 36 کشوری که کمک های آنرا دریافت نموده اند تقریبا همه موقتا پروبلم های مربوط به دیون شان حل شده اماآهنگ رشدآنها بطی گردیده است و سرمایه گذاری درین کشور ها کمتر از میزان عادی صورت گرفته است .

منتقدین صندوق وجهی بین المللی را عقیده برین است که اکثر کشور هاییکه از صندوق وجهی بین المللی قرض کرده اند بعد از چند سال دوباره به این صندوق جهت اخذ قرضه ای بیشتر مراجعه کرده اند .

بر اساس یک پژوهش هیریتیج فوندیشن،از جمله 137 کشوری که بین سالهای 1965 و 1995 از کمک های صندوق وجهی بین المللی استفاده کرده اند،81 کشور بین سالهای 1981 و 1995 پنجاه درصد قرضه اضافی دریافت کرده اند.

مثال برجسته درین عرصه کشور مکسیکو است که از سال 1976 تاکنون چهار بار ازصندوق وجهی بین المللی کمک دریافت نموده است. بر اساس مطالعات هیریتیج فوندیشن،یا صندوق وجهی بین المللی شرایط خود را بالای این کشور ها تحمیل نموده نمی تواند یا این شرایط موثر واقع نمی شوند ویا هر دو عامل دست بدست هم میدهند. بر اساس این پژوهش ها ،بین سالهای 1965 و 1995 کشور های درحال انکشاف که کمک های صندوق وجهی بین المللی را دریافت کرده اند، وضع اقتصادی 50 درصداین کشور ها هیچ بهبود نیافته و وضع 30 درصد آنها هنوز هم وخیم تر گردیده است. به عقیده جانسن که مطالعات هیریتیج فوندیشن را رهبری نموده است، یکی از عوامل عمده این عدم موفقیت ها ی صندوق وجهی بین المللی درین امر مضمر است که سیاست وادار ساختن یک کشور به تقلیل کسر بودجه موجب می شود تا رشد اقتصادی آن کشور بطی گردد و بد تراینکه این سیاست رشد اقتصادی رابطی میسازد و بودجه هم متوازن نمیگردد.

مثال دیگر کشور بولیویااست که از سال 1985 الی 1992 چندین بار از کمک های صندوق وجهی بین المللی استفاده کرده است . هر بارصندوق وجهی بین المللی این کشور را تحت فشار قرار داده است که کسر بودجه خود را تقلیل بدهد . نتیجه چه شده است؟ نتیجه این شده است که کسر بودجه بولیویا 8000 در صد عمیق تر گردیده است.

علاوه بر دلایل فوق ، طرز العمل صندوق وجهی بین المللی با شرایط بحرانی سازگار نیست. این طرزالعمل طوریست که بسرعت عمل نموده نمی تواند. در حالات بحرانی کمکهای صندوق وجهی بین المللی حیثیت نوشداروی بعد از مرگ سهراب را حاصل می کند که درین روز ها در مورد کشور های آسیایی بکلی صدق می کند.این کشور ها از ماه جولای سال 1997 به اینطرف در بحران دست و پا می زنند و صندوق وجهی بین المللی صرف به وعده های لفظی و شعار اکتفا می کند . تا کنون هیچ اقدام عملی از طرف صندوق وجهی بین المللی صورت نگرفته است. بنابر دلایل فوق اگر هرچه زود تر کمک های صندوق وجهی بین المللی در ارتقای سطح مورال و جلوگیری ازبحران بیشتر بی اعتمادی موثر واقع نگردد و جلو عمیق شدن بیشتر بحران را نگیرد، بحران اقتصادی آسیا در جریان ماه های آینده ژرفا وپهنای بیشتر حاصل خواهد کرد.




بخش سوم

عوامل بحران

این بخش برای بار نخست در ماه جنوری سال 1998 در شماره 301 هفته نامه «امید» به نشر رسیده بود




درشماره های پیش خواندید: درماه جولای 1997 بحران اقتصادی آسیا از تایلند آغازگردیدکه به سایر کشورهای شرق دور سرایت کرد. همهء این کشور ها به صندوق وجهی بین المللی مراجعه کردند تاتوسط کمکهای این صندوق علیه بحران مبارزه کنند، وبا صندوق مذکور موافقتنامه های لازم را امضاکردند. متاسفانه کمک های این صندوق در گذشته هم موثر نبوده، واکنون هم موثر واقع نشد. واینک بخش سوم مقاله:

میتوان عوامل بحران را بدو دسته تقسیم کرد:

عوامل فرعی و عوامل اصلی.

اول ـ عوامل فرعی:

1 ـ دست خارج: برخی از محافل سیاسی جنوب شرق آسیا مسئولیت بحران اقتصادی را به عهدهءغرب می اندازند. در ماه های اخیر که کشورهای جنوب شرق آسیا مصروف مقابله با بحران اقتصادی اند، در جریان تعداد زیاد تظاهرات خیابانی واعتصابات، شعار هائی برعلیه غرب داده شده است،وعوامل این بحران را، محافل سیاسی و مالی جهان غرب میدانند.

درگیرودار این بحران در تایلند وکوریای جنوبی، دیگرگونی های عمیق درمقامات رهبری سیاسی ایندو کشور رونماگردید که در جریان مبارزات سیاسی، شخصیت های این دوکشوردر رسانه های گروهی، محافل غرب ودر راس آنهاایالات متحده امریکا را متهم می ساختندوادعامیکردند که درعقب این بحران دست خارج قرار دارد. صدراعظم بر حال مالیزیادکتر مهاتیر Dr. Mahathir بار ها عامل بحران را توطئه بین المللی یهودیان جهان قلم داد کرده است.

برخی دیگر، عوامل بحران اقتصادی آسیا راسیاست در های باز اقتصادی در منطقه دانسته، در عوض، سیاستهای پروتکسیونیستی، در های بسته وکنترول شدید رابرواردات پیشنهادمیکنند که زیاد تررخ تیز این سیاست متوجه کالاهای ساخت غرب است. یکی ازشخصیت های برجسته تایلند بنام chaimongkol که تعلیم یافتهء امریکا است، ودرتکزاس دپلوم خود را در تجارت اخذکرده است، ایالات متحده را متهم میسازد که سیستم مالی تایلند را نقب گذاری میکند. به عقیده او این یک جنگ بدون گلوله است که علیه آسیا آغاز گردیده است. او قسم یاد نموده است که (کوکاکولا) نخواهد نوشید، وجهت صرف غذا به رستورانهای (مکدونالد) نخواهد رفت.(وال ستریت ژورنال2 دسمبر97ـ ص 17ـ آ). بر اساس ادعای صدراعظم مالیزیا دکتر مهاتیر وسایل ارتباط جمعی در سنگاپور، به اشارهء غرب بحران اعتماد را در مالیزیا تشدید میکردند.

2ـ بی کفایتی رهبران سیاسی و فساد ادار ی: برخلاف ادعاهای فوق تحلیلگران اقتصادی در غرب ادعادارند که عامل آغاز بحران اقتصادی وتشدید آن درآسیا، عمدتاً بی کفایتی رهبران سیاسی دراین کشورها، ارتشاً و فساد اداری است. بگونهءمثال علت اساسی بحران اقتصادی در اندونیزیا را تسلط بیحد وحصر رئیس جمهور Suharto سوهارتو و فامیل او در تمام بخش های اقتصاد اندونیزیا میدانند که از سی و دوسال باینطرف این کشور را به صورت انحصاری اداره میکنند. ( وال ستریت ژورنال 14 جنوری 98 ص 15 آ(

علاوه بربیکفایتی وفساداداری عده دیگر معتقدند که اداره درین کشور ها فاقد تجربه کافی در عرصهء اقتصاد سرمایداری میباشند. گذار سریع این کشور ها از جوامع عقبماندهء دهقانی به اقتصاد پیشرفتهء سرمایداری صنعتی موجب شده است که آن مراحل لازمی را که باید این کشور ها بصورت تدریجی طی میکردند مانند کشورهای سرمایداری کلاسیک اروپایی یا امریکا یی نپیموده اند. بنابر این سیستم مالی، بانکداری، مراکز بورس وغیره بخشهای عمدهء اقتصادی درین کشور ها بسیار ظریف و آسیب پذیر است. این نهادها آبدیده نشده اند.

3ـ عامل روانی: برخی دیگر به این عقیده اند که آغازبحران اقتصادی در آسیا و تشدید آن بیشتر جنبه های روانی و سایکولوژیک دارد، که بر مبنای دستپاچگی های بامورد یا بیمورد استوار است. مثلا درتایلند این تصور عرض وجود نمود که شاید ارزش پول محلی در مقابل دالر پائین بیاید. بنابراین مردم بسوی دالر هجوم بردند که بالا رفتن تقاضای دالر موجب بالا رفتن نرخ دالر گردید، وبهمین شکل بحران تایلند مردم را در مالیزیا، اندونیزیا و فلیپین دستپاچه ساخت، آنها نیز بطرف دالر رو آوردند و پول های محلی خود رابه دالر تبدیل نموده رفتند که در نتیجه نرخ دالر درین کشورها بالا رفت. این نوع بی باوری ها و دستپاچگی ها موجب شد بورس نیز دراین کشورها پائین بیاید. مثلا بتاریخ 8 جنوری بعد از آنکه صندوق وجهی بین المللی به اندونیزیا تذکر داد که اگر شرایط این صندوق رارعایت نکند، کمکهای خودرا قطع خواهد نمود. وهمچنان رئیس جمهور کلنتن با رئیس جمهور سوهارتو درین مورد تلفونی حرف زد واظهار نگرانی نمود. باوجود آنکه بازارهای آسیا در حال بهبود بود، دفعتا ًدرتمام مارکیت های آسیا دوباره بورس بشدت سقوط کرد. اینهمه بخاطرجنبه های روانی قضیه است. علت اساسی این امر که چرا حقایق را در مورد وضع اقتصادی از مردم پنهان میکنند، درهمین جنبهء روانی مسئله نهفته است.

درین هیچ شک وجود ندارد که در نوسانات بورس وهمچنان درعرصه نوسان نرخ اسعار خارجی عامل روانی یک عامل مهم است، اما هیچگاه عامل اساسی و یگا نه عامل نیست.

بحران اقتصادی در آسیا از ماه جولای 97 آغاز گردیده است. درغرب دربارهء این بحران بسیار کم حرف میزدند و امروز که بحران شدت حاصل نموده است و به تدریج خصلت جهانی آن نمایانتر میگردد نیز بسیاری ازحقایق را از مردم پنهان میکنند، شاید حق بجانب باشند، زیرا درغیر آن ، دستپاچگی مردم بحران اقتصادی را تشدید خواهد شد.

دوم عامل اصلی بحران

اگرعوامل خارجی بحران را جدی تلقی نکنیم، بی کفایتی رهبران سیاسی، فساد اداری، عدم تجربهء کافی اینکشورها در راه سرمایداری، فعالیت های مشکوک پولی، فرارسرمایه از این کشورها، سهولت ها در اخذ قرضهء خارجی و بلاخره علوم توجه جدی صندوق وجهی بین المللی به پرابلم های این منطقه وعدم موثریت تدابیر آن و عدم توجه وجدی نگرفتن مسئله توسط کشورهای غربی، بدون شک عوامل این بحران را تشکیل میدهند. همهءاین عوامل دست به دست هم داده و شرایط را برای این بحران مساعد ساخته اند ولی همهء این عوامل در درجهء دوم قرار داشته وعوامل فرعی بحران تلقی شده میتوانند. عامل اصلی و اساسی بحران را باید درجای دیگر جستجو نمود.

قبل از آنکه به تشریح عامل اساسی بحران اقتصادی کنونی پرداخته شود، لاززمست کمی درمورد چگونگی نوسانات اقتصادی جهان سرمایه داری حرفزده شود. رشد اقتصاد سرمایداری بصورت نوسانی صورت میگیرد. جریان تحول اقتصاد در سیستم سرمایداری دارای دو قطب است، رفاه اقتصادی و رکود؛ به این شرح که اقتصاد رشد نموده میرود تا در یک نقطهء اعظمی رفاه برسد، بعد به تدریج دوباره نزول میکند و طرف رکود یا Recession میرود. این نوسانات را در اقتصاد la conjoncture économique کا نًژانکتور اقتصادی یاد میکنند. در نقطهء اوج یعنی رفاه، وضع اقتصادی جامعه خوب میباشد. جامعهء جهانی ششماه قبل درین مرحله قرار داشت و ایالات متحده امریکا اکنون دربالا ترین نقطهء رفاه اقتصادی قرار دارد.



حالت رکود، حالت بحران اقتصادی است . بهر مقیاس که رکود عمیقتر باشد، وضع اقتصادی وخیمتر میگردد. بنابر این در مورد اینکه این نوسانات بصورت طبیعی به حال خود گذاشته شود، ویامداخله صورت گیرد تا از وخامت شدید آن جلوگیری صورت گیرد، در بین علمای اقتصاد دو دبستان عمده وجود دارد، دستهء اولی به این عقیده اند که نباید دولت وموسسات مالی درجریانات طبیعی اقتصادی مداخله کنند. آنها طرفدار اصل Laissez faire et laissez passer لیسه فیر لیسه پاسی هستند، یعنی بگذار جریان اقتصادی را که راه خود را خود پیدا کند وهیچ نوع مداخله نباید نمود. دستهء دومی به پیروی ازنظریات اقتصاددان مشهور انگلیسی جان مینارد کینز John Maynard Keynes به این عقیده اند که در دو قطب نوسان

کا نژانکتور اقتصادی باید مداخله نمود و نگذاشت که رفاه بسیار زیاد به سطح بلندتربرسد وهمچنان باید توسط مداخله کوشید از کساد وخیم اقتصاد جلوگیری نمود، تامردم کمتر از شدت بحران صدمه ببینند. دکترین مسلط درایالات متحده وجهان غرب اکنون دوکتورین کینز است، ولی در آسیا این اصل را زیاد مراعات نمیکنند. با تذکراین موضوع حالا میپردازیم به شرح عامل اصلی بحران کنونی.

وقتیکه کانژانکتور اقتصادی به قلهء رفاه نزدیک میشود تولید کالا درسطح بالا قرارمیداشته باشد، وبعضاً چنان اتفاق می افتد که درمجموع جامعه تولید بیش از حد صورت گیرد، یعنی بیشتر از ضرورت واقعی جامعه تولید صورت میگیرد. معجزهء جاپان وکوریا وانکشاف برق آسای اقتصاد کشورهای آسیایی که بنام ببرهای آسیا یاد میشوند، از یکطرف، و داخل شدن کشورهای اردوگاه سابق سوسیالستی در بازار سرمایداری وتولیدات سیل آسای چین درسطح جهانی یکنوع انارشی را درتولید جهانی ایجاد نموده است که این انارشی در تولید موجب اضافه تولید بیسابقه در مقیاس جهانی گردیده است، و با پیروی از نظریات کینز هیچ مداخله از هیچ منبع به منظور جلوگیری ازین اضافه تولید صورت نگرفته است. براساس تحلیل John Makin اضافه تولید درمقیاس جهانی زادهء سالها سرمایه گذاری اضافی است که اقتصاد دان Jesper Koll یکی از متخصصین J.P. Morgan این جریان را بنام جنون تولید یاد میکند. براساس گفتهء اوهرکی در هر جا هر چه خواست تولید میکند وبهرقیمتی که برای آن خریدار پیدا شود بفروش میرساند ( والستریت ژورنال31 اکتوبر97 ص16 آ.(

قبل از فروپاشی اردوگاه سوسیالستی، ایالات متحده امریکا وسایر کشورهای غربی جاپان را بمثابهء سمبول سرمایداری برعلیه چین و اتحاد شوروی وجنبش های چپ شرق دور تقویه میکردند. بهمین منوال کوریای جنوبی را بعد از جنگ کوریا برعلیه کور یای شمالی بحیث یک نمونهء خوب رشد سرمایداری حمایه میکردند وبهمین شکل سایرکشورهای جنوبشرق آسیا درجهت انتقام شکست امریکا در ویتنام درراه سرمایداری تشویق و تقویه گردیدند.

درهمین گیرودار، رقیب بزرگ غرب، اتحادشوروی ورشکست شد، و به اصطلاح «خطر کمونیزم» رفع گردید، جنگ سرد خاتمه یافت. جاپان، کوریا وسایر کشورهای شرق دور وجنوبشرق آسیا بصورت برق آسا انکشاف نمودند وکاربحایی رسید که در ده سال اخیر جاپان به تنهایی سه چند ظرفیت فرانسه، صرف فابریکه تولید کرد. امروز درهرگوشهء جهان درهر کوچه موترهای ساخت جاپان به چشم میخورند، هیچ کشوری در جهان چنین یک موقف را دارا نمیباشد. جاپان امروز موقف اتحاد شوروی را درعرصهء اقتصادی اشغال کرده است. جاپان درعرصهء تولید اضافی هم در جهان موقف دوم راحایز است.

در انارشی تولید که موجب اضافه تولید شد، بلاک سوسیالستی سابق در دو مورد سهم گرفتند، اولا بعد از آنکه راه تجارت این کشورها باکشورهای غیرسوسیالستی آزاد شد، در مرحلهء اول کالاهای بنجل ساخت چین و جنوبشرق آسیا بصورت سیل آسا درین کشورها وارد میگردید. بزودی جای کالاهای بنجل آسیایی را کالای های با کیفیت بهتر اروپایی گرفت. نتیجهء این امر آن شد که یک مرتبه تقاضای کالاهای ساخت جنوبشرق آسیا ارتقا حاصل نمود، ولی درمرحلهء دوم این تقاضا تقلیل حاصل نمود که در نتیجه آن کالاهای تولید شده در آسیا نا فروش باقی ماندند.

سهم دومی که کشورهای مربوط اردوگاه سوسیالستی سابق در امر انارشی تولید گرفتند، صادرات اینکشورها به جهان سرمایه داری است. در گذشته بخش عمده فعالیت های تجارتی در بلاک اروپای شرقی و جمهوریت های اتحاد شوروی سابق، بشکل بارتر صورت میگرفت که جریان واردات و صادرات در حلقه همین کشور ها محدود باقی میماند، بعد از فروپاشی سیستم سیاسی این کشورها تجارت خارحی و واردات و صادرات آنها شکل چندین جانبه و جهانی را گرفت وتولیدات این کشورها درسطح جهانی بیشتر از پیش عرضه گردید، که این عرضهء نوین کالا در بازارجهانی موجب تشدید انارشی در امر تولید گردیده است. چین بعد از آنکه ( دینگ سیاوپین )Deng Xiaoping درمقام رهبری این کشور قرار گرفت، مقامات رهبری این کشور باحفظ نظام سوسیالستی، اقتصاد چین را بی سر و صدا بطرف اقتصاد سرمایه داری سوق دادند. سرمایه گذاری های خارجی درین کشور رونق یافت، موسسات مختلط زیاد ایجادشد، که این موسسات با استفاده ازمواد خام ونیروی کار ارزان چین، مفاد سرشار کمایی کردند , و بتدریج کالاهای ساخت چین اکثر مغازه های کوچک و بزرگ جهان را تسخیر کرد. بگونهء مثال، چین درین اواخر سالانه سی ملیون پایه تلویزیون تولید میکند که ثلث مجموع تولید تلویزیون را درجهان تشکیل میدهد.(والستریت ژورنال31اکتوبرص16آ). ویا تولیدات موترکمپنی فورد در چین بیشتر از تمام تولیدات سالانهء جنرال موتورز امریکا است، و یا مجموع تولیدات فولاد چین و کوریای جنوبی در این اواخر بیشتراز تولیدات فولاد ایالات متحده وانگلستان است.

رقیب عمدهء کالاهای ساخت چین، کالاهای ساخت سایر کشورهای جنوبشرق آسیاست، یعنی بهرمقیاسی که برتولیدات و صادرات سیل آسای چین در سطح جهانی افزایش بعمل می آید، بهمان مقیاس کالا های ساخت سایر کشورهای جنوبشرق آسیا نا فروش باقی میماند، و از همین نقطء نظرعلاوه بر سایر دلایل، بحران اقتصادی از همین کشورها آغاز گردید.

انارشی در امر تولید در سطح جهانی و اضافه تولید تنها در شرق دور وجنوبشرق آسیا صورت نگرفته بلکه درین روند اروپا و امریکا هم سهیم بوده اند بنابرین بحران اقتصادی که از چند ماه به اینطرف در جنوب شرق آسیا آغار گردیده است یک بحران منطقوی نی بلکه بخشی از یک بحران جهانیست که در بخش آینده آنرا مورد بررسی قرار خواهیم داد.





بخش چهارم
خصلت جهانی بحران

این بخش دهسال قبل در شماره 304 هفته نامه «امید» به نشر رسیده بود

خلاصه بخش های قبلی

در شماره های پیشین خواندید: بحران اقتصادی در آسیا در ماه جولای سال گذشته از تایلند آغاز گردیدو به سایر کشور های شرق دور سرایت کرد. کشور های درگیر بحران ، کمک های صندوق وجهی بین المللی را مطالبه کردند. معاونت های این صندوق موثر واقع نشد زیرا این بحران یک بحران منطقوی نبوده بلکه بخشی از یک بحران جهانیست.
عامل اصل این بحران اینست که در مقیاس جهانی یک نوع انارشی درامر تولید رونما گردیده که موجب اضافه تولید بی سابقه یی در سطح جهانی شده است. واینک بخش چهارم مقاله:

الف- اضافه تولید در سطح جهانی

وسایل ارتباط جمعی در ایالات متحده امریکا ودر غرب در مورد اضافه تولید تا این اواخر بسیار کم حرف میزدند. بالاخره برای اولین بار وکلای مجلس نمایندگان امریکا در باره این واقعیت انکار ناپذیر بحث کردند. بتاریخ
30 جنوری سال 1998 جلسه خاص کمیته بانکی مجلس نمایندگان امریکا بمنظور بحث در مورد کمک امریکا به صندوق وجهی بین المللی دایر گردیده بود. درین جلسه وزیر مالیه امریکا Robert Rubin رابرت روبن و رییس بانک مرکزی امریکا «Federal Reserve» الن گرین سپان Alan Greenspan و شماری از ورزیده ترین اقتصاددانان امریکا و اهل خبره را دعوت کرده بودند. جریان کامل این جلسه بصورت مستقیم از طریق چینل C-Span در سراسر امریکا پخش می شد.من آنروز تصادفی خانه بودم وتمام جریان این بحث و گفتگوی دلچسپ را تعقیب کردم.

در جریان مباحثات نخست وکلا و سپس دانشمندان اقتصاد بار بار اعتراف کردند که نزول غیر عادی قیمت ها در جریان دو سال اخیر در امریکا به خاطر عرضه اضافی کالاهاست. آنها گفتند حتی قبل آغاز بحران اقتصادی درآسیا نرخ کالا و خدمات در امریکا در حال پایین آمدن بود که علت آن عدم توازنی بود که بین عرضه وتقاضای کالا و خدمات ایجادشده بود به این معنی که عرضه کالاها وخدمات بیشتر از تقاضا بود و این یکی از علایم اضافه تولید و اضافه تورید در امریکا است. همچنان در جلسه علمی،عده زیاد علما و دانشمندان علم اقتصاد اعتراف نمودند که کشور های آسیایی بخاطر رقابت بین هم و در جهت تسخیر بازار های جهانی ،ظرفیت های تولیدی کشور های خود را از حد و اندازه لازم بالا تر برده اند.به این تر تیب آنها به انارشی در امر تولید به گونه غیر مستقیم اعتراف میکردند.

درین جلسه که شکل یک کنفرانس علمی را کسب نموده بود در باره اصطلاحات انگلیسی ذیل زیاد بحث کردند:

Exess supply, Exess goods, Overinvestment,Over capacity, Surplus capacity and Over capacity



اصطلاحاتی که همه بیانگر یک معنی می باشند یعنی اضافه تولید در نظام سرمایه داری.

اگر چند سال قبل در امریکا ، شخصی این نوع حرف ها را بزبان می آورد شاید او را متهم می ساختند که نظریات مارکسیستی را ارائه میکند. این نوع تحلیل ها توسط مارکس و لنین منجمله در آثار معروف «کاپیتال» و « امپریالیسم بمثابه بالاترین مرحله سرمایه داری»

صورت گرفته است ولی اکنون که جنگ سرد خاتمه یافته ،آهسته آهسته وکلای مجلس نمایندگان وعلمای امریکا جرئت می کنند تا این نوع حقایق را بدوس هراس از برچسپ کمونیست بودن ، بیان نمایند.

امروز اکثر اقتصاد دانان ورزیده غرب می فهمند که عامل واقعی بحران اقتصادی کنونی جهان بالارفتن بی حد ظرفیت های تولیدی و خدماتی است هم در آسیا و هم در سایر نقاط جهان.

ب - همبستگی اقتصادی آسیا با اقتصاد جهانی


بحرانی که در آسیا آغاز گردیده است به دلایل ذیل نیز یک بحران منطقوی نی بلکه بخشی از یک بحران جهانیست:
- اکثر کشور ها آسیایی برای بازار های جهانی تولید می کنند. امروز خرید و فروش سهام وسرمایه گذاری از طریق خریداری سهم خصلت بین المللی حاصل نموده است. سرمایه گذاران آسیایی از طریق بازار های بورس در امریکا و اروپا سرمایه گذاری می کنند همچنان سرمایه گذاران امریکایی و اروپائی در بازار های آسیا سرمایه گذاری می نمایند.بخش عمده نهاد های مالی و صنعتی آسیا خصلت های چند ملیتی پیدا کرده اند.
- بسیاری از نهادهای تولیدی امریکایی و اروپایی مواد خام و پرزه جات کالا های تولیدی خود را از کشورهای آسیایی وارد می کنند.
- سرمایه داران و سرمایه گذاران آسیایی اکثرآپول خود را در بانکهای اروپایی و امریکایی میگذارند . معاملات تجارتی ، گرفتن قرضه ها ، انتقال سرمایه هاو سایر معاملات بانکی بصورت مستقیم یا غیر مستقیم در تمام جهان توسط فعالیت های بین البینی بانکهای امریکایی ، اروپایی و آسیایی صورت می گیرند. - واردات و صادرات بین کشور های آسیایی و سایر نقاط جهان رقم بسیار بزرگ را تشکیل می دهد.
احصائیه های یکسال قبل( یعنی سال 1996 ) نشان میدهند که 22 فیصد واردات جهان و23 فیصد صادرات جهان توسط کشور های جنوب شرق آسیا و جاپان صورت گرفته بود. ( Daily Republic , Dec. 9th Bage 5B ) بر اساس ارقام تازه تر معا ملات تجارتی جاپان به تنهایی 18 فیصد معاملات تجارتی جهان را تشکیل میدهد(Wall Street Journal, Nov. 26 page 11-I )

بخش پنجم
اثرات بحران اقتصادی آسیا بالای اقتصاد امریکا


الف- اعترافات اخیر مقامات امریکا یی

تا چند هفته قبل مقامات امریکایی بخصوص محافل مالی امریکا ادعا میکردند که اقتصاد امریکا بسیار قوی است. هنوز هم شماری از ین محافل بقرار ذیل استدلال می کنند:
اقتصادامریکا در بالاترین قلعۀ رفاه قرار دارد. اقتصاد ایالات متحده امریکا از 9 سال به اینطرف بصورت مسلسل رشد می کند. انفلاسیون( تورم یا بالا رفتن قیمت ها) وجود ندارد.دولت بعداز چندین سال تلاش موفق شده بودجۀ خود را توازن بخشد. حتی سال آینده بودجه امریکا مازاد هم خواهد داشت.رقم بیکاری در پائین ترین سطح قرار دارد.این دسته اقتصاددانان امریکا استدلال میکنندکه به دلایل فوق بحرانی که در آسیا آغاز گردیده است بالای اقتصاد امریکا اثر گذاشته نمی تواند.ولی در جریان هفته های اخیر درین طرز استدلال دانشمندان و دولتمردان امریکا دگرگونی هایی مشهود دیده می شود .
بتاریخ 27 جنوری 1998رئیس جمهور بل کلینتون در State of the Union جلسۀ وسیع قوای ثلاثۀ امریکا دایر می شودو رئیس جمهور گزارش یک ساله کار کرد ها و چگونگی حالت اتحاد دولت فدرالی امریکا را ارائه میکند، گفت که ایالات متحده سهم پولی خود را باید به صندوق وجهی بین المللی IMFبپردازد تا این صندوق بتواند علیه بحران اقتصادی در آسیا مقابله کند. او گفت این بنفع امریکاست زیرا بگفتۀ او اگر جلو وخامت بیشتر این بحران گرفته نشود، این بحران در دو عرصه ذیل بالای اقتصادامریکا اثر وارد خواهد کرد:


اولآ تشدید بحران در کشور های آسیایی موجب خواهد شد تا صادرات امریکا به این منطقه تقلیل حاصل نماید.
ثانیآ اگر بحران موجب تشدید موج دیوالواسیون ها درین کشور ها شود و در پی آمد آن نرخ دالر امریکایی بالا برود کالا های ساخت این کشور ها به دالر امریکایی دربازار جهانی به نرخ ارزانتر عرضه خواهد گردید. این روند نه تنها موجب تقلیل صادرات امریکا در مقیاس جهانی خواهد گردید ، بلکه موجب خواهد شد تا درداخل بازار های امریکا نیز قیمت ها زیاد پایین بیاید.
الن گرین سپان رئیس فدرال ریزرف Federal Reserve یا بانک مرکزی امریکا نیز درین اواخر چندین بار به اعضای کانگرس هوشدار داده است که اگر بحران اقتصادی آسیا جدی گرفته نشود، پی آمد های ناگوار وحتی عواقب غیر مترقبه وخیم بالای اقتصاد امریکا و اروپا خواهد داشت.او گفت اولین علایم اثرات این بحران در اقتصاد امریکا در جریان فصل بهار امسال نمایان خواهد گردید. بنابرین دلایل او وکلا وسناتوران امریکا را تشویق نمود تا سهم امریکا را به صندوق وجهی بین الملی بپردازند.
حال میپردازیم به اینکه در کدام عرصه ها بحرانی که درآسیا آغاز گردیده است بالای اقتصاد امریکا اثر وارد خواهد کرد.

ب - عرصه های آسیب پذیر

1 - دیفلاسیون : باز هم آ قای گرین سپان (رئیس بانک مرکزی امریکا)در اوایل جنوری امسال (1998) برای اولین بار اعتراف کرد که بحران اقتصادی آسیا باعث بروزدیفلاسیون در امریکا خواهد شد.
دیفلاسیون عبارتست از تنزیل شدید قیمت کالا ها و خدمات. منطقآ دیفلاسیون نباید قابل تشویش باشد. همه باید از پایین بودن قیمت ها راضی باشند.خطردیفلاسیون درین امر مضمر است که پایین آمدن شدید قیمت ها بخصوص به علت ورود کالا های ارزان قیمت از خارج موجب خواهد شد که قیمت هاپایین تر از قیمت تمامشد نزول کند ، درین حالت مفاد نا ممکن میشود ، بنابرین هیچ سرمایه گذار علاقه به تولید کالا و عرضۀ خدمات نمیگیرد که در پی آمد آن تولید بطی یا متوقف گردیده فابریکه هاورشکست و مسدود خواهند شد و کارگران به بیکاری سوق خواهند گردید.
بر اساس تحلیل John H. Makin یکی از پژ وهشگران American Enterprise Institute آسیا میتواند عرضۀ اضافی خود را به غرب انتقال دهد . آسیا کالا های خود را به نرخ بسیار نازل به غرب صادر خواهد کرد که این عملیه موجب خواهد شد در اروپا و امریکا قیمت ها بشدت تنزل نماید و دیفلاسیون مسلط شود.
مسابقۀ تزیل نرخ کالا ها و خدمات در آسیا در جریان سال 1994 آغاز یافت ، هنگامیکه چین نرخ پول خود را به تناسب دالر امریکایی 35 فیصدتنزیل داد. به تعقیب آن جاپان گذاشت ین چاپانی درمقابل دالر امریکایی آزادانه نوسان کند.تایوان و کوریا نیز از جاپان پیروی کردند و دست به دیوالواسیون زدند و ارزش تبادلوی پولهای خود را از 10 تا 30 در صد به تناسب دالر پایین آورد ند. مرحلۀ دوم دوالواسیون ها در جریان ششماه اخیر که کشور های آسیایی غرق بحران گردیدند ، صورت گرفت. بر مبنی پیشبینی های اهل خبره ، طی سه الی ششماه آینده ، موج جدید دیوالواسیون ها کشور های آسیایی را در بر خواهد گرفت(Wall Street Journal, Aug.31th 1997)
وضع برای اروپا و امریکا هنگامی خطرناک و قابل تشویش خواهد شد که حکومات چین و جاپان مجبور شونددست به ویوالواسیون بزنند ، که این امر موجب خواهد شد صادرات اروپا و امریکا به سایر نقاط جهان تقلیل حاصل کند و برعکس واردات امریکا و اروپاازدیادحاصل خواهد کرد .واردات کالا های ارزان قیمت کشور های آسیایی در اروپا و امریکا موجب تشدید دیفلاسیون درین دوقاره خواهد گردید از همین نقطه نظررهبران امریکا و اروپا مقامات ذیصلاح چین و جاپان را شدیدآ تحت فشار قرار داده اند تا جلو دیوالواسیون را در کشور هایشان بگیرند.

2 - تقلیل صادرات : چنانچه در فوق شرح داده شد دیوالواسیون های کشور های آسیایی و بالارفتن نرخ تبادلوی دالر درین کشور ها موجب شده است که کالا هی ساخت امریکا در رقابت با کالا های ساخت آسیا در بازار های امریکا و بازار های بین المللی به قیمت های بالا تر عرضه گردند .این وضع در جریان ماه های آینده موجب تقلیل صادرات امریکا به آسیا و سایر نقاط جهان خواهد گردید.
مطابق یک جدول و تصویری که در وال ستریت ژورنال مورخ 26 نوامبر 1997 در صفحۀ A2 آن بچاپ رسیده است ، بخشهای غربی امریکا بخصوص کالیفرنیا بیشتر به آسیا وابسته بوده وزیادتر به این منطقۀ جهان صادرات دارند.
مطابق ارقام U. S. Census Bureau در شمال غرب امریکا 59 فیصد صادرات و در جنوب غرب این کشور 50 فیصد صادرات به یازده کشور آسیائی صورت می گیرد. بر اساس این مطالعات صادرات ایالات متحدۀ امریکا به کشور های آسیایی 40 در صد مجموع صادرات امریکا را تشکیل میدهد.
بنابر تحلیل David Hale در پی آمد بحران کنونی ، تمام صادرات امریکا به کشور های آسیائی متوقف نخواهد شد اما در حدود 50 درصد درین صادرات تقلیل به مشاهده خواهد رسید. این تقلیل صادرات به تنهایی کسر بیلانس تجارتی امریکا را از 190 میلیارد دالر به 300 میلیارد در سال خواهد رسانید.(مجلۀ تایم 6 نوامبر 1997 ص 49) دیفلاسیون و تقلیل صادرات امریکا موجب خواهد شد بخشی از فابریکه های امریکا مسدود گردند و کارگران به بیکاری سوق داده شوند. این جریان موجب بطی شدن آهنگ رشد در امریکا گردیده وبالای وال ستریت نیز اثرات منفی وارد خواهد کرد.


3 - بطی شدن آهنگ رشد امریکا : درین اواخر اکثر تحلیل گران اقتصادی امریکا به تدریج به این نتیجه رسیده اند که حتی اگر بحران اقتصادی آسیا شدت بیشتر هم حاصل نکند، همین سطح فعلی بحران کافیست تا موجب بطی گردیدن آهنگ رشد اقتصادی امریکا و اروپا گردد.
اکثر تحلیلگران اقتصادی اکنون به این باورند که در اثر بحران اقتصادی آسیا، آهنگ رشد جهانی در جریان سال 1998 ، نمی تواند بیشتر از 2.60 درصد ارتقا کند درحالیکه هم اکنون آهنگ رشد ایالات متحده امریکا ، 3.9 در صد GDP محصول نا خالص ملی امریکا را تشکیل میدهد.اکثر تحلیلگران قبول می کنند که بحران اقتصادی آسیا حد اقل نیم فیصد آهنگ رشد امریکا را بطی خواهد ساخت.این نیم درصد در حدود ده میلیارد دالر محصول ناخالص ملی امریکا را تشکیل خواهد داد. اگر آهنگ رشد امریکا بطی تر گردد امکان دارد حتی تا صد بیلیون دالر در محصول ناخالص ملی امریکا تقلیل بمشاهده برسد.

4 - پایین آمدن توقع مفاد و تنزیل شاخص های سهام در وال ستریت :

یکی از نشانه های قوی بودن اقتصاد امریکا و رشد پیهم اقتصاد این کشور به یک فیصدی بزرگ در جریان 9 سال اخیر ، اینست که بازار سهام در وال ستریت در جریان این9 سال گذشته بگونۀ دوامدار رونق کرده است. امروز در جامعۀ امریکا در حدود چهل در صد مردم به شکلی از اشکال در بازار بورس سرمایه گذاری نموده اند.
در جریان این نه سال در اثر بالارفتن منظم نرخ سهام ، این دسته مردم متمول تر شده و درگردش چرخ اقتصادی سهم گرفته اند. اگر در جریان سال 1998 نرخ سهام به مقیاس سال گذشته بلند نرو د و حتی نزول کند در دو عرصه بالای اقتصاد امریکا اثر وارد خواهد کرد:
نخست اینکه در صورتیکه توقع مفاد توسط خرید سهام و سرمایه گذاری ازین طریق کمتر شود، تعدادذیاد مردم از سرمایه گذاری در بازار بورس اجتناب خواهند کرد بنابرین قیمت سهام پایین تر خواهند آمد و پایین آمدن نرخ بازار بورس بالای مجموع اقتصاد اثرات منفی وارد خواهد کرد.
دوم اینکه سطح مصرف جامعه پایین خواهد آمد. به این شرح که حدود چهل در صد مردم امریکاکه در بازار سهام سرمایه گذاری نموده اند مصرف سالانۀ آنها توسط مفاد یا ضرر درین عرصه متاثر میگردد یعنی اگر مفاد زیاد تر نمایند بیشتر مصرف خواند کرد و اگر مفاد آنها کمتر باشد مصرف نیز کمتر خواهدشد.چون مستهلکین امر یکا در حدود دوثلث چرخ اقتصادی این کشور را بحرکت می آورند، کم شدن میزان مصرف موجب تشدید بحران در امریکا خواهد گردید.( فورچن Furtune 8 دسامبر 1997 ص 28)
بنابر آنچه گفته آمدیم، علاوه بر سایر عوامل ، پایان آمدن رقم میزان مصرف در جامعۀ امریکا و پایان آمدن درجۀ خوشبینی به مفاد در بازار سهام ، موجب خواهند شد تا اقتصاد امریکا بطرف رکود کشانیده شود. این روند بعد از ربع اول سال آینده آغاز خواهد گردید.

5 - اثرات بحران اقصادی آسیا ازطریق امر یکای لاتین بالا ی ایالات متحدۀ امریکا:

بر مبنی تازه ترین گذارش هایی که در امریکای لاتین به نشر رسیده اند، مقدار صادرات امریکای مرکزی و جنوبی به آسیا و سایر نفاط جهان از آن سطحی که انتظار میرفت بیشتر تقلیل حاصل کرده ا ست.
در نتیجه این انکشافات ،بیلانس تجارت خارجی کشور های امریکای لاتین زیاد تر از آنچه پیشبینی شده بود در اثر بحران اقتصادی آسیا ، آ سیب دیده اند. به این معنی که یا کسر بیلانس تجارتی برخی ازین کشور ها عمیق تر گردیده ویا مازاد در بیلانس تجارتی آنها تقلیل حاصل نموده است.
بعقیدۀ Gray Newman گری نیومن (101*)یکی از متخصصین امور اقتصادی امریکای لاتین ، انکشافات تازه در آسیا ، موجب خواهد شد تا کشور های امریکای لاتین مانند کشور های آسیایی در جریان امسال (1998) دست به دیوالواسیون بزنند. این انکشافات در امریکای لاتین موجب خواهد شد تا قیمت کالا ها و نرخ خدمات به تناسب نرخ کالاها و خدمات در امریکای شمالی پایین تر بیایند . این روند اثرات اجتناب ناپذیر بالا اقتصاد ایالات متحده وارد خواهد کرد.( وال ستریت ژورنال 12 فبروری 1998 ص 14 A )


بخش ششم
اثرات غیر مترقبه، غیر قابل پیشبینی و خطر ناک بحران


این بخش ، یازده سال قبل در شمارۀ 307 هفته نامۀ امید به نشر رسیده بود



بحران اقتصادی کنونی جهان که از آسیا آغاز گردیده است ، از بحران اقتصادی 1929-1932 تاکنون در طول تاریخ بی سابقه است.در جریان بحران جهانی که در سال 1929 آغاز گردیده بود، بورس در وال ستریت در ظرف چند سال 82 درصد سقوط کرد.از آن تاریخ تاکنون، چندین بار بازار های جهانی بورس نوسان های شدید نموده اند ، که منجمله میتوان از بحران 1978 بگونۀ مثال یاد کرد، اما هیچگاه در جریان قرن بیست ، هیچ نوسان دیگر و هیچ بحران دیگر مانند بحران امروزی خصلت جهانی و عمیق نداشته است.
شاید در پهلوی عوامل دیگر یکی ازین عوامل این باشد که در پهلوی کشور های سرمایه داری ، اردوگاه کشور های سوسیالیستی وجود داشت که بحران اقتصادی درین کشور ها رخنه نموده نمی توانست.وشاید وجود اقتصاد سوسیالیستی در پهلوی اقتصاد سرمایه داری ،در مقیاس جهانی مانع جهانی شدن بحرانات اقتصادی می گردید ولی اکنون که کشور های سوسیالیستی سابق نیز در بازار سرمایه داری جهانی شامل شده اند، بحران میتواند مانند سالهای قبل از جنگ جهانی دوم ، خصلت جهانی حاصل نماید. در مقیاس جهانی در حالات ذیل احتمال وقوع حوادث غیر مترقبۀ خطرناک در شرایط کنونی وجود دارند:
اگر بعد از ربع اول امسال (1998)آمار و گذارش های اقتصادی بیانگر بطی شدن آهنگ رشد اقتصادی در امریکا و اروپا باشند و ذهنیت عامۀ جهان اطمینان حاصل کند که بحران اقتصادی که در آسیا آغاز گردیده است یک بحران منطقوی نی بلکه خصلت های جهانی دارد ، دستپاجگی در بازار های سهام رخنه کند وبازار های بورس مانند روز 27 اکتوبر1997 به یکباره سقوط کنند، مثلآ این بحران از وال ستریت آغاز گردد. صبح آن روز ، سرمایه گذاران آسیایی دسپاچه شوند و همه بطر ف بازار های بورس هجوم ببرند و سهام خود را فروخته بروند ،در جریان همان روز بعد تر بازار های اروپا باز شوند،این دستپاچگی به اروپا سرایت کند.در اروپا نیز از فرانکفورت تا لندن و پاریس نرخ سهام به شدت سقوط کند و این رویدادها روز بعد در امریکا دستپاچگی را تشدید کند و به این ترتیب یک دور و تسلسل خطرناک سقوط بورسها آغاز گردد.در چنین حالت در ظرف چند روز یا چند هفته همه نهاد های اقتصادی جهان ورشکست خواهند شدو سراپای تمام جهان را بحران اقتصادی فرا خواهد گرفت. این خطر ناکترین حالت وخامت بحران جهانیست که از قبل ، غیر قابل پیشبینی است. با توجه به اینکه محافل مالی جهان به آن درجۀ پختگی رسیده اند که بتوانند جلو وقوع چنین رویداد های غیر مترقبه را بگیرند ، وقوع چنین حوادث خطر ناک ، غیر محتمل بنظر می رسد.


برای پیشگیری این گونه دور و تسلسل خطر ناک لازمست رهبران امریکا و اروپا ، انکشافات اوضاع اقتصادی را به دقت تعقیب کنند. هیچ اشتباهی را مرتکب نشوند و حقایق را از مردم پنهان نکنند مگر آنکه پنهانکاری واقعآ لازم باشد بخصوص آنکه دو زمینۀ مساعد برای بروز دور و تسلسل دردناک وجود دارند. این دو زمینۀ مساعد عبارتند از بلند بودن عیر طبیعی نرخ سهام در وال ستریت و نوسانات شدید بازار های بورس جهانی:

1 - بلند بودن غیر طبیعی قیمت های سهام در وال ستریت :

بروز دوشنبه دوم فبروری 1998 بورس وال ستریت بر مبنی شاخص داوجونز 200 پاینت بالا رفت.این نوع بالا رفتن های بورس نیو یارک در شرایط بحرانی کنونی ، غیر عادی و خطر ناک است. از مدت ها به اینطرف بورس نیو یارک از حد معین و عادی به اندازه یی بالا رفته است که نمایندگی از کمایی و مفاد واقعی موسسات اقتصادی نمی کنند . موسساتیکه که سهام شان درین مارکیت خرید و فروش می شوند .
درین روز ها شاخص داوجونز به 8000 پاینت رسیده است. این رقم بالاتر از سطح مفاد واقعی کمپنی های امریکایی است بنابرین در آینده پائین خواهد آمد.اگر این رقم در حالت عادی ، بدون بحران پائین بیاید مهم تلقی نمی شود، ولی در جریان بحران در داخل امریکا و بازار های جهانی تاثیرات روانی ناگوار وارد خواهد کرد. به هر مقیاس که بورس نیو یارک بصورت غیر واقعی بلند برود ،به همان مقیاس سقوط آن شدیدتر احساس خواهد شد. سقوط از ارتفا بلند تر درناکتر است. این سطح بالای بورس وال ستریت که نمایندگی از ارزش واقعی سهام نمی کندزمینه رابرای وقوع دور وتسلسل خطر ناک مساعد ساخته است.

2 - نوسانات شدید بورس

بعد از ختم رخصتی طولانی سال جدید چینایی ، بروز دوشنبه دوم ماه فبروری ، نرخ سهام در بازار های بورس آسیا یی بشدت بالا رفت. بورس هانگ کانگ درین روز 14 % بالا رفت . به تعقیب آن بعد تر هنگامیکه در امریکا روز شد ، در نیو یارک ، شاخص داو جونز 200 پاینت بلند رفت. اگر به این ترتیب نرخ های بازارهای بورس در آسیا، امریکا و سایر نقاط جهان ، یک روز بسیار بالا بروند وچند روز بعد بشدت سقوط کنند ، مراکز خرید و فروش سهام به قمار خانه های شبیه لاس ویگاس و موناکو تبدیل خواهند شد ،به این تفاوت که درین قمارخانه های نوین ، بانکها و موسسات مالی بزرگ جهان ، دست به قمار بازی خواهند زد.حتی اگر این نوع نوسان های شدید به گونه یی بالا و پایین شوند که بعد از چند ماه سطح نرخ مجموعی بازار بورس ثابت هم باقی بماند ، نوسانات موجب ورشکستی سرمایه گذاران و نهاد های مالی و تولیدی خواهد شد.این نوع نوسانات فضای اقتصادی را توفانی می سازند. بی اعتمادی ایجاد می کنند و زمینه را برای سقوط غیر مترقبه و شدید بازار های جهانی بورس ، مساعد می سازند.

بخش هفتم


پی آمد های سیاسی و اجتماعی بحران کنونی


این بخش برای اولین بار در شمارۀ 309 هفته نامۀامید به نشر رسیده بود

در ختم این بحران اقتصادی ، احتمال دارد توازن قوا در جهان طوری تغیر بخورد که امریکا به آرزویی برسد که کشوری که در قلمروش آفتاب غروب نمی کرد ،( انگلستان) نرسیده بود.همچنان در پایان این بحران جهانی، جنبش های سیاسی و اجتماعی به گونه یی انکشاف خواهند کرد که در قرن بیست و یکم ، عدالت اجتماعی بیشتر در جهان تامین گردد.

الف - بزرگترین بازی بزرگ :



درین اواخر عدۀ زیاد سرمایه گذاران امریکایی ، بحران اقتصادی در آسیا را حریصانه از یک زاویۀ دیگر نگاه می کنند. آنها بفکر خریداری های بزرگ و بی سابقه درین منطقه افتاده اند.
برخی از سرمایه گذاران امریکایی به این باورند که بحران آسیا به اروپا وامریکا سرایت نخواهد کرد، و اگر سرایت هم کند شدت بحران در امریکا و اروپا به مقیاس شدت آسیا موجب ورشکستگی های زیاد نخواهد شد ، بنا برین بفکر خریداری بزرگترین بانکها ، فابریکه ها و سایر موسسات مالی و تولیدی آسیا افتاده اند. اگر سرمایه داران امریکا موفق شوند تمام شاهرگ های اقتصادی آسیا را به نرخ کاه ماش خریداری کنند ، این یک رویداد بزرگ تاریخی بشمار خواهد رفت.
در جریان قرن نزده و بیست قمار ها و بازی های سیاسی بزرگ در صحنۀ جهانی بین قدرت های کرۀ زمین صورت گرفته است، ولی Game یا بازی که اکنون بالای میز قمار جهانی قرار دارد ، چنان بازی بزرگ خواهد بود که تمام بازی های قبلی در مقابل آن حیثیت بازی اطفال را خواهد داشت.
این بازی منتج به تسلط بلامنازع امریکا بالای تمام جهان از طریق شاهرگ های اقتصادی آسیا خواهد گردید. اینکه چرا تاکنون این مسابقه بین امریکا و اروپا آغاز نگردیده است ، اینست که همه در کمین آنند تا بحران در پائین ترین نقطۀ خود برسد. تام گالوین Tom Galvin طراح ستراتیژی های Deutsche Morgan Grenfell چند هفته قبل یک حرف بسیار تکان دهنده و دلچسپ زد. او گفت (( فکر نمی کنم که برای خریداری چانس های طلایی در آسیا هنوز موقع مناسب فرا رسیده باشد. تا زمانیکه خون در جاده ها جاری نگردیده و فابریکه ها در های خود را نبسته اند ، ما نباید خریداری فابریکه ها و بانکها را در آسیا آغاز کنیم.))( یو اس آ تو دی USA Today 16 جنوری سال 1998 ص بیB3)
کیم داوجونگ Kim Dae-jung رئیس جمهور تازۀ کوریای جنوبی گفت که امروز تمام بخش های اقتصادی کوریای جنوبی بشمول 26 بانک ، 27 کمپنی دلالی سهام، 12 کمپنی بیمه و 21 بانک تجارتی را میتوان به مبلغ کمتر از چهار میلیارد دالر خریداری کرد.بعقیدۀ Michael Carr این نوع چانس های طلا یی هر وقت بدست نمی آید، اما هوشیاری و تاکتیک خوب ایجاب می کند که باید هنوز هم بیشتر صبر کرد.( USA Today 16 فبروری 1998 ص 1 بی ) درین روز ها صد ها سرمایه دار بزرگ امریکا در کمین اند و مراقب اوضاع می باشند تا چه وقت موقع مناسب فرا می رسد تا ازین چانس های طلایی استفاده کنند و اکثر بانکها ، فابریکه ها و سایر نهادهای اقتصادی و مالی آسیا را خریداری کنند.
صندوق وجهی بین المللی با تحمیل سیاست های لیبرالیستی در عرصه های اقتصادی و مساعد ساختن زمینه ها برای سرمایه گذاری های خارجی ، شرایط را بیشتر درین عرصه برای سرمایه داران بزرگ امریکایی و اروپایی سهل تر می سازد. به عقیدۀ Herbert Lurie یکی از کارمندان Merrill Lynch باید وضع را مطالعه وبررسی کرد که تاچه اندازه هنوز هم قیمت هاپائین تر می آیند. سرمایه گذاران امریکایی و اروپایی که در کمین اوضاع می باشند معتقدند که وضع در کوریای جنوبی ، اندونیزیا و تایلند وخیمتر خواهد شد.قیمت سهام هنوز هم بیشتر سقوط خواهند کرد. آنها بمجرد آنکه اطمینان حاصل کنند که بورس کشور های آسیایی در پائین ترین نقطه سقوط نموده اند، مسابقۀ خریداری این نهادهای ورشکست شده ، بشدت بین سرمایه داران امریکایی و اروپایی آغاز خواهد گردید.اگر سرمایه داران جاپانی ازین بحران جان بسلامت ببرند ، جاپانی ها نیز درین رقابت شامل خواهند شد.
درین شب و روز در حدود 500 کمپنی امریکایی مراقب اوضاع آسیا هستند تا بمجرد فرا رسیدن موقع مناسب به خریداری های بزرگ اقدام کنند.درین جمله میتوان از کمپنی های ذیل نام برد:
جنرال موتورز، فورد سیتی کورپ کوکا کولا و NationsBank نیشنز بانک (یو اس ا تودی 16 جنوری 1998 ص بی ا).
اکثر گردانندگان این پنجصد کمپنی امریکایی معتقدند که اگر شدت بحران درحلقۀ آسیا محدود باقی بماندو شدت آن به سایر نقاط جهان سرایت نکند، آنها موفق خواهند شد تعدادزیاد کمپنی های آسیایی را به قیمت های نازل خریداری کنند.واضح است که این خریداری ها بدون رقابت اروپایی هاصورت نخواهد گرفت ، ولی با توجه به قدرت سیاسی ،نظامی و استخباراتی امریکا علاوه بر نیرومندی اقتصادی این کشور ،امریکا در موقف بهتر قرار دارد و درین بازی برنده خواهد شد.اگر امریکا موفق شود ازین طریق از نظر اقتصادی بالای تمام کرۀ زمین تسلط حاصل نماید ، این بزرگترین بازی تاریخ بشریت خواهد بود ، ..ولی اگر حوادت غیر مترقبه و غیر قابل پیشبینی موجب سرایت بحران به تمام جهان گردیده و باعث گردد تا امریکا نیز درین بحران غرق شود، درانصورت برندۀاین بازی کشوری خواهد بود که سالها قبل یکی از رهبران آن می گفت (( جنگ ببر ها را باید از فراز کوه تماشا کرد)) در آنصورت برندۀ این بازی بزرگ چین خواهد بود.

ب - اثرات بحران بالای جنبش های کارگری


در جریان ماه نوامبر 1997 هنگامیکه بحران اقتصادی ، کوریای جنوبی را بشدت تکان میداد، هر روز بطور اوسط یکنفر سرمایه دار ورشکست شده درین کشور خود کشی می کرد.بحران اقتصادی غنی و فقیر را نمی شناسد، هر دورا ضربه میزند ، ولی رخ تیز بحران اقتصادی بیشتر متوجه کارگران و زحمتکشان است.
در جریان ششماه اخیر در تایلند، مالیزیا، فلیپین ،کوریای جنوبی و سایر کشور های درگیر بحران، صد ها نهاد اقتصادی، فابریکه ها و بانکها مسدود گردیده ، کارگران و کار مندان این موسسات به سیل بیکاران پیوسته اند. از طرف دیگر سقوط ارزش تبادلوی پولهای محلی از 20 الی 80 درصددر مقابل دالر امریکایی موجب تشدید انفلاسیو ن گردیده و قیمت ها بشکل سر سام آور بلند رفته میروند.این رویدار ها باعث شده تا ملیون ها انسان به فقر کشانیده شوند. کارگران درین کشور ها درین اواخر قدرت پرداخت کرایه خانه و تداوی اطفال خود را ندارند. وضع زندگی طبقۀ کارگر در شرق دور و جنوب شرق آسیا قبل از بحران نیز چندان خوب نبود.آنها مانند کارگران اروپایی ، بیمه های اجتماعی نداشتند. اکنون وضع آنها خراب تر شده است. درین عرصه بطور مثال در اندونیزیا آن بخش جمیعت که در پائین ترین سرحد فقر قرار داشت ، آندسته مردمانی که فاقد ابتدایی ترین وسا یل معیشت بودند ، در سال 1996 یازده ونیم درصد نقوس 200 میلیونی اندونیزیا را تشکیل میداد. این رقم در سال 1998 به 17 درصد رسیده است.تعداداین دسته فقرا هر روز بیشتر شده میروند.( USA TODAY Jan. 16th 1998 page 2B)ارقام مشابه را میتوان در تایلند، مالیزیا ، وکوریای جنوبی مشاهده کرد.


خرابی وضع اقتصادی تمام مردم بخصوص کارگران ودهقانان در آسیا و در صورت جهانگیر شدن بحران ،در تمام جهان موجب خواهد شد تا دگرگونی های مهمی در جهان رونما گردد که مهمترین آنها عبارتند از :
- ارتقای نقش اتحادیه های صنفی ، بخصوص اتحادیه های کارگری.
- ازدیاد تعداد تظاهرات خیابانی ، اعتصابات و سایرمظاهر مبارزات کارگری و دهقانی و درگیری ها و جنگ های داخلی و منطقوی .
- احیاو تقویۀ دربارۀ اندیشه های چپ که بعد از فروپاشی اردوگاه سوسیالیستی در سطح جهانی تضعیف گردیده اند.
- تقویۀدوبارۀ احزاب چپ.
- تغیرات پیهم سیاسی در رهبری این کشور ها.
- حکومت های جدید در مقابل وضع جدیدی که بحران ایجاد میکند بی تفاوت باقی نمانده تحت فشار نیروهای چپ ، ریفورم هایی شبیه به نیو دیل New Deal که در امریکا در زمان ریاست جمهوری فرانکلن روزولت Franklin D. Roosevelt تطبیق گردیده بود ، در کشور های بحران زده عملی خواهند شد.
ناگفته هویداست که تحولات بنیادی اجتماعی و سیاسی که در پی آمد این بحران جهانی رونما خواهند گردید ، موجب احیای دوبارۀاحزاب کمونیستی طراز استالینی نخواهند گردید که باعث بد نام شدن سوسیالیسم گردیده اند اما آرمانهای عدالت اجتماعی هیچگاه بدنام نشده اند و نخواهند شد.بحران اقتصادی جهانی یی که در آسیا آغاز گردیده است یکبار دیگر در عمل ثابت خواهد ساخت که سرمایه داری بی بند و بار که صرف تابع قانون جنگل باشد هم راه حل آیندۀ جامعۀ بشری نیست. جهان بعد ازین بحران، با قدم های استوار و به اطمینان بسوی یک جامعه یی حرکت خواهد کرد که درآن نه سرمایه داری بی بند و بار مسلط باشد و نه کمونیسم خشن ، بلکه یک جامعۀ سرمایه داری با عدالت اجتماعی و یا یک جامعۀ سوسیالیستی با چهرۀ انسانی . یک ترکیب زیبا از هر دو سیستم در جهان آینده مسلط خواهد شد.
در اخیر بار دیگر از دانشمندان محترم افغانستان که این مقاله را با حوصله مندی مطالعه نموده اند ، خواهشمندم در مورد خلا ها و کمبود های این نوشته بنویسند تا در آینده نه تنها من ازایشان بیاموزم و در نوشته های بعدی آنرا در نظر بگیرم ، بلکه در غنای نوشته های سایر نویسندگان محترم ما نیز بیفزاید.
خوشابحال ما که در یک کشوری زندگی می کنیم که آزادی بیان وجود دارد، در یک محیطی که هر چه می خواهیم می نویسیم. خوشبختی ما فزونی بیشتر می یابد ازینکه در قاره امریکا هفته نامۀ وزینی چون «امید» وجود دارد که بخاطر اعتقاد عمیق به آزادی بیان، نوشته هایی را موقع نشر میدهند که با محتویات آن صد در صدموافق هم نمی باشند.









Return to Homepage

1 1